همه چیز دونی!
یکشنبه 1 اسفند 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک
- کیمیای نویسندگی
درس هایی درباره داستان نویسی(6)

هر چه می نویسید مفهومی ندارد، نه؟ عمق شخصیتهایتان به عمق کاغذ سلوفان است. داستان مثل سیاه مست هایی که تشنج دارند تلوتلو می خورد. خط طرح فاقد منطق است و دلیلی برای ادامه ی داستان وجود ندارد و نویسنده ی حرفه ای شدن به رؤیایی واهی می ماند.

بسیار خوب. حالا دیگر شما واقعاً به نویسندگی علاقه دارید و به زودی به مهارتی که قبلاً نداشتید دست خواهید یافت. منتها اینک در بخش تاریک و اسرارآمیز مراحل نویسندگی – که توضیح دادنی نیست – هستید. اما قبل از اینکه نویسنده شوید باید حتماً این بخش وصف ناپذیر را حس کنید.

شخصیت نویسنده هم در همین مرحله آزموده می شود.

و باز کیمیای نویسندگی در همین مرحله اتفاق می افتد. همان گونه که کیمیاگران قدیم رنجی برخود هموار می کردند تا سرب را تبدیل به طلا کنند و نمی توانستند، نویسنده نیز سعی می کن با رنج و زحمت چیزهای بی ارزش را تبدیل به گنج کند.

کیمیاگران ناکام می ماندند اما نویسنده موفق می شود.

ناگهان در کمتر از یک چشم به هم زدن، نوشته شما دگرگون می شود. و عجیب آنکه دقیقاً به همان چیزی تبدیل می شود که می خواستید. اما چرا این تغییر ناگهانی این قدر طول می کشد؟ دلیل آن، تن به تجزیه و تحلیل نمی دهد اما شیوه ی دستیابی به آن قابل درک است: سختکوشی، پایداری و ایمان نویسنده به کارش.

خود نویسنده همیشه به پیشرفت کارش واقف نیست. چرا که ذهنش آنقدر مشغول درست از کار در آوردن اثر است که تمام مهارتهایی را که آموخته است و به کار می بندد نمی فهمد. در این هنگام وی نه تنها فنون پیچیده تری را می پرورد بلکه آگاهانه در طی مراحل کار خود، مدیری را خلق می کند که چنان پیوسته همه چیز را می آمیزد و ترغیب و پیوند می دهد که ناگهانی می نماید. و بعد پیش می رود و قلم می زند، چون کار نویسنده نوشتن است.

گاهی اوقات یک سال تمام از وقت نویسنده صرف نوشتن و پرداختن از این تغییر ناگهانی به تغییر ناگهانی دیگر و از این کیمیاگری به کیمیاگری دیگر می شود و فقط اگر پایداری کند و اعتماد به نفس داشته باشد، آن کیمیا ناگهان رخ خواهد نمود.

 

25- هدف کلی آماده سازی

درس هایی درباره داستان نویسی(6)

از شیوه ی آماده سازی در وضعیتی در زمان حال استفاده می کنند تا به واقعه ای که در آینده رخ خواهد داد اشاره کنند. آماده سازی شگرد محافظ و نوعی مقدمه چینی عمدی نویسنده است تا خواننده را آماده ی پذیرش و باور کردن تغییرهای آینده ی روابط، اشخاص، طرح و حوادث کند. آماده سازی ظریف، مشخص یا صریح است.

 

آماده سازی ظریف: جنگلبانی که مشغول گشت زنی است به غاری برمی خورد که قبلاً ندیده است. قبل از اینکه توی غار را ببیند صدای جیغی می شنود. غار را رها می کند و با اسب به طرف جایی که صدا را شنیده می تازد. آماده سازی مشخص: تلویزیون مردی را نشان می دهد که مشغول تمیز کردن هفت تیرش است. مرد به دیوار نگاه می کند. روی دیوار عکس رئیس پلیس است. مرد با هفت تیرش به عکس نشانه می رود و می خندند: «تَق تَق، دیگر مُردی.»

 

آماده سازی صریح: فردا از سِمت فرمانداری استعفا خواهد کرد.

هدف نویسنده از داستانگویی، خلق اشخاصی جذاب است که در سلسله ای از حوادث شرکت دارند و قصه ای پرکشش را پدید می آورند. اما نویسنده هرگز نباید بگذارد خواننده بی دلیل و بی مقدمه غافلگیر شود یا یکه بخورد. نویسنده از غافلگیری استفاده می کند تا خواننده را عمیقاً در زندگی اشخاص و حوادث داستان شرکت دهد. آماده سازی به مثل، نجوایی نه چندان جدی است که: «اگر چنین اتفاقی افتاد تعجب مکن»، یا درخواستی توأم با فریاد است که: «اگر شخصیت، خط طرح و یا روابط به این نحو تغییر کرد، یکه نخور.»

 

مثال: اگر قرار است بچه ای ناگهان در وسط پیشانی اش چشم سومی سبز شود، بهتر است قبل از این اتفاق، در آزمایشگاه و مشغول بازی با شیشه قرص های سبز رنگ باشد و قبل از اینکه پدرش – که دانشمندی دیوانه است – بتواند شیشه را از دستش بگیرد، بچه یکی از قرصها را ببلعد.

نوع نوشته (متلون، پرخشونت، پرتنش و غیره) نیز وضعیت صحنه ی بعد را از پیش مشخص می کند. به علاوه توصیف شخصیت نیز خبر از رفتار آینده ی شخصیت می دهد.

مثال: گری صورتی باریک داشت و هرگاه جلویش پول بود دستانش را به هم می مالید.

 

26- فصل آغازین (افتتاحیه)

درس هایی درباره داستان نویسی(6)

فصل اول نه تنها آغازگر رمان است بلکه خواننده را برای درک بسیاری از شیوه های فنی که نویسنده در طول رمان به کار می گیرد آماده می کند. وجود آنها (شیوه های فنی) در فصل اول باعث می شود تا خوانده هرچه جلوتر می رود اشکال پیچیده تر و مفصلتر این شیوه های فنی را نیز به راحتی بپذیرد. مثلاً اگر رمان به لحاظ ساختار تکه تکه است نویسنده باید فصل اول را با چند حادثه ی مجزا از هم بسط دهد و در آن حداقل سه وقفه باشد: وقفه ی زمانی، وقفه ی مکانی و وقفه در زاویه ی دید.

 

مثال: داستان با یک بحران آغاز می شود: دیپلماتی با مأمور دشمن مذاکره می کند تا به گروهی تروریستی که سفیر را دزدیده، پولی بپردازد. (وقفه) داستان با چرخشی دیگر، به شرح وضعیت زن سفیر که مشغول تهیه مقدمات مراسم با شکوه تشییع جنازه ی شوهرش است. در اینجا سه داستان، سه شخصیت و سه موقعیت متفاوت داریم.

اگر نویسنده بخواهد در طول رمان از چند زاویه دید استفاده کند، باید  در تک تک صحنه های فصل اول سلسله ای از زاویه ی دیدها را به کار گیرد  تا بتواند ساختار رمانی اپیزودوار را پی ریزی کند.

مثال: وقتی دیپلمات به زن سفیر تلفن کرد نماینده ی دشمن خندید. فکر کرد: «اینها فقط موقعی که به کسی ظلم می کنند، خوشحال اند.» دیپلمات گفت: «خانم ترمین مطمئن باشید که ما هر کاری از دستمان بربیاید انجام می دهیم تا هرچه زودتر لارنس آزاد شود.» صدای عاجزانه خانم ترمین آدم را عصبانی می کرد. شاید سفیر از اینکه پیش تروریستها بود خوشحالتر بود. زن سفیر پرسید: «چرا باید حالا بدزدنش؟ ما چهارم این ماه مهمانی داریم.» و در همان حال با ناراحتی لب پایینی اش را گاز گرفت. دیپلمات اهمیتی به حرف زدن نداد. لارنس هم هیچوقت از جشنهای باشکوه زنش خوشش نمی آمد.

 

استفاده ی ریز بافت نویسنده از شیوه های فنی در فصل آغازین- که بعداً در رمان به شکلی مفصل از آنها استفاده خواهد کرد – باعث می شود که خواننده در فصلهای دیگر، ناگهان با شیوه های جدید روبرو نشود و یکه بخورد. نویسنده هرگز نباید اجازه دهد خواننده رمان را کنار بگذارد و از خود بپرسد: «چرا نویسنده این کار را کرده؟»

ادامه دارد...





نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،


درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic