همه چیز دونی!
پنجشنبه 5 اسفند 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک

درس هایی درباره داستان نویسی(8)

                            درس هایی درباره داستان نویسی(8)

31-عادت نویسندگی

فقط تعداد کمی از نویسندگان حرفه‏ای یا مبتدی اشتیاقی دائمی به نوشتن دارند. چون بسیاری از چیزها حواس را پرت می‏کند و نویسنده را از حالت خلاقیت بیرون می‏آورد: خاواده، شغل، افسردگی‏ها، تفریحات، احساس پوچی ... مسابقات بولینگ،...، گردش دسته‏جمعی، تلویزیون و غیره.

تنها راه مبارزه با این چیزها که مخل کار نویسندگی هستند، تقویت قوای خود با سنگر گرفتن در استحکامات نفوذ ناپذیر «عادت به نوشتن» است.

اگر هر روز با عزمی جزم ننویسید هیچ‏گاه نویسنده حرفه‏ای و مادام‏العمر نخواهید شد. نویسنده خودش کارفرمای خودش است و شخصیت خودش هر روز او را به نوشتن وا می‏‏دارد. سرمایه‏گذاری او نیز مثل شرکت‏های واقعی که متعهد به پیشرفت کار و سوددهی هستند، نهایتاً سود می‏دهد.

باید هر روز- به جز در مواقع پیشآمدهای اضطراری- نوشت. نویسنده‏ها مرخصی استحقاقی ندارند.

در صورت امکان باید هر روز در زمانی مشخص و جایی ثابت نوشت. جای نوشتن نویسنده باید محرابش باشد و در آن از دنیا فارغ شود. وقت نوشتن باید آنقد‏ر برای زندگی نویسنده حیاتی و طبیعی باشد که به بقیه چیزهای مخل نوشتن همچون تهدیدی جدی علیه آسایشش بنگرد. ممکن است این گفته به نظر تعصب‏آمیز، سهل‏انگارانه و بی‏رحمانه بیاید، ولی این‏طور نیست. چرا که اگر کسی سعی کند وکیلی، پزشکی، لوله‏کشی، کشیشی یا نوازنده‏ای را از کار باز دارد، او را با بی‏رحمی تمام ادب می‏کنند.

نویسنده باید عادت ثابت و منظم نوشتن را در خود به وجود بیاورد تا این عادت او را مجبور به نوشتن کند. باید ننوشتن برای او سخت‏تر از نوشتن باشد.

- رمان معما، جنایی ، شک و انتظار و جاسوسی

پایه‏گذار داستان معما، جنایی، شک و انتظار یا جاسوسی ادگار آلن‏پو نبوده است. سرچشمه این نوع داستان به اساطیر یونانی باز می‏گردد. اودیسه و انجیل نیز آن را کامل کردند و امروزه نیز این نوع داستان همچنان به حیات خود ادامه می‏دهد. تیسوس نمی‏گذارد مینوتور با آن اشتهای حیوانی‏اش آریادنی را بخورد. داود که شیفته بتشبع است، یوریا را به کام مرگ (جنگ) می فرستد. بسیاری از قصه‏های چاسر و نمایشنامه‏های شکسپیر (هملت، اُتللو و مکبث) نیز جزو همین نوع ادبی هستند. نویسندگان آنها نیز شیوه‏هایی را به کار می‏بستند که هنوز داستان‏نویسان از آن استفاده می‏کنند.

این نوع داستان به لحاظ شکلی ساده است اگر چه ممکن است شیوه‏ها و شگردهای طرح‏بندی آنکه در چارچوب همین شکل صورت می‏گیرد، پیچیده باشد. برای نوشتن آن باید برخی از راهنمایی‏های اساسی را به کار بست، سپس با مهارت‏های شخصی خود آن را اصلاح کرد و بعد بنا به ضرورت و فی‏البداهه خلاقیت‏هایی در آن انجام داد. اما راهنمایی‏ها، قانون نیست، بلکه صرفاً سنت‏هایی ماندگار است که در طی قرون کارآیی خود را نشان داده است.

 

الف) هر اتفاقی چه کوچک و چه بزرگ، که در داستان روی می‏دهد باید با طرح داستان ارتباط داشته باشد. پس زمینه‏های زائد و بی‏ربط را حتی اگر هم جذاب باشد، باید از داستان حذف کرد. همه مطالب باید طرح و داستان را تقویت کند.

ب) قهرمان یا قهرمان زن (کار‏آگاه، مآمور تحقیق یا ناظر بی‏گناه) باید ارتباط یا پیوندی با صحنه داستان داشته باشد تا داستان باور کردنی شود: کارآگاه: سابقه پلیس بودن. پزشک: بیمارستان. وکیل: دادگاه. مامور تحقیق بیمه: شرکتی بزرگ، مشتری ثروتمند و غیره. و این باعث می‏شود تا شخصیت اصلی و خواننده در به در دنبال شناسایی آنها نباشد.

ج) جنایات پیش پا افتاده دیگر کسی را مسحور و متوحش نمی‏کند. اکنون، روزنامه‏ها اخبار جنایاتی را درج می‏کنند که خشتن‏تر و خونین‏تر از داستان‏های جنایی نویسندگان است. به همین دلیل هم امروزه، رمان‏های جنایی نباید به جنایات پیش‏پا افتاده بسنده‏ کنند، بلکه داستان را باید براساس قتل‏ها و اتفاق‏های بسیار خاص و مهم بنا نهاد.[اینک در جامعه امریکا] دیگر همجنس‏بازی، خیانت در زناشویی و حتی زنای با محارم تخلفاتی معمولی به حساب می‏آیند. باید در داستان قتل‏های زیادی رخ دهد. تجدید فعالیت گروهی فاشیستی یا تروریستی که دولتی محافظه کار را تهدید می‏کند، خیانت به منافع ملی و نابودی جهان با بمب‏های اتمی حرارتی، داستان‏های قابل قبولی هستند. هرچه جنایت تکان دهنده‏تر و فاجعه‏آمیز‏تر باشد، احتمال چاپ شدن آن نیز بیشتر است.

د) بهتر است داستان را با قتلی هولناک یا تهدیدی وحشتناک علیه جهان آغاز کنیم. در ضمن همیشه باید برای حل جنایت و رفع تهدید از جهان محدودیتی زمانی مشخص کرد. چرا که در غیر این‏صورت شخصیت اصلی می‏تواند با احتیاط و بدون عجله نقش خود را ایفا کند حال آنکه باید به ستوه بیاید و با دستپاچگی و دیوانه‏وار عمل کند.

ه) لزومی ندارد شخصیت (یا اشخاص) اصلی بلافاصله همدلی خواننده را برانگیزد یا گیرا باشد. اینک دوران ضد قهرمان (زن یا مرد) نیز هست. شاید در ابتدا شخصیت اصلی پذیرفتنی‏تر از شخصیت (یا اشخاص) پلید باشد. شخصیت اصلی باید کمی بعد و فقط موقعی که تاثیر عمیق جنایت و علت تعقیب کردن او آشکار شد همدلی خواننده را برانگیزد.

یکی از شگردهای پرکشش خط طرح، در خطر بودن زندگی قهرمان (زن یا مرد) است. حتی شاید قهرمان را شدیداً مجروح کنند اما همیشه بالاخره بهبود می‏یابد.

و) نقشه جنایت هولناک را باید از پیش بریزند. داستان زنی که هنگام مشاجره و در حالت مستی شوهرش را می‏کشد و راننده‏ای که کسی را زیر گرفته و فرار کرده است و حالا دربه‏در دنبالش می‏گردند، پیچیده نیست. جنایت از پیش طراحی شده عمدی است و پیچیدگی‏های لازم را برای گسترش و تبدیل به خط طرح‏های داستانی جذاب دارد.

ز) بین شک و انتظار و غافلگیری باید تعادل باشد. شاید هویت قاتل یا نابودگران در ضمن تعقیب و جستجو معلوم شود، اما سوال باید این باشد که «قاتل بعد از این چه کسی را خواهد کشت؟» یا «آیا او بالاخره جهان را نابود خواهد کرد؟» وقتی خواننده جواب را پیدا کرد، باید قربانی و علت قتل را تغییر داد یا از آن طرف، تدبیر دیگری برای نجات جهان مطرح کرد. شک و انتظار در داستان براساس اتفاقی قابل پیش‏بینی شکل می‏گیرد، اگر چه خواننده نمی‏داند که آن اتفاق چگونه رخ خواهد داد. بنابراین اگر قرار است قهرمان (زن یا مرد) بمیرد باید گذاشت تا سرانجام بمیرد.

میزان موفقیت داستان معما، جنایی، شک و انتظار یا جاسوسی بسته به آن است که نویسنده تا چه حد بتواند به ما بقبولاند که در خانه مجاورمان قاتلی زندگی می‏کند یا اگر جلوی این اشخاص پلید را نگیرند، دیگر فردایی نخواهد بود.

 

33- احساسات عام

باید شخصیت‏های رمان تاریخی یا معاصر را احساسات عامی که همدلی خواننده را برمی‏انگیزد به هیجان آورد. احساسات عام همان عواطف تغییر ناپذیر انسانی است و ربطی به قرنی که مردم در آن زندگی می‏کنند ندارد. این احساسات خواننده را با گذشته پیوند می‏دهد و هم حس می‏کند.

اگر رمان بر شباهت‏های عام تکیه نکند ضمن اینکه اعمال و درگیری‏های شخصیت‏های آن باور کردنی نخواهد بود، ماهرانه نیز نوشته نشده است.

افکار شخصیت‏ها را همیشه زمان شکل می‏دهد که آن هم بستگی به فلسفه غالب و نظام‏ اخلاقی فرهنگی خاص دارد. اما احساسات عام انسانی مافوق زمان است و در هیچ قرنی تغییر نمی‏کند: حس شور و سودا، شهوت، تنفر، عشق، جاه‏طلبی، حسادت، ترس و پرستش پرویی‏ها و رومی‏های باستان به لحاظ کیفیت و شدت، فرقی با احساسات امروزی ما ندارد. تنها تفاوت آنها در چیزی است که این احساسات عام را در هر شخصی برمی‏انگیزد.

اگر نویسنده عواطف شخصیت‏هایش را براساس این احساسات عام بنا نهد، خواننده امروزی را با همه دوران‏ها پیوند می‏دهد.

مثال: جولیوس سزار را سیاستمداران جاه‏طلب و تشنه قدرت ترور کردند. ایبراهام لینکلن را نیز سیاستمداران جاه‏طلب و تشنه قدرت کشتند. ایندیرا گاندی را هم سیاستمداران تشنه قدرت و جاه طلب ترور کردند.

بین این ترورها قرن‏ها فاصله بوده است، اما عاملان همه آنها جاه و قدرت طلبان سیاسی بودند. ممکن است علت فلسفه، اخلاق و جاه‏طلبی سیاسی، اوضاع و احوال فرهنگی خاص باشد، اما اشتیاق شورانگیز افراد عیناً یکی است. و باز احتمال دارد لباس‏ها و آداب غذاخوری مردم قرنی دیگر در نظر خواننده عجیب باشد اما او همیشه می‏تواند با عواطف شخصیت‏ها احساس همدلی کند، چون خواننده این قرن نیز همان احساسات عام را دارد.

ادامه دارد...






نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic