همه چیز دونی!
یکشنبه 29 خرداد 1390 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک

درس پانزدهم داستان نویسی

57- نوشتن رمانتان را به تأخیر نیندازید

رمانها را چگونه می نویسند؟ رمان نویسان چه جور آدمهایی هستند؟

می توان زوجی جوان و تازه ازدواج کرده را با نویسنده ای که دائم کار نوشتن رمانش را عقب می اندازد مقایسه کرد.

نو زوج جوان کارمندند و بچه می خواهند اما موقع مناسبی برای بچه دار شدن نیست. اولین خواسته ی آنها امنیت اقتصادی است. امسال را با جشنهای متعدد می گذرانند. سال بعد ترفیع می گیرند و حقوقشان اضافه می شود. سالها می گذرد.تا اینکه آنها صاحب مقامی شده اند، اما اگر زن بخواهد بچه دار شود باید سر کار نرود. و قطع حقوق وحشتناک است: در این موقیعت عاقلانه نیست که بچه دار شوند.

نویسنده نیز که نقد و بررسی، داستان کوتاه و داستانهای واقعی می نویسد، عملاً وقت رمان نویسی ندارد. دو، سه سالی می گذرد. احساس می کند هنوز به قدر کافی با فنون نویسندگی آشنا نیست. تاکنون هرگز مدتی طولانی به اثری نپرداخته است. حتماً ناشران از نویسندگان جدید استقبال نمی کنند و رمان او را نیز روی انبوهی از آثار بُنجل دیگر می اندازد و رد می کنند. در این موقعیت رمان نویسی خطر کردن است.

پس چگونه است که هر سال رمانهای اول بسیاری از نویسندگان چاپ و منتشر می شود.

نویسندگان این رمانها مصلحت بینی را کنار گذاشته و استثنابینی را پیش گرفته اند. آنها خودشان را در برابر بدبینی والدین، تمسخر دوستان و ادعای سرزنش بار جامعه که می گوید: «ما بیش از نیازمان نویسنده داریم» مجهز کرده اند. آنها به شخصیت، استعداد و مهارت خود ایمان دارند. با این حال نویسندگانی که اثرشان چاپ نشده، قلباً امیدوارند که کسی درکشان کند و به کارشان ایمان بیاورد. البته اگر هم کسی درکشان نکرد، آنها باز به نوشتن ادامه می دهند چون نویسنده اند. و بالاخره زمانی خواهد رسید که دنیا رمانهایشان را بخواند و آنها را به رسمیت بشناسد.

 

58- بلافاصله از «بازگشت به گذشته» استفاده نکنید

در ابتدای رمان نباید بلافاصله از بازگشت به گذشته استفاده کرد، چون مانع پیشروی رمان است. تا رمان کاملاً در زمان حال جا نیفتاده است نباید حتی از یک بازگشت به گذشته هم استفاده کرد مگر اینکه قسمت عمده ی رمان در گذشته رخ داده باشد. چرا که نویسنده در آغاز رمان هنوز وضعیتی در زمان حال به وجود نیاورده تا باعث هیجان، هول و ولا و انتظار شود. نمی شود با عقب گرد اولیه، نقبی به زندگی حال و آینده شخصیت زد.

مثال (آغاز رمان): آلوین در حالی که به کسانی که تابوت برنزی را در آمبولانس سیاه رنگ می گذاشتند نگاه می کرد، چروکهای کت و شلوار مشکی اش را صاف کرد. زنش در تصادمی مشکوک در گذشته بود. چهارده سال قبل: روزی را که با زنش آشنا شد به یاد آورد. باران می آمد. و سقف کتابخانه چکه می کرد...

در مثال بالا، مانعی سر راه شروع رمان ایجاد شده است و خواننده مطالبی را راجع به فرد ناشناسی می خواند.

برخی از معایبِ زود استفاده کردن از بازگشت به گذشته عبارتند از:

  1. 1- هدف از رجوع به گذشته استفاده از مصالحی همچون پس زمینه ها، درون نگری ها، ادراکها، انگیزه ها، شکستها و موفقیتهای شخصیت است که در روابط و درگیریهای زمان حال وجود ندارد. اما قبل از استفاده از محتوای گذشته، باید زمان حال وجود داشته باشد.
  2. 2- تا وقتی خواننده نداند درگیری فعلی شخصیت چیست، علاقه ای به سر در آوردن از اتفاقات گذشته ندارد. خواننده می خواهد بداند که شخصیت واقعاً کیست؟
  3. 3- چون خواننده چیزی راجع به زندگی حال شخصیت نمی داند، نمی تواند اهمیت حادثه زندگی گذشته شخصیت را ارزیابی کند. زیرا معیاری برای مقایسه ندارد. و از خود می پرسد: چرا دارم چیزهایی راجع به این شخص می خوانم؟
  4. 4- هنوز وضعیت زمان حال شکل نگرفته است. بنابراین نویسنده پس از تمام شدن بازگشت به گذشته، باید به چه چیز زمان حال برگردد؟ و آیا خواننده نخواهد گفت که: «آه، شروع داستان یادم نمی آید؟»

هدف نویسنده از قسمت آغازین رمان، شروع داستان با صحنه ای نمایشی، مهیج و زنده است. ضمن اینکه می خواهد خواننده را به زندگی فعلی شخصیتها علاقه مند کند. فقط وقتی صحنه ی آغازین رمان قدرت پیشروی کافی داشته باشد باید خطر کرد و داستان را مدتی به حال خود گذاشت و به گذشته بازگشت.

- زاویه دید اول شخص در داستان کوتاه

زاویه دید اول شخص (در حالت ذهنی) از نظر اینکه نویسنده سریعتر می تواند از زمان حال به گذشته برود بر زاوایه دید سوم شخص مزیت دارد. چرا که در این زاویه دید دیگر نیازی به ایجاد فضایی برای استفاده از شیوه های غیرمستقیم نیست. خاطراتی که از زبان اول شخص بیان می شود طبیعی تر و صادقانه تر است.

مثال: خیابان تاریک بود. حباب سه تا تیر چراغ برق شکسته بود. بوی خطر را مثل موقعی که دسته ی چهارنفری دزدها به جری حمله کردند حس می کردم. او را در راه آب انداخته بودند و آنقدر خون از او رفته بود که مرده بود. دستهایم را از جیبم در آوردم و جلو رفتم.

خاطرات مثل نفسهای شخصیت، به نحوی طبیعی از زبان اول شخص جاری می شود. و مثل خاطرات سوم شخص تصنعی نیست. اما خواننده هیچگاه در روایت سوم شخص کاملاً حس نمی کند که نویسنده خاطراتی را بیان کرده که گزیده ای از تجربیات شخصیت است. ضمن اینکه خواننده همواره بر این نکته واقف است که نویسنده به طور متناوب یا از نام شخصیت و یا ضمیر «او» استفاده می کند، بنابراین لزومی ندارد دائماً نام شخصیت یا ضمیر «او» را تکرار کند.

مثال: خیابان تاریک بود. سه حباب تیر چراغ برق شکسته بود؛ (او) بوی خطر را مثل موقعی که دسته ی چهارنفری دزدها به جری حمله کردند حس می کرد. جورج دستانش را از جیبش بیرون کشید و جلو رفت.

مزیت دیگر زاویه دید اول شخص در این است که نویسنده به راحتی می تواند از زبان شخصیت، گذشته ی او را افشا کند. و با وجود اینکه این کار نوعی انتقال است، اما ظاهراً انتقالی صورت نمی گیرد.

مثال: خواهرم روزالی خیلی خسته به نظر می رسید. مثل مادرمان که هر روز چهارده ساعت در کارخانه ی کنسروسازی کار می کرد و مجبور بود ما را بزرگ کند، شده بود. وقتی سنش از سی گذشت، مادر زمینگیر شده بود، انگار هنوز دلیلی برای زنده ماندن داشت. مثل کسی که از فرط خستگی نمی تواند حتی گور خودش را پیدا کند، خودش را جلو می کشید و بعد روی زمین ولو می شد. ما در کلبه ی چوبی کثیفی زندگی می کردیم. همیشه سرماخورده بودیم و دماغمان کیپ بود. موقع باد و بوران پنجره های کلبه می لرزید و می شکست.

داستان کوتاه برخلاف رمان آنقدر طولانی نیست که خواننده فراموش کند که دارد نوشته های نویسنده ای را می خواند. بنابراین خواننده راحت تر در داستان «من راوی» غرق می شود تا در داستانی که «او» تعریف می کند.

ادامه دارد ...





نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو