تبلیغات
همه چیز دونی! - مطالب بهمن 1389
 
همه چیز دونی!

21 - رمان پر ماجرا و رمان غم انگیز

درس هایی درباره داستان نویسی(5)

بهتر است گاهی شکلی ادبی را از جو و زیان و روشنفکرانه اش خارج کنیم و به آن به عنوان امکانی برای خلق رمان بنگریم. به عنوان مثال می توان تفاوت بین رمان غم انگیز (تراژدی) و رمان پرماجرا را از این دید بررسی و برای درک این شکلها آنها را با هم مقایسه کرد.

رمان پرماجرا و رمان غم انگیز هر دو، شخصیتهایی اصلی دارند که در تقلای بین مرگ  زندگی هستند. شخصیت اصلی رمان پرماجرا مصیبت زده نیست. چون به طور ارادی درگیر با ماجراهایی بیرونی شده است. او آگاهانه با پلیدیهای جهان پیرامون خود ستیز می کند. ممکن است زندگی و مرگش برای خودش مصیبت بار باشد، اما خواننده فقط در ماجراهای او شریک می شود. باز احتمال دارد بمیرد، اما پس از نابودی پلیدی، خواهد مرد. اگر پلیدی را شکست داد و زنده ماند، از او قدردانی می کنند. به علاوه چون می خواهد پلیدی پیرامون خود را شکست دهد، قهرمان است نه مصیبت زده.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،

با بردن موس روی هر فرد اسم آن را ببینید

برای دیدن آن روی نقاشی کلیک کنید

 

                                          نقاشی                                





نوع مطلب : عكس، انسان، 
برچسب ها :
جمعه 29 بهمن 1389 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!





نوع مطلب : زیست‌شناسی، علمی، عكس، 
برچسب ها :
جمعه 29 بهمن 1389 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
لانه یکی از انواع مورچه ها به نام میرمکوکیستوس ها در انواع مختلف از محیط های خشک یا نیمه خشک یافت می شود. بعضی از گونه های در بیابان بسیار گرم زندگی می کنند، برخی دیگر در زیستگاه های موقتی.ولی هنوز هم گونه های دیگری را می توان یافت که در جنگلهایی سرد که در اکثر اوقات سال گرم هستند زندگی می کنند.

دادنا: همانطور که از اسمشان پیداست،مورچه های حامل عسل مانند یک ظرف پر از عسل هستند.

بعد از باران،معمولا شهد زیادی در گل ها پدید می آید که فراتر از نیازشان است.همین غذا در شرایط سخت می تواند بسیار حیاتی باشد پس بعضی از مورچه ها به صورت کلونی وارد عمل شده و آنقدر از این شهد می خورند تا شکم شان باد کند و تا مرزترکیدن برسد.

در این حالت اندازه آنها به یک حبه انگور می رسد.سپس در فصل خشکسالی که غذا کمیاب می شود مورچه ها از این غذایی که در شکم ذخیره کرده اند تغذیه می کنند تا کم کم سایز شان به حد نرمال می رسد.البته آنها علاوه بر اینکه غذای خودشان را تامین می کنند،منبعی مهم برای دیگر جانوران،حتی انسان ها هستند!هر چه باشد یک حبه شهد خالص در فصل بی آب و علف ارزش فراوانی دارد.نظر شما چیست؟!

مورچه ای که تا حد ترکیدن شهد می خورد!

مورچه ای که تا حد ترکیدن شهد می  خورد!





نوع مطلب : زیست‌شناسی، علمی، عكس، 
برچسب ها :
چهارشنبه 27 بهمن 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک

چگونه یک مدیر نمونه شوید؟ (طنز)

چگونه یک مدیر نمونه شوید؟ (طنز)

-به کارمندان خود رحم نکنید. کاری کنید که نامتان را در کتاب های تاریخ بنویسند. آنقدر سنگدلی به خرج دهید تا هیتلر، آتیلا و چنگیز در مقابل شما، آدم های مهربان و رئوفی به حساب آیند. مدیر باید کلاهش پشم داشته باشد. سعی کنید همیشه از کلاه های پشمی استفاده کنید  و مواظب باشید حتماً پشم کلاهتان، طبیعی باشد.

 

-اسکوروچ باشید. شخصیت اسکوروچ پیر را حتماً در داستان کریسمس به خاطر دارید. اسکروچ می تواند بهترین الگو برای یک مدیر نمونه باشد. در دادن حقوق و مزایا و وام و مساعده تا می توانید خست به خرج دهید. هر چقدر وابستگی مالی کارمندان به شما بیشتر باشد، حرف شنوتر می شوند.

 

-معاونان خود را از نزدیکان و ترجیحا اقوام درجه یک خود انتخاب کنید. مثلاً معاون مالی شما می تواند برادرتان باشد. معاون اداری، خواهرتان، معاون امور بانوان، همسرتان، معاون جوانان، فرزند دلبندتان و بازرس ویژه باجناقتان باشد.

 

-برای خود چندین منشی انتخاب کنید تا مراجعان برای دیدن شما از چند کانال گزینشی رد شوند و در نهایت هم به دلیل حضور شما در جلسه یا بازدید عذرش را بخواهید. اصولا مدیر یک مجموعه هر چقدر دور از دسترس باشد، معتبر تر می شود.

 

-جلسات مختلف تشکیل دهید. جلسات خود را به بهانه تشکیل جلسه دیگری هم زمان در مکان دیگری نیمه تمام بگذارید. شمار بالای جلسات نشانه اهمیت یک مدیر است. وقتی تنها هستید به منشی خود بگویید جلسه دارید و به رد و بدل کردن اس ام اس و خواندن جوک بپردازید و به ریش همه بخندید و از وقت خود به نحو احسن استفاده کنید. تلفن هایتان را روی پیغام گیر بگذارید و جواب ندهید. مدیری که به تلفن هایش جواب بدهد حتماً خیلی بیکار است. خیلی وقت ها تلفن خود را خاموش کنید.

 

-در خانه به همسر و فرزندان خود بیاموزید که برای دیدن شما حتماً باید وقت قبلی بگیرند و هماهنگی های لازم را انجام دهند. اگر فرزندتان خواست چیزی بخرد، حتماً باید روال قانونی و اداری آن را طی کند. دیسیپلین اداری را ابتدا در خانه و خانواده خود برقرار کنید.

 

-اصل توبیخ برای همه، تشویق برای یک نفر را پیاده کنید. در صورت اشتباه یکی از کارمندان همه را مورد مواخذه قرار دهید مخصوصاً باجناقتان را به شدت تنبیه کنید تا حواسش جمع شود که خود را پیش خانواده همسرتان بیش از حد شیرین نکند. در صورت انجام شدن یک حرکت مثبت برادرتان را مورد تشویق قرار دهید. این طور، همه کارمندان امیدوار و شاداب به وظایفشان عمل می کنند.

 





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :

ده قانون نویسندگی مارگارت اتوود

ده قانون نویسندگی مارگارت اتوود

1- یک مداد همراه داشته باشید تا هنگامی که سوار هواپیما هستید با آن بنویسید. خودکار جوهر پس می‌دهد. اما اگر نوک مداد بشکند، نمی‌توانید آن را تیز کنید. چون نمی‌توانید چاقو همراه خود داشته باشید بنابراین دو عدد مداد ببرید.

 

2- اگر نوک هر دو مداد شکست، می‌توانید با سوهان ناخن فلزی یا شیشه‌ای کمی آن را تیز کنید.

 

3- چیزی با خود داشته باشید که بتوانید روی آن بنویسید. کاغذ خوب است. برای نوشتن می‌توانید کاغذ را حتی روی یک تکه چوب یا روی دست‌تان بگذارید.

 

4- اگر از کامپیوتر استفاده می‌کنید، همیشه برای نگهداری از نوشته‌های جدیدتان یک حافظه جانبی داشته باشید.

 

5- نرمش‌های مربوط به کمر را فراموش نکنید. درد آن مزاحم کارتان می‌شود.

 

6- همیشه توجه خواننده را معطوف به خود نگه دارید. (هنگامی که بتوانید توجه خود را معطوف به کار نگه دارید، این کار بهتر انجام می‌شود.) با این حال هیچ گاه نمی‌دانید خواننده کیست، به همین دلیل نوشتن مانند رها کردن تیری در تاریکی است. ممکن است یک نفر را مجذوب خود کند و حوصله یک نفر دیگر را سر ببرد.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،
چهارشنبه 27 بهمن 1389 :: نویسنده : فرزاد


عکس!!


نوع مطلب : انسان، عكس، 
برچسب ها :
سه شنبه 26 بهمن 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک

بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)

  • بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
    بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
  • بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
    بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
  • بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
    بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
  • بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
    بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
  • بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
    بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
  • بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
    بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
  • بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
    بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
  • بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
    بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
  • بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
    بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
  • بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)
    بی آر تی هم ...!(طنز+عکس)

 

 

 





نوع مطلب : عكس، طنز، 
برچسب ها :

نویسنده‌های بزرگ فوت و فن و رازهایشان را در ده قانون برایتان افشا می‌کنند

بخش اول: قانون های المور لنارد

ده قانون نویسندگی المور لنارد

1- هیچ گاه کتابی را با توصیف آب و هوا آغاز نکنید. اگر هدف‌تان تنها خلق شرایط جوی و نه واکنش یک شخصیت به آب و هواست لازم نیست خیلی طولانی بنویسید. خواننده به احتمال زیاد سریع می‌خواند تا به افراد برسد. استثنا هم وجود دارد. اگر احیاناً بری لوپز هستید، کسی که در کتابش Arctic Dreams بیشتر از اسکیموها راه برای توصیف برف و یخ ارائه کرده است، هر چقدر که بخواهید می‌توانید گزارش آب و هوا بنویسید.

 

2- از نوشتن دیباچه بپرهیزید، ممکن است خواننده را آزار دهد، مخصوصاً دیباچه‌ای که بعد از یک مقدمه بیاید و قبل از آن هم یک پیشگفتار آمده باشد. اما معمولاً در کتاب‌های غیرداستانی این بخش‌ها دیده می‌شوند. دیباچه یک رمان پیش‌زمینه داستان آن است و می‌توانید هر کجا که مایلید آن را بیاورید. کتاب Sweet Thursday جان اشتاین‌بک دارای دیباچه بجایی است، زیرا شخصیتی در کتاب است که نکته اصلی ده قانون من را بازگو می‌کند. او می‌گوید: «من دوست دارم کتاب پر از گفت‌وگو باشد، نمی‌خواهم یک نفر برایم توضیح بدهد که کسی که دارد حرف می‌زند چگونه فردی است، دوست دارم خودم از طریقه حرف زدنش حدس بزنم.»

 

3- برای پیشبرد گفت‌وگوها از فعلی جز «گفت» استفاده نکنید. جملات گفت‌وگوها از آن شخصیت است. فعل یعنی نویسنده در این میان مداخله می‌کند. اما فعل «گفت» کمتر از «با گلایه گفت»، «نفس‌زنان گفت»، «با هشدار گفت» و «به دروغ گفت» مخل است. یک بار دیدم مری مکارتی یک جمله از گفت‌وگو را با جمله «او با ابرام گفت» به پایان برد و من مجبور شدم دست از خواندن بکشم و به فرهنگ لغت مراجعه کنم.

 

4- هیچ‌گاه برای توصیف فعل «گفت» از قید استفاده نکنید... او با جدیت اخطار کرد. استفاده از قید به این شکل (و تقریباً هر شکل دیگر) خطایی مهلک است. در اینجا نویسنده خود را بیش از پیش به رخ می‌کشد و از کلماتی استفاده می‌کند که حواس خواننده را پرت می‌کند و ممکن است ریتم تبادل را مختل کند. از قول یکی از شخصیت‌ها در یک کتابم نوشته‌ام که چگونه تا قبل از آن، رمانس‌های تاریخی را «با قیدهای بسیار نابود می‌کرد».

 

5- در استفاده از علامت تعجب خویشتنداری کنید. در هر 100 هزار کلمه نثر، بیشتر از دو یا سه علامت تعجب مجاز نیست. اگر مثل تام وولف مهارت بازی با عبارات احساسی و هیجانی را دارید، می‌توانید خروار خروار علامت تعجب به کار ببرید.

 

6- هیچ‌گاه از کلمات «ناگهان» و «جنجالی برپا شد» استفاده نکنید. این قانون نیازی به توضیح ندارد. متوجه شده‌ام که نویسندگانی که از «ناگهان» استفاده می‌کنند، معمولاً در کاربرد علامت تعجب خویشتنداری کمتری به خرج می‌دهند.

 

7- در استفاده از گویش‌ها و لهجه‌های محلی اعتدال داشته باشید. وقتی شروع می‌کنید کلمات را در گفت‌وگو‌ها آوانگاری کنید و صفحه را پر کنید از علائم خاص، دیگر نمی‌توانید جلوی خود را بگیرید. دقت کنید که انی پرو چگونه لهجه ایالت وایومینگ را در مجموعه داستان‌های کوتاه Close Range به تصویر کشیده است.

 

8- از توصیف شخصیت‌ها با جزییات زیاد پرهیز کنید؛ کاری که اشتاین‌بک می‌کرد. در داستان تپه‌هایی همچون فیل‌های سفید ارنست همینگوی ظاهر آن «مرد امریکایی و دختری که همراه او بود» چگونه است؟ «دختر کلاهش را برداشته و روی میز گذاشته بود.» این جمله تنها توصیف فیزیکی در داستان است.

 

9- در توصیف اشیا و مکان‌ها به جزییات زیاد نپردازید، مگر آنکه مارگارت اتوود باشید و بتوانید صحنه را با زبان نقاشی کنید. نیازی به توصیفاتی که شروع داستان، روند داستان و توقف آن را نشان می‌دهد، نیست.

 

10- قسمت‌هایی را که معمولاً خواننده نمی‌خواند، رها کنید. به بخش‌هایی فکر کنید که هنگام خواندن رمان از آنها رد می‌شوید: پاراگراف‌های انبوه که در نظر اول پر از لغت هستند.

 

و این هم مهم‌ترین قانون من که حاصل جمع قوانین ده‌گانه است: اگر چیزی نوشتنی باشد، آن را می‌نویسم. «ده قانون نویسندگی» المور لنارد ماه آینده توسط انتشارات وایدنفلد و نیکلسون منتشر می‌شود.





نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها :
سه شنبه 26 بهمن 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک
پیتزا بهتره یا کتاب؟!(طنز)

*به نظر شما علت اینکه 97 درصد از جامعه ی ما عضو کتابخانه نیستند چیست؟!

الف. مایه دار هستند و به جای امانت کتاب، کتاب هایی که لازم دارند را می خرند!

ب. به اندازه ی کافی اطلاعات دارند و دیگر به کتاب و کتاب خوانی نیازی ندارند!

ج. چون هیچ کتابخونه ای نزدیک خونه شون نیست.

د. به جای این سئوال مسخره برو از اون 3درصد بپرس چرا عضو کتابخونه شدند؟!

 

*به نظر شما کدام گزینه ی زیر برای پرکردن اوقات فراغت مناسب تر است؟!

الف. دیدن پخش مستقیم فوتبال دسته N ام باشگاه های بورکینافاسو!

ب. به سینما برویم و کمی در آنجا چرت بزنیم!

ج. گوشی تلفن همراه را برداریم و کمی sms بازی ... ببخشید پیامک بازی کنیم!!

د. چند صفحه کتاب مطالعه کنیم!

 

*به نظر شما چرا بسیاری از مردم اهل کتاب خوانی نیستند؟!

الف. چون کتاب را بایستی فقط برای نمره خواند و وقتی کسی نیست از ما امتحان بگیرد چرا الکی برویم کتاب بخریم و بخوانیم؟!

ب. چرا سئوال بیخود می پرسی؟! مگه نمی دونی 3 درصد مردم عضو کتابخونه ها هستند؟! هیچ می دونی 3درصد هفتاد میلیون چقدر می شه؟! مگه دو میلیون و صد هزار نفر کمه؟! هان؟!

ج. چون قیمت کتاب خیلی گرونه و با پولی که واسه خریدن یه کتاب می دیم می تونیم یه دونه پیتزا بخوریم! خودتون قضاوت کنین پیتزا بهتره یا کتاب؟!

د. ببخشید وقت ندارم به این سئوالت جواب بدم؛ می خوام برم تکرار این سریال های مزخرف و بی محتوای فارسی1 رو ببینم!!

 

* کلا کتاب به چه دردی می خورد؟!

الف. وسیله ی تنبیه: اگر دانش آموزی درسش را نخواند با آن به کله اش بزنیم!

ب. غذای روح: البته در برخی موارد قیمت غذای روح از غذای جسم ارزان تر است و به این نتیجه می رسیم همان دو هزار و خورده ایمان را بدهیم یک «هات داگ» نوش جان کنیم!

ج. دکور منزل: آقا از این مدل کتاب، صورتی رنگشو هم دارین؟!

د. نام گذاری یک هفته(!)





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :