تبلیغات
همه چیز دونی! - مطالب آذر 1389
 
همه چیز دونی!




cid:1.791672545@web45211.mail.sp1.yahoo.com

 

 

 

cid:2.791672546@web45211.mail.sp1.yahoo.com

 

 

cid:3.791672546@web45211.mail.sp1.yahoo.com

 

 

cid:4.791672546@web45211.mail.sp1.yahoo.com

 

 

 

cid:5.791672546@web45211.mail.sp1.yahoo.com

 

 

cid:6.791672546@web45211.mail.sp1.yahoo.com

 

 

cid:7.791672546@web45211.mail.sp1.yahoo.com

 


 

حال کردی کا؟





نوع مطلب : طنز، عكس، 
برچسب ها :
یکشنبه 28 آذر 1389 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

این پیام نه تنها برای بچه هایمان بلکه برای همه ما که در این جامعه امروزی زندگی می کنیم موثر می باشد.

 

یک شخص جوان با تحصیلات عالی برای شغل مدیریتی

در یک شرکت بزرگ درخواست داد. در اولین مصاحبه پذیرفته

  شد؛ رئیس شرکت آخرین مصاحبه را انجام داد. رئیس شرکت از شرح

 سوابق متوجه شد که پیشرفت های تحصیلی جوان از دبیرستان تا پژوهشهای

  پس از لیسانس تماماً بسیار خوب بوده است، و هرگز سالی نبوده که نمره نگرفته باشد.

رئیس پرسید: ((آیا هیچ گونه بورس آموزشی در مدرسه کسب کردید؟))

جوان پاسخ داد: ((هیچ.))

رئیس پرسید: ((آیا پدرتان بود که شهریه های مدرسه شما را پرداخت کرد؟))

جوان پاسخ داد: ((پدرم فوت کرد زمانی که یک سال داشتم، مادرم بود که شهریه های

مدرسه ام را پرداخت می کرد.))

رئیس پرسید: ((مادرتان کجا کار می کرد؟))

جوان پاسخ داد: ((مادرم بعنوان کارگر رختشوی خانه کار می کرد.))

رئیس از جوان درخواست کرد تا دستهایش را نشان دهد.

جوان دو تا دست خود را که نرم و سالم بود نشان داد.

رئیس پرسید: ((آیا قبلاً هیچ وقت در شستن رخت ها به مادرتان کمک کرده اید؟))

جوان پاسخ داد: ((هرگز، مادرم همیشه از من خواسته که درس بخوانم و

کتابهای بیشتری مطالعه کنم. بعلاوه، مادرم می تواند سریع تر از من رخت بشوید.))

رئیس گفت: ((درخواستی دارم. وقتی امروز برگشتید، بروید و دستهای مادرتان را تمیز کنید،

و سپس فردا صبح پیش من بیایید.))

جوان احساس کرد که شانس او برای بدست آوردن شغل مدیریتی زیاد است.

وقتی که برگشت، با خوشحالی از مادرش درخواست کرد تا اجازه دهد دستهای او را تمیز کند.

مادرش احساس عجیبی می کرد، شادی اما همراه با احساس خوب و بد، او دستهایش را به مرد جوان

نشان داد. جوان دستهای مادرش را به آرامی تمیز کرد. همانطور که آن کار را انجام می داد اشکهایش

سرازیر شد. اولین بار بود که او متوجه شد که دستهای مادرش خیلی چروکیده شده،

و اینکه کبودی های بسیار زیادی در پوست دستهایش است. بعضی کبودی ها خیلی دردناک

بود که مادرش می لرزید وقتی که دستهایش با آب تمیز می شد.

این اولین بار بود که جوان فهمید که این دو تا دست هاست که هر روز رخت ها را می شوید تا

او بتواند شهریه مدرسه را پرداخت کند. کبودی های دستهای مادرش قیمتی بود که مادر مجبور بود

برای پایان تحصیلاتش، تعالی دانشگاهی و آینده اش پرداخت کند.

بعد از اتمام تمیز کردن دستهای مادرش، جوان همه رخت های باقیمانده را برای مادرش

یواشکی شست.

آن شب، مادر و پسر مدت زمان طولانی گفتگو کردند.

صبح روز بعد، جوان به دفتر رئیس شرکت رفت.

رئیس متوجه اشکهای توی چشم های جوان شد، پرسید:

((آیا می توانید به من بگویید دیروز در خانه تان چه کاری انجام داده اید

و چه چیزی یاد گرفتید؟))

جوان پاسخ داد: ((دستهای مادرم را تمیز کردم، و شستشوی همه باقیمانده رخت ها را نیز تمام کردم.))

رئیس پرسید: ((لطفاً احساس تان را به من بگویید.))

جوان گفت:

1-اکنون می دانم که قدردانی چیست. بدون مادرم، من موفق امروز وجود نداشت.

2-از طریق با هم کار کردن و کمک به مادرم، فقط اینک می فهمم که چقدر سخت و دشوار

است برای اینکه یک چیزی انجام شود.

3-به نتیجه رسیده ام که اهمیت و ارزش روابط خانوادگی را درک کنم.

رئیس شرکت گفت: ((این چیزیست که دنبالش می گشتم که مدیرم شود.))

می خواهم کسی را به کار بگیرم که بتواند قدر کمک دیگران را بداند، کسی که زحمات دیگران را

برای انجام کارها بفهمد، و کسی که پول را بعنوان تنها هدفش در زندگی قرار ندهد. شما استخدام شدید.

بعدها، این شخص جوان خیلی سخت کار می کرد، و احترام زیردستانش را بدست آورد.

هر کارمندی با کوشش و بصورت گروهی کار می کرد. عملکرد شرکت به طور فوق العاده ای بهبود یافت.

 










نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!


یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

 برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟» برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر چت کرد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.

 بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید ...








نوع مطلب : سرگرمی، طنز، 
برچسب ها :


هر روز در زندگی تک تک ما انسان‌ها اتفاقاتی می‌افتد که اکثرا برای ما عادی می‌باشد.
اما تصاویر زیر با اتفاقات و رویداد‌های زندگی یک فرد معمولی فرق دارند.
 

هنرنمایی جنگنده‌های جت آمریکا ( بر روی هوا USA را درج کرده‌اند) 
 
 

یک توریست بر روی برج‌های تجارتی آمریکا که مورد حمله تروریست‌ها قرار گرفت.
هواپیمای مهاجم در عکس پیداست. 
 
 

بزرگترین سگ دنیا
 
 
 

اسکلت غول پیکری که در خاورمیانه یافت شد!
 
 
 

کریسمس در قبرستان آرلینگتون
 
 
 

ماهی ای درحال خوردن یک توپ پلاستیکی
 
 
 

چشم کرم زده یک انسان
 
 
 

خرگوش بزرگی به اندازه یک انسان
 
 
 

جنگنده جت در عراق زیر خاک‌ها پیدا شد!
  
 

توده‌های عظیم ستاره‌ها و سیارات که شبیه به چشم یک انسان هستند!
 
 
 

پولهایی که در یک دستگیری باند قاچاق مواد مخدر کشف شد.
 
 
 

تمساحی درحال خوردن غذایش ...
 
 

طوفان شن در عراق (طوفان در پشت زمینه قرار دارد)
 
 
 

کوسه ای که یک هلکوپتر را مورد حمله قرار داد!
 
  
کروکودیل غول پیکر در کانگو







نوع مطلب : عكس، 
برچسب ها :
شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

به نظرت این عکس چیه؟




اگه فکر میکنی این یه عکس معمولی از یه جاده آسفالته در اشتباهی

.

Is it a usual photo about a road ? 

.

 

.















!!مرگ میلیونها ماهی بر اثر آلودگی آب بانفت



    Fishes dead by oil pollution

 




نوع مطلب : علمی، عكس، 
برچسب ها :
شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!


 
عکس هایی

از چادر مسافرتی مدرن شفاف

عکس هایی از چادر 
مسافرتی مدرن شفاف
عکس هایی از

چادر مسافرتی مدرن شفاف
عکس هایی از چادر مسافرتی مدرن شفاف
عکس

هایی از چادر مسافرتی مدرن شفاف
عکس هایی از چادر مسافرتی مدرن شفاف
عکس هایی از چادر مسافرتی مدرن شفاف
عکس هایی از چادر مسافرتی مدرن شفاف






نوع مطلب : عكس، 
برچسب ها :
شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

Jabuticaba درخت میوه ای است که در جنوب شرق برزیل رشد می کند که به درخت انگور برزیلی هم معروف است. میوه های این درخت روی تنه آن می رویند. این میوه میوه ای محبوب در برزیل می باشد.


Jabuticaba – The Tree that Fruits on its Trunk (10 pics)

Jabuticaba – The Tree that 
Fruits on its Trunk (10 pics)

Jabuticaba – The Tree that 
Fruits on its Trunk (10 pics)

Jabuticaba – The Tree

that Fruits on

its

Trunk

(10

pics)

Jabuticaba – The Tree that 
Fruits on its Trunk (10 pics)

Jabuticaba – The Tree that 
Fruits on its Trunk (10 pics)

Jabuticaba – The Tree that 
Fruits on its Trunk (10 pics)

Jabuticaba

– The Tree that Fruits on its Trunk (10 pics)

Jabuticaba – The Tree that 
Fruits on

its Trunk (10 pics)

Jabuticaba – The Tree that 
Fruits on its Trunk (10 pics)

 





نوع مطلب : علمی، زیست‌شناسی، عكس، 
برچسب ها :
چهارشنبه 24 آذر 1389 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
حتما در یکی دو هفته اخیر، در مورد ویکی‌لیکس، بسیار خوانده‌اید و شنیده‌اید و تفسیرهای متضادی در مورد ماهیت و تأثیرگذاری آن خوانده‌اید.
اما در این پست، فارغ از این بحث‌ها، بر چیز ملموس‌تری تمرکز می‌کنیم: پایگاه داده‌های ویکی لیکس!
اگر علاقه‌مند به فناوری باشید، احتمال دارید تصاویری از محل کار شرکت‌های بزرگی مانند گوگل، مایکروسافت، فیس‌بوک یا توییتر را دیده باشید و از زیبایی محل کار آنها شگفت‌زده شده باشید. اما پایگاه داده‌ها و محل کار کارکنان فنی ویکی لیکس، واقعا از هر نظر بی‌نظیر است.
به نظر شما محل فیزیکی ذخیره هزاران سند منتشرشده و منتشرنشده، ویکی‌لیکس چگونه جایی می‌تواند باشد؟!
شاید به نظر شما، محافظت سایبری چنین پایگاه داده‌ای از شر هکرها، اولویت بیشتری داشته باشد. از سوی دیگر به خاطر اینکه میلیون‌ها سندی که در دست ویکی‌لیکس است عمدتا متنی هستند، شاید همه آنها را بتوان در یک مموری استیک یا یک هارد اکسترنال با ظرفیت بالا ذخیره کرد و با استفاده از سایت‌های آینه و دومین‌های متعدد، انتشار در تورنت و استفاده از سرورهای اشخاص داوطلب علاقه‌مند، دسترسی مردم را به اسناد، بیمه کرد.
اما با این وجود، پایه‌گذاران ایده‌آلیست ویکی‌لیکس، اهمیت زیادی به محافظت فیزیکی از پایگاه اصلی ذخیره اسناد ارزشمندشان داده‌اند. نکته جالب‌تر این است که ذوق هنری جالبی هم در طراحی چنین محلی داشته‌اند!
پایگاه داده یا اصطلاحا دیتاسنتر ویکی‌لیکس، در استکهلم سوئد قرار دارد. در پیونن واقع در ویتا برگ پارک، پناهگاهی قرار دارد که هم‌اکنون میزبان پایگاه داده ویکی‌لیکس است. تاریخچه این پناهگاه به سال ۱۹۴۳ و زمان جنگ جهانی دوم برمی‌گردد، در دهه ۷۰ و دوران جنگ سرد، این پناهگاه مبدل به پناهگاه حملات هسته‌ای شد. شرکتی به نام Bahnhof بعدها صاحب این پناهگاه شد و آن را یه یک دیتاسنتر تبدیل کرد تا اینکه در سال ۲۰۰۷ یکی از پایه‌گذاران ویکی لیکس به نام جون کالونگ آن را خرید.
مسئولیت طراحی داخلی این پناهگاه به یک آرشیتکت سوئدی به نام «آلبرت فرانس لانورد» داده شد، به نظر می‌رسد که او با الهام گرفتن از یکی از فیلم‌های فیلم‌های سری جیمز باند به نام Moonraker که در سال ۱۹۷۹ ساخته شده بود و با نبوغ و سلیقه قابل تحسینی، طراحی این دیتاسنتر را به اتمام رساند. تا اینکه در سال ۲۰۰۸، پایگاه داده‌های ویکی‌لیکس رسما، تحویل مسئولان آن شد.


فیلم Moonraker

مقر ویکی‌لیکس در عمق ۳۰ متری زمین قرار دارد و با لایه‌های ضخیم گرانیت محافظت می‌شود. یک در فلزی با نیم متر قطر، ورودی این پایگاه داده است.

ظاهر خشن پناهگاه به استفاده از فواره‌های مصنوعی و گیاهانی که به وفور در گوشه و کنار این پناهگاه کاشته شده‌اند، تلطیف شده است.
یک اتاق کنفرانس شیشه‌ای معلق و راهروهای شیشه‌ای معلق، زیبای خاصی به ویکی‌لیکس می‌دهند. حتی در انتخاب و طراحی مبلمان هم دقت خاصی شده است.

حتی  دو عدد از ژنراتورهای تولید برق اضطرای زیردریایی قدیمی معروف U آلمان را هم به این محل آورده‌اند تا در صورت بروز حادثه، نیروی برق لازم را تولید کنند!

کارکنان فنی ویکی‌لیکس، به رغم اینکه رئیسشان -جولیان آسانگ- در زندان است، محل کار زیبا و رؤیایی‌ای دارند. جولیان آسانگ، که به قوانین خاص محافظت از آزادی بیان سوئد دل خوش کرده بود،  چندی پیش در لندن بازداشت شد





نوع مطلب : علمی، عكس، 
برچسب ها :
چهارشنبه 24 آذر 1389 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!


هیوندای کوپه وعشق حسین(ع) + عکس




نوع مطلب : عكس، 
برچسب ها :
چهارشنبه 24 آذر 1389 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

سیداسماعیل افتخاری در گفتگو با مهر، از تصویب چند واژه‌ نظامی جدید توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی و ابلاغ آنها به نیروهای مسلح خبر داد و گفت: تازه‌ترین كلماتی كه در كمیته واژه‌گزینی نظامی تعیین و به تصویب فرهنگستان رسیده‌اند، عبارتند از: "تكاور" به جای "كماندو"، "نمانام" به جای "برند"، "واپایش" به جای "كنترل" و "بورد" به جای "رِنج".

وی افزود: قبلاً هم كلمات "رهنامه" به جای "دكترین" و "شدآمد" به جای "ترافیك" به تصویب رسیده بودند كه در مورد اخیر تركیباتش هم استخراج شده است؛ مثلاً "شُدآمد سنگین" یا "شدآمد روان

 



نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :