تبلیغات
همه چیز دونی! - مطالب بهمن 1390
 
همه چیز دونی!
چهارشنبه 26 بهمن 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
وقتی کارگزاران انوشیروان ساسانی در حال بنا کردن کاخ کسرا بودند به او اطلاع دادند که برای پیشبرد کار ناچارند برخی از خانه هایی که در نقشه بارگاه ساسانی قرار گرفته اند را نیز به قیمتی مناسب خریداری و سپس ویران کنند تا دیوار کاخ از آنجا بگذرد، اما در این میان پیرزنی هست که در خانه ای گلی و محقر زندگی می کند و علیرغم آنکه حاضر شده ایم منزلش را به صد برابر قیمت واقعی اش از او خریداری کنیم باز راضی نمی شود . چه باید کرد؟ انوشیروان گفت " از من نپرسید که چه باید کرد . خودتان بروید و بنا به رسم عدالت و روح جوانمردی که همهء ما ایرانیان داریم با او رفتار کنید " . کسانی که از ویرانه های کاخ کسرا (ایوان مداین) بر لب دجلهء عراق دیدن کرده اند حتما دیوار اصلی کاخ را هم دیده اند که در نقطه ای خاص به شکل عجیبی کج شده و پس از طی کردن مسیری اندک باز در خطی راست به جلو رفته است . این نقطه از دیوار همان جاییست که خانهء پیرزن تنها بود و بنای کاخ را به احترام حقی که داشت کج ساختند تا خانه اش ویران نشود و تا روزی هم که زنده بود همسایهء دیوار به دیوار پادشاه ماند . از آن زمان هزاران سال گذشته است اما دیوار کج کاخ کسرا باقی مانده است تا نشانهء روح جوانمردی مردم ایران و عدل پادشاهانشان در عهد ساسانی باشد

دیوار کج کاخ کسرا بر جای مانده است تا یادآور آن پیرزن تنها و نماد روح جوانمردی مردم ساسانی و نشانهء عدل و عدالت انوشیروان باشد




نوع مطلب : داستان، تاریخ و تاریخی، 
برچسب ها :
یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

 ورژن جدید

 دقت کردین: تن آدمی شریف است به جیب آدمیت

دقیقا همین لباس زیباست نشان آدمیت !

.

.

. .

یک شانه تخم مرغ هشت هزار تومان!یک کتاب خوب دوهزار تومان!

پس نتیجه میگیریم که ارزش پشت مرغ بالاتر از مغز یک نویسنده است!!

باجناق دکتر شریعتی

.

.

.

.

.

.

وقتی فیلم عروسیم رو از آخر به اول می بینم خیلی حال می ده

زنم حلقه اش رو در میاره می ده به من و می ره خونه باباش !

.

.

.

کلاْ افرادی که ازدواج می کنند دو دسته اند:

آنهایی که از جانشان سیر شدند

و آنهایی که قصد جان دیگری را دارند!

.

 

جهان سوم تنها جایی است كه به جای واژه ایمیل از واژه پست الكترونیكی استفاده می شود كه هم پست و هم الكترونیك هر دو انگلیسی اند 

 

 

.... و خداوند زمین و آسمانها را آفرید و ..... ساخت بقیه چیزا رو به چین واگذار كرد

 


سه راه برای پول درآوردن وجود داره:

1. پدرت برات پول در بیاره

2. پدر مردم رو برای پول دربیاری

3. پدرت دربیاد تا پول دربیاری





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
سه شنبه 18 بهمن 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

Keyboard
چه کسی برنده شد؟

Communication Board
کامیون کی شن ها رو برد؟

Morphine
باید بیشتر فین کنی
Freezer
حرف مفت

Suspicious
به لهجه اصفهانی: ساس از بقیه ی حشرات جلو تر است

Johnny Depp
قاتل افسرده

Acer
ای آقا!

Welcome
دهن لق

Manual
من و بقیه

Accessible
عکس سیبیل

Refer
فر کردن مجدد مو

See you later
لات تر به نظر میای!

Good Setting
آن سه چیزِ نیک را گویند: گفتار نیک - کردار نیک - پندار نیک.

Piece of a man who owns a locker
مرتیکه لاکردار!

Above Border
فرامرز

Insecure
این سه نابینا

Business
اشاره به بوزینه در گویش اصفهانى

Legendary
ادارهٔ محافظت از لجن و کثافات شهری

Subsystem
صاحب دستگاه

Velocity
شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده می‌‌کنند

Comfortable
بفرمایید سر میز

Long time no see
دارم لونگ می‌‌پیچم، نگاه نکن!

Cambridge
شهری که تعداد پلهایش انگشت شمار است

Categorize
نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ می‌‌شود

Jesus
در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند

Hairkul
آنکه روی شانه‌‌هایش مو دارد

Watergate
دروازه دولاب

UNESCO
یونس کجاست؟

Finland
سرزمینی که مردمانش مشکل گرفتگی بینی‌ دارند

Damn You All
دم همتون گرم

Latino
لات بازی ممنوع

Godzilla
خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا

Savage Blog
ساوجبلاغ

Betamethasone
منطقه اى در معرض بتا و از این دست امواج





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
سه شنبه 18 بهمن 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
قمقمه : پَ ن پَ قم هالیووده
زنبوردار : کسی که همسر بلوند دارد
کاشمری : در آرزوی ازدواج
کاج : نمایندگی انتشارات گاج در دوبی
ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد
هشتگرد : ۵
خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است
وایمکس : درنگ چرا؟
خراب : نوعی نوشیدنی حاوی تکه های کوچک خر
شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد
گشتاور: یک سری همسایه نخاله که به هنگام برگزاری مهمانی‌های شبانه پلیس را خبر می کنند.
البرز: عربها به « پرز » گویند
چرا عاقل کند کاری‌:‌ یک ضرب المثل شیرازی.
هردمبیل: جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود
غیرتی: هر نوع نوشیدنی به جز چای
قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو میشود
پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد
مختلف : مرگ مغزی
مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند
جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند
توله سگ : حاصل تقسیم مساحت سگ بر عرض آن
کته ماست : آن گربه مال ماست
Saturday : روز جهانی ساطور
سه‌پایه : ۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند
یک کلاغ چهل کلاغ : نبردی ناجوانمردانه بین کلاغ‌ها
وانت : اینترنت آزاد و بدون فیلتر
اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن
نیکوتین : نوجوانی خوش سیرت
 نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گیر کرده





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
سه شنبه 18 بهمن 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

داستان کوتاه جوجه عقاب اثر گابریل گارسیا مارکز

 
کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد.

بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.
یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد.
جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت: ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.
مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند: تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد.
اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد.
اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.
تو همانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن




نوع مطلب : داستان، انسان، ادبیات، 
برچسب ها :
سه شنبه 18 بهمن 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
!!!حواستون باشه که آخریش مهندس مکانیکه
---------------------------------------------------------------------------
 
 
دكتر لئونید روگوزوف
نوع جراحی : برداشتن آپاندیس
سال ۱۹۶۴، دكتر روگوزوف، در ۲۷ سالگی مقیم ایستگاهی در قطب جنوب بود. در این زمان او تشحیص داد كه مبتلا به آپاندیسیت حاد شده است. شرایط او داشت بدتر می‌شد و به خاطر شرایط آب و هوایی، هواپیمایی نمی‌توانست فرود بیاید. به همین خاطر او تصمیم گرفت، خودش را عمل كند. او با بیهوشی موضعی عمل را شروع كرد، در حین عمل، هواشناس ایستگاه، ریتراكتور ( وسیله‌ای كه دو سوی برش جراحی را می‌گیرد و برش را باز نگه می دارد ) را برایش نگه داشت، راننده ایستگاه آینه‌ را برای او نگه داشته بود، دانشمندی هم وسایل عمل را به او می‌داد. دكتر روگوزوف در حالت خم‌شده به جلو، عمل را انجام داد و گرچه یك بار طی عمل از حال رفت، توانست عمل را كمتر از دو ساعت انجام دهد. بعد از دو هفته او كاملا بهبود پیدا كرد و به سر كارش در ایستگاه برگشت.
 
دكتر جری نیلسون
نوع جراحی : بیوپسی ( تكه‌برداری )
دكتر «جری لین نیلیسون»، یك پزشك آمریكایی باتجربه است. در سال ۱۹۹۸ او به عنوان پزشك یك ایستگاه در قطب جنوب، موسوم به ایستگاه آموندسن- اسكات، استخدام شد. در طی فصل زمستان، او تنها پزشك مقیم در این ایستگاه بود. در مارس سال ۱۹۹۹، او متوجه شد كه توده‌ای در پستان راستش دارد به همین خاطر از طریق ایمیل و ویدئوكنفرانس مشاوره‌ای با پزشكان آمریكایی انجام داد و از توده، بیوپسی ( تكه‌برداری ) انجام داد. نتیجه بیوپسی، دقیق نبود، چون موادی كه برای بیوپسی لازم هستند و در ایستگاه نگهداری می‌شدند، تاریخ‌گذشته بودند و دقت تشخیصی را پایین می‌آوردند. از آنجا كه در زمستان دسترسی به ایستگاه به هیچ عنوان وجود ندارد و هواپیماها هم جای مناسبی برای فرود ندارند، تصمیم گرفته شد كه با یك هواپیمای نظامی و از طریق چتر نجات، اسباب و مواد لازم برای این پزشك فرستاده شود. خانم نیلسون یك بیوپسی دیگر انجام داد و وقتی تصویر لام‌ها برای پزشكان فرستاده شد، مشخص شد كه سلول‌های توده، سرطانی هستند. نیلسون مجبور شد كه با كمك ساكنان ایستگاه، در همان ایستگاه شیمی‌درمانی را شروع كند تا اینكه در ماه اكتبر هواپیمایی برای بازگرداندن وی فرستاده شد. بعد از رسیدن به آمریكا، چندین جراحی روی خانم نیسلون انجام شد و عمل ماستكتومی ( قطع پستان ) روی وی انجام شد. جالب اینجاست كه بعد از بهبود، خانم نیسلون كتابی در مورد تجربه‌اش با عنوان Ice Bound نوشت. بعدها با استفاده از مطالب این كتاب، یك فیلم تلویزیونی با بازی «سوزان ساراندون» ساخته شد.  
 
دبورا سامپسون

نوع جراحی : خارج كردن گلوله
داستان این زن هم در نوع خود شنیدنی است. در سال ۱۷۸۲، این زن برای اینكه بتواند وارد ارتش شود، خودش را به عنوان مرد جا زد و با نام «رابرت شاتلفت» در هنگ چهارم ارتش نام‌نویسی كرد. از آنجا كه او قوی‌بنیه و بلندقد بود و ظاهر چندان زنانه‌ای نداشت، كسی شك نمی‌كرد كه او در واقع یك زن است. همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینكه او در جریان یك درگیری نزدیك نیویورك، مجروح شد. برای خارج كردن گلوله، ‌او به بیمارستانی برده شد. اما او از بیم اینكه حین عمل جنسیتش مشخص شود، خودش گلوله را از محل اصابتش كه در رانش بود، خارج كرد و بعد زخم را با یك سوزن خیاطی دوخت. وقتی كه زخم‌های او بهبود پیدا كرد، او دوباره به ارتش برگشت. تا سال ۱۷۸۳ كه سامپسون یك جراحت دیگر برداشت، كسی متوجه جنسیت واقعی نشد. وقتی ارتشی‌ها متوجه شدند كه او یك زن است، مرخصش كردند، ولی از آنجا كه در جریان خدمت نظامی زخمی شده بود، مقرری‌ای برایش در نظر گرفتند. در سال ۱۸۳۸، كنگره موافقت كرد كه به ورثه او هم مستمری پرداخت شود.
 
دكتر اوان اونیل كین

نوع جراحی : برداشتن آپاندیس و ترمیم فتق كشاله ران
دكتر اوان اونیل كین، یك جراح پیشرو و پزشك برجسته یكی از بیمارستان‌های نیویورك بود. او تصمیم گرفت كه به همه ثابت كند كه برای جراحی‌های كوچك نیازی به بیهوشی عمومی نیست. برای این كار، او تنها با بیهوشی موضعی، آپاندیس خودش را برداشت! در حالی كه او روی تخت عمل دراز كشیده بود و با استفاده از یك آینه جای عمل را می‌دید، سه پزشك دیگر به او كمك می‌كردند. او خودش برش لازم برای جراحی را روی شكمش ایجاد كرد و آ‍پاندیسش را برداشت و و كار بخیه را به دستیارانش سپرد. دكتر اونیل كین، ‌در سال ۱۹۳۲ و در ۷۰ سالگی دست به ماجراجویی پیچیده‌تری زد، این بار تصمیم گرفت كه فتق كشاله رانش را عمل كند. به خاطر نزدیكی شریان رانی به محل عمل، این عمل، كار ظریفی است. اما دكتر اونیا كین، موفق شد، عمل را در كمتر از دو ساعت با موفقیت به پایان برساند. همان طور كه در تصویر بالا می‌بینید، این پزشك در طی عمل خودش كاملا آرامش داشت و حتی در حالی كه تیغ جراحی چند میلیمتر تا شریان حساس، فاصله داشت با اطرافیان شوخی می‌كرد!
 
آرون رالستون

نوع عمل : قطع كردن دست راست
 
رالستون یك مهندس مكانیك آمریكایی است، او كه عاشق كوهنوری است، كارش را به عشق كوهنوری رها كرده بود و قصد داشت به قلل مرتفع صعود كند. در یكی از همین كوهنوردی‌ها در سال ۲۰۰۲، تخته‌سنگی روی دست راست او افتاد. ۵ روز تمام او تلاش كرد كه تخته‌سنگ را جابجا كند، اما موفق نشد. گرسنگی و تشنگی توان را از او گرفت و سرانجام او تصمیم گرفت با چاقویی، دستش را قطع كند. او چاقوی كندی در اختیار داشت و با زجر بسیار بافت نرم دستش را برید، كار قطع كردن تاندون‌ها دشوارتر بود و او مجبور شد با آنها را پاره كند. اما قطع كردن دست، هم پایان كار نبود، او با وسیله نقلیه‌اش ۸ مایل فاصله داشت و مجبور بود با خونریزی و درد ۸ مایل را هم راه برود. سرانجام او به كوهنوردان دیگری برخورد كه نجاتش دادند. اما این واقعه تلخ، باعث نشد او دست از كوهنوردی بردارد، او با استفاده از یك دست مصنوعی همچنان كوهنوردی می‌كند و از آن لذت می‌برد. او كتابی هم در مورد این حادثه و بازگشتش به كوهنرودی با عنوان Between a Rock and a Hard Place نوشته است. او قصد دارد سال ۲۰۱۰ به كوه اورست صعود كند. هدف او از این صعود، آگاهی دادن به مردمان زمین در مورد خطرات تغییر آب و هوا است. از این حادثه فیلمی در سال 2011 به نام 127 ساعت ساخته شد.




نوع مطلب : پزشكی، علمی، انسان، 
برچسب ها :
یکشنبه 16 بهمن 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
نام روزهای هفته‌ی فرنگی از گاهنامه‌ی کهن ایرانی برگرفته شده است
 
نام روزهای هفته در ایران کهن بدین گونه بوده است:
 
کیوان شید = شنبه
مهرشید = یکشنبه
مه شید = دوشنبه
بهرام شید = سه‌شنبه
تیرشید = چهارشنبه
هرمزشید = پنج‌شنبه
ناهیدشید یا آدینه = جمعه
 
اینک با بررسی ریشه‌های این واژگان به این بر‌آیند ساده می‌رسیم:
 
کیوان شید = شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان
------------------------------------------------------------------------------
مهرشید = یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = خور (خورشید) = مهر
------------------------------------------------------------------------------
مه شید = دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon = ماه
--------------------------------------------------------------------------------
بهرام شید = سه‌شنبه
Tuesday = Tues + day
 * Tues = god of war = Mars = بهرام
*
O.E. Tiwesdæg, from Tiwes, gen. of Tiw "Tiu," from P.Gmc. *Tiwaz "god of the sky," differentiated specifically as Tiu, ancient Germanic god of war, from PIE base *dyeu- "to shine" (see diurnal). Cf. O.N. tysdagr, Swed. tisdag, O.H.G.ziestag. The day name (second element dæg, see day) is a translation of L. dies Martis (cf. It. martedi, Fr. Mardi) "Day of Mars," from the Roman god of war, who was identified with Germanic Tiw (though etymologically Tiw is related to Zeus), itself a loan-translation of Gk. Areos hemera. In cognate Ger. Dienstag and Du. Dinsdag, the first element would appear to be Gmc. ding, þing "public assembly," but it is now thought to be from Thinxus, one of the names of the war-god in Latin inscriptions.
---------------------------------------------------------------------------
تیرشید = چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
* Wednes = day of Mercury  = Mercury = تیر
*
O.E. Wodnesdæg "Woden's day," a Gmc. loan-translation of L. dies Mercurii "day of Mercury" (cf. O.N. Oðinsdagr, Swed.Onsdag, O.Fris. Wonsdei, M.Du. Wudensdach). For Woden, see Odin. Contracted pronunciation is recorded from 15c. The Odin-based name is missing in German (mittwoch, from O.H.G. mittwocha, lit. "mid-week"), probably by influence of Gothic, which seems to have adopted a pure ecclesiastical (i.e. non-astrological) week from Greek missionaries. The Gothic model also seems to be the source of Pol. sroda, Rus. sreda "Wednesday," lit. "middle."
--------------------------------------------------------------------------
هرمزشید = پنج‌شنبه
Thursday = Thurs + day
* Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز
*
O.E. Þurresdæg, perhaps a contraction (influenced by O.N. Þorsdagr) of Þunresdæg, lit. "Thor's day," from Þunre, gen. ofÞunor "Thor" (see Thor); from P.Gmc. *thonaras daga- (cf. O.Fris. thunresdei, M.Du. donresdach, Du. donderdag, O.H.G.Donares tag, Ger. Donnerstag "Thursday"), a loan-translation of L. Jovis dies "day of Jupiter," identified with the Gmc. Thor (cf. It. giovedi, O.Fr. juesdi, Fr. jeudi, Sp. jueves), itself a loan-translation of Gk. dios hemera "the day of Zeus."
-------------------------------------------------------------------------
ناهیدشید یا آدینه = جمعه
Friday = Fri + day
* Fri = Frig = day of Venues = Venues = ناهید
*
O.E. frigedæg "Frigga's day," from Frige, gen. of Frig (see Frigg), Germanic goddess of married love, a West Germanic translation of L. dies Veneris "day of (the planet) Venus," which itself translated Gk. Aphrodites hemera. Cf. O.N. frijadagr, O.Fris. frigendei, M.Du. vridach, Du. vrijdag, Ger. Freitag "Friday," and the Latin-derived cognates O.Fr. vendresdi, Fr.vendredi, Sp. viernes. In the Germanic pantheon, Freya (q.v.) corresponds more closely in character to Venus than Frigg does, and some early Icelandic writers used Freyjudagr for "Friday." Black Friday as the name for the busy shopping day after U.S. Thanksgiving holiday is said to date from 1960s and perhaps was coined by those who had the job of controlling the crowds, not by the merchants; earlier it was used principally of days when financial markets crashed.
 
 
ایدون باد،
سیامک
 
هشدار: پخش و هر گونه بهره برداری از این نوشتار، تنها با آوردن نام و رایانامه‌ی‌ (ایمیل) نویسنده برای همگان روا (مجاز) است!





نوع مطلب : علمی، انگلیسی، ادبیات، 
برچسب ها :
شنبه 15 بهمن 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!


مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان پنچر شد و مجبورشد

همانجا به تعویض لاستیک بپردازد هنگامی که سرگرم این کار بود، ماشین
دیگری به سرعت ازروی مهره های چرخ که در کنار ماشین بودند گذشت و آنها را
به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد.
مرد حیران مانده بود که چکار کند.  تصمیم گرفت که ماشینش را همانجا رها
کند و برای خرید مهره چرخ برود. در این حین، یکی از دیوانه ها که از پشت
نرده های حیاط تیمارستان نظاره گر این
ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:
از ٣ چرخ دیگر ماشین، از هر کدام یک مهره بازکن و این لاستیک را با ٣
مهره ببند و برو تا به تعمیرگاه برسی.
آن مرد اول توجهی به این حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد دید راست
می گوید و بهتر است همین کار را بکند. پس به راهنمایی او عمل کرد و
لاستیک زاپاس را بست. هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن دیوانه کرد و
گفت: «خیلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی. پس چرا توی تیمارستان
انداختنت؟
دیوانه لبخندی زد و گفت: من دیوانه ام احمق که نیستم




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
به زنبوره میگن : میتونی تو 10 دقیقه 3 تا گل بخوری

زنبوره میگه : مگه من استقلالم که تو 10 دقیقه 3 تا گل بخورم












نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 13 بهمن 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
آیا می دانید که در قدیم، ماست به عنوان میان وعده مصرف می شده است!
 امروزه در اکثر سفره های ما ایرانیان، ماست همراه غذا مصرف می شود و متاسفانه مردمان امروزی مانند دیگر رسوم غلط متعارف، بدون آن که تدابیر مربوطه را رعایت نمایند و از خوب و بد بودن آن آگاه باشند، آن را مصرف می کنند و کودکان خود را نیز به خوردن آن تشویق و آنان را نیز به این رویه اشتباه عادت می دهند و ناخواسته به مرور زمان بر بیماری ها و مشکلات خود و خانواده شان می افزایند و هرگز نمی فهمند که چوب ندانم کاری های خودشان را می خورند.
باید بدانیم که بهترین نحوه مصرف و خوردن ماست های مورد تایید نیز چگونه می باشد و در گذشته، قدما چگونه آن را مصرف می کردند. باید بدانید که خوردن ماست همراه با غذا توصیه نمی شود، چرا که خلطی که با خوردن ماست همراه غذاهای پختنی مخصوصاً غذاهای گوشتی تولید می شود، خلط سالمی نمی باشد. ماست را در قدیم همراه غذا نمی خورند، بلکه به صورت میان وعده مصرف می شده است. داخل ماست لبوب مانند گردو، کشمش، بادام زمینی، پسته و فندق را می ریختند و به صورت عصرانه یا چاشت به عنوان میان وعده میل می کردند.
با این کار اولاً اثر بدی که ماست خورده شده با غذا، در تولید خلط سالم دارد از بین می رود (چرا که با یک فاصله از غذا مصرف می گردد)، ثانیاً سردی ماست نیز گرفته می شود، برای بچه ها و سالمندان خوردن ماست با مصلحات توصیه می گردد. بچه ها امروزه معمولاً ماست را خیلی دوست دارند، لذا به جای دادن ماست همراه غذا به کودکان، توصیه می گردد ماست به همراه لبوب را به صورت میان وعده یا حتی در برخی مواقع آن را به عنوان غذا (بدون این که در کنار آن غذای پختنی دیگری مصرف شود) همراه با مقداری نان سنگک به کودک بدهید.
حتی می توان با مقداری دم کرده زعفران هم سردی ماست را بگیرید و هم آن را رنگی نمایید تا برای کودکان جذاب تر گردد. آب لبوی پخته شده نیز برای جذاب کردن رنگ ماست پیشنهاد می شود. تذکر: - خوردن ماست با سرکه (ترشیجات) یا آبلیمو در دراز مدت باعث لک های پوستی می شود. - خوردن ماست با ماهی آن هم در یک شب زمستانی با توجه به این که هر دوی این مواد غذایی سرد هستند و طبیعت زمستان و شب نیز هر دو سرد می باشند، افراد را مخصوصاً سالمندان که طبیعت سنی آنان نیز سرد است در هنگام خواب (که آن هم دارای طبیعت سرد است)، مستعد یک سکته مغزی می کند و برگ دیگری به نام مرگ از ناآگاهی های ما در دفتر روزگار ورق می خورد
 
 




نوع مطلب : علمی، پزشكی، آموزشی، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :