همه چیز دونی!
جمعه 31 تیر 1390 :: نویسنده : فربد اسماعیلی

شاید “درد” را از هر طرف بخوانی درد داشته باشد

اما

“درمان” که نباشی، “نامرد” میشوی.

 

* با تصرف و تلخیص احتمالا شمس لنگرودی





نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 31 تیر 1390 :: نویسنده : فربد اسماعیلی
توپ پرنده

این یک کره در سایزی کمی بزرگ تر از توپ بسکتبال است که می تواند پرواز کند. طراح ژاپنی اش آن را برای عملیات های جستجو و نجات ساخته و کنترل آن به گونه است که به راحتی می تواند به هر جایی سرک بکشد و از همه مهمتر به راحتی می تواند هر جایی فرود بیاید. ‏

شکل کروی و بدنه انعطاف پذیرش به این کره پرنده این امکان را می دهد که مانند یک توپ بسکتبال به زمین بخورد و روی زمین غلط بزند. همین باعث می شود که فرود این پرنده به سادگی پایین انداختن یک توپ باشد و نگران از آسیب دیدن اش نباشید. ‏

اگر ویدیوی معرفی اش را ببینید متوجه می شوید که این توپ تا چه حد قدرت مانور دارد. به راحتی از پنجره وارد ساختمان می شود و در بخش های مختلف و حتی پله ها حرکت می کند. روی آن هم یک دوربین قرار گرفته که تصاویر را برای کنترل کننده اش ارسال می کند. ‏

cliplihlglgboard-1.jpg

در حال حاضر این توپ پرنده فقط ۸ دقیقه امکان پرواز دارد اما حداکثر سرعت اش به ۶۰ کیلومتر در ساعت میرسد و برای تعادل از ۳ سنسور ژیروسکوپ استفاده می کند. بدنه اش هم با فیبر کربن ساخته شده تا کاملا مقاوم و انعطاف پذیر باشد. به همین خاطر وزن نهایی اش تنها ۳۴۰ گرم است. ‏

طراحان در حال حاضر مشغول کار برای تبدیل این کره به یک ابزار قابل استفاده برای عملیات های امداد و نجات هستند و امیدوارند در آینده نزدیک نمونه های تجاری آن را وارد بازار کنند. البته به نظر من اگر این توپ به عنوان یک محصول تجاری وارد بازار بشود کاربردهای جالب زیادی پیدا می کند. ‏

جالب است بدانید این توپ پرنده توسط یکی از کارکنان مرکز تحقیقات فنی وزرات دفاع ژاپن و تنها با ۱۴۰۰ دلار ساخته شده است! جالب تر اینکه قطعات استفاده شده در این کره پرنده از فروشگاه های لوازم الکترونیکی تهیه شده که در دسترس همه افراد وجود دارد. ‏

اگر به یوتیوب دسترسی دارید ‏ ویدیوی کره پرنده ‏ را از دست ندهید. ‏





نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 31 تیر 1390 :: نویسنده : فربد اسماعیلی

حدود دو هفته پیش در نارنجی خبر از برگزاری ‏ مسابقات WCG ‏ در ایران داده بودیم. حالا بازی های نهایی که قرار است در این مسابقات وجود داشته باشند مشخص شده است. ‏

رقابت ها در سه بازی مختلف به صورت فردی و یک بازی به صورت تیمی انجام می گیرد. البته به خاطر وجود برخی محدودیت ها در اضافه کردن بازیهای مختلف، تیم برگزار کننده سعی کرده بازی های محبوب را برای این سری از مسابقات انتخاب کند. ‏

تمام بازیهای امسال روی PC انجام می شوند و متاسفانه امکان اضافه کردن کنسول های بازی وجود نداشته است. به هر حال من فکر می کنم تعداد علاقمندان به بازی محبوب «کانتراستریک» در ایران کم نباشد. ‏

فهرست بازیهای امسال به این شرح است: ‏

‏Counter-Strike 1.6 (تیم های ۵ نفره) ‏
‏Warcraft III: The Frozen Throne (فردی) ‏
‏FIFA 11 (فردی) ‏
‏TrackMania Nations Forever (فردی) ‏
البته TrackMania جزو بازی های امسال در رقابتهای جهانی WCG نیست؛ اما در بازیهای ملی اضافه شده است. به شرکت کنندگان و قهرمانهای این بازی جوایز ارزنده ای اهدا می شود، اما کسی در این رشته به بازیهای جهانی اعزام نخواهد شد. ‏

اگر فکر می کنید در این بازی ها کارتان درست است می توانید تمرین هایتان را هر چه زودتر شروع کنید. بازیکنان «کانتراستریک» هم از همین الان به فکر درست کردن تیم و آماده کردن استراتژی شان باشند چرا که ثبت نام و جزییات نحوه برگزاری بازی ها را به زودی در نارنجی می خوانید. ‏

منبع خبر كه معلومه كجاست.دوستان بازی خور بشتابند!!!!!!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
 
Amazing Sculptures Made of Paper
Allen and Patty Eckman have been creating incredible paper sculptures since 1987. This post showcases some of their breathtaking creations.
The artists first cast paper pulp into clay molds and apply vacuum pressure to remove the water. Then the casts are removed from the molds and the long process of sculpting in paper and detailing begins. [more info, via]

Pawnee Prince

Pawnee Prince

Little Eagle Dancing

Little Eagle Dancing

Northwest Trackers

Northwest Trackers

The Baby Sitter

The Baby Sitter

The Way

The Way

Osage Bow and the Buffalo

Osage Bow and the Buffalo

Powwow Practice

Powwow Practice

To Save One

To Save One





نوع مطلب : آموزشی، سرگرمی، عكس، تکنولوژِی، 
برچسب ها :

Genetic Learn - cell size ... very interesting!

لطفاً پس از باز شدن لینک زیر، دستگیره (اسکرول) زیر عکس را گرفته و به سمت راست بکشید.

 

 

 

http://learn. genetics. utah.edu/ content/begin/ cells/scale/

 





نوع مطلب : زیست‌شناسی، علمی، سرگرمی، عكس، تکنولوژِی، 
برچسب ها :
یکشنبه 26 تیر 1390 :: نویسنده : فرزاد
رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد


رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم 


یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟ 
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!!


با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم 


تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه


زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه


صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی
 


ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم
 


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!! 


ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته 


خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم


برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم


تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!


میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ... وصایای الیزابت تیلور ...


بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم
پـَـَـ نــه پـَـَــــ نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم


داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت

همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم


به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!


رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
 
میگه برا کباب؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام


کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه


مرغ عشقم مرده و درحالی كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: 
پـَـَـ نــه پـَـَــــكمر درد داشته دكتر گفته باید طاق باز دراز بكشه كف قفس



ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟

پــَ نه پــــــ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک


یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم 


داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم 


به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم 


تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین


بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟ 
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم


کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار 
گفت واسه صبونه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون


خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...! 


میری مسجد وضو بگیری تا نماز بخونی میبینی یه آقایی میرسه میگه پسر جان وضو میگیری میگی پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام قزل الا صید كنم
 


نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده


تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم


ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا


در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه



تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟
 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم


از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!


یکی‌ زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!

زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه 
داری تعمیرش میکنی ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!


اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟
 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی


حسینی بای دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه با یاد خدا..... پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به یاد دوست دخترم میرم سر جلسه 


با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازی!!! 


کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام






نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 26 تیر 1390 :: نویسنده : محمد رضا همه چیز دون!
سلام
یه مطلب خیلی طنز
رفتیم بلیط کانادا بگیریم، زنه میگه سیاحتیه؟ میگم پـــ نه پــــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد!


- سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟! پـــــــ نه پــــــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!!!!


- رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پـــ نه پـــــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!


- رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه 2 تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوی مسئولش که وارد حسابم کنه؛ میگه: میخوای ببریشون؟ پــ نه پـــ اومدم کتابا رو بهت توصیه کنم بخونی، میانگین ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا!


- سر امتحان برگه تقلبم و در آوردم دارم مینویسم مراقبه دیده میگه تقلبه؟؟... میگم پــــ نه پــــ دعای ابوحمزه ثمالیه!




باقی اش رو بخون


نوع مطلب : سرگرمی، 
برچسب ها :



سازمان صلیب سرخ جهانی اخیرا عکسی از یک نوع عنکبوت آفریقایی که به دلایل مجهولی در سرتاسر جهان پخش شده است را منتشر نموده است نیش این عنکبوت تا 4 روز هیچ تاثیر و اثری نداشته و وقتی عیان می شود که دیگر کار از کار گذشته است.این سازمان از تمام افراد و شبکه های اجتماعی خواسته تا در اطلاع رسانی تصویر این بندپا مشارکت کنند.شما نیز آنرا با دیگران مطرح کنید...
240972_10150194451865997_640720996_7402345_1843681_o.jpg





نوع مطلب : تکنولوژِی، ویژه نامه ها، انسان، پزشكی، علمی، 
برچسب ها :
پنجشنبه 23 تیر 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .
زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟
تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید




نوع مطلب : مذهبی، انسان، زندگینامه، طنز، 
برچسب ها :
پنجشنبه 23 تیر 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

قطعه گم شده تنها نشسته بود ...
در انتظار کسی که از راه برسد
و او را با خود جایی ببرد
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net



بعضی ها با او جور در می آمدند ...
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net



اما نمی توانستند قل بخورند
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




بعضی دیگر قل می خوردند
اما جور در نمی آمدند
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




یکی از جور در آمدن چیزی نمی فهمید
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net



دیگری از هیچ چیز چیزی نمی فهمید
گروه اینترنتی
پرشین استار | www.Persian-Star.net




یکی زیادی ظریف بود
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




و تالاپی پایین افتاد ...
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




یکی او را می ستود ...
و می رفت پی کارش
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.nethttp://lightworker.vcp.ir/




بعضی ها بیش از اندازه قطعه گم شده داشتند
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




بعضی بیش از اندازه قطعه داشتند
تکمیل تکمیل !
گروه
اینترنتی
پرشین
استار
|
www.Persian-Star.net




او یاد گرفت که چگونه از چشم حریص ها خود را پنهان کند
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




باز هم با انواع دیگری روبه رو می شد
بعضی خیلی ریزبین بودند
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




بعضی ها در عالم خودشان بودند
و بی خیال می گذشتند

سلام !
گروه
اینترنتی
پرشین استار | www.Persian-Star.net

v


فکر کرد برای توجه دیگران خود را بیاراید ...
گروه اینترنتی پرشین استار |
www.Persian-Star.net



فایده ای نداشت
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




این بار پر زرق و برق شد
اما با این کار خجالتی ها از سر راهش فرار کردند
گروه
اینترنتی پرشین استار |
www.Persian-Star.netv




عاقبت یکی پیدا شد که کاملا جور در می آمد !
گروه اینترنتی پرشین استار |
www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net



اما ناگهان ...
قطعه گم شده شروع کرد به رشد کردن !
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




و رشد کرد
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




- من نمی دانستم تو رشد می کنی
قطعه گم شده جواب داد :
"من هم نمی دانستم."
گروه اینترنتی پرشین استار |
www.Persian-Star.net




- میروم پی قطعه گم شده خودم،
که بزرگ هم نمی شود ...
گروه اینترنتی
پرشین
استار |
www.Persian-Star.net




روزها گذشت تا یک روز،
کسی آمد که با دیگران فرق داشت
قطعه گم شده پرسید : "از من چه می خواهی ؟"
- هیچ
- به من چه احتیاجی داری ؟
- هیچ
قطعه گم شده باز پرسید : "تو کی هستی ؟"
دایره بزرگ گفت : "من دایره بزرگم."




گروه
اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




قطعه گم شده گفت :
"به گمانم تو همان کسی باشی که مدتهاست در انتظارش هستم. شاید من قطعه گمشده تو باشم"
دایره بزرگ گفت : " اما من قطعه ای گم نکرده ام و جایی برای جور در آمدن تو ندارم"
قطعه گم شده گفت : "حیف ! خیلی بد شد. چه قدر دلم می خواست با تو قل بخورم ..."
دایره بزرگ گفت : "تو نمی توانی با من قل بخوری. ولی شاید خودت بتوانی تنهایی قل بخوری"
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net



- تنهایی ؟
نه، قطعه گمشده که نمی تواند تنهایی قل بخورد
دایره بزرگ پرسید : "تا به حال امتحان کرده ای ؟"
قطعه گم شده گفت :"آخر من گوشه های تیزی دارم. شکل من به درد قل خوردن نمی خورد"
دایره بزرگ گفت : "گوشه ها ساییده می شوند و شکل ها تغییر می کنند
خب، من باید بروم. خداحافظ !
شاید روزی به همدیگر برسیم ..."
و قل خورد و رفت
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net





قطعه گم شده باز تنها ماند
مدتی دراز در همان حال نشست
گروه
اینترنتی
پرشین استار | www.Persian-Star.net



آن وقت ...
آهسته ...
آهسته ...
خود را از یک سو بالا کشید ...
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net



تلپی افتاد
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




باز بلند شد ... خودش را بالا کشید ...
باز تالاپ ...
شروع کرد به پیش رفتن ...
گروه
اینترنتی پرشین
استار
| www.Persian-Star.net




و به زودی لبه هایش شروع کرد به ساییده شدن ...
آن قدر از جایش بلند شد افتاد
بلند شد افتاد
بلند شد افتاد
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




تا شکلش کم کم عوض شد ...
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




حالا به جای اینکه تلپی بیفتد، بامپی می افتاد ...
و به جای اینکه بامپی بیفتد، بالا و پایین می پرید ...
و به جای اینکه بالا و پایین بپرد، قل می خورد و می رفت ...
نمی دانست به کجا، اما ناراحت هم نبود
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net




همین طور قل خورد و پیش رفت
گروه اینترنتی پرشین استار |
www.Persian-Star.net



تا ...
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی
پرشین استار |
www.Persian-Star.net


به جای اینکه بنشینی و منتظر باشی تا کسی پیدا شود
تا تو را کامل کند
خودت شهامت و جسارت پدید آوردن شکل را پیدا کن






نوع مطلب : داستان، مذهبی، انسان، دستنوشته، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :