همه چیز دونی!
پنجشنبه 31 فروردین 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
رتبه های اول کشور ایران در کتاب گینس
در چه زمینه هائی ایران در جهان مقام اول را دارد؟
رتبه های اول ایران در دنیا
___________

1- بیشترین تولید پسته

...2- بیشترین تولید خاویار

3- بیشترین تولید خانواده توت


4- بیشترین تولید زعفران (80% کل تولید جهانی)

5- بیشترین تولید زرشک

6- بیشترین تولیدمیوه آلویی (از قبیل شفت وگیلاس وغیره )

7- بالاترین دمای ثبت شده روی سطح زمین (70.7 درجه سانتیگرد در کویر لوت)

8- بیشترین تلفات انسانی در سرما و کولاک برفی (4000 نفر در کولاک سال 1350 کشته شدند، میزان بارش برف 8 متر در 5 روز)


9- بزرگترین واردکننده گندم

10- بیشترین فرار مغز ها

11- بیشترین نسبت زن به مرد در مدارس و دانشگاه ها (1.23 زن در مقابل هر مرد)

12- بالاترین میزان تشعشات زمینی، با شدت سالانه 260 میلی سیورت در رامسر (مقایسه= یک عکس رادیوگرام سینه 0.05 میلی سیورت، میدانهای اطراف چرنوبیل 25 میلی سیورت)


13- بیشترین تعداد زمینلرزه های بزرگ (بالای 5.5 ریشتر)

14- دقیقترین تقویم دنیا (تقویم جلالی)


15- بیشترین مصرف تریاک و هرویین (امریکا بیشترین مصرف كوكایین را دارد)

16- بیشترین تعداد تغییر پایتخت در طول تاریخ (تهران سی و دومین پایتخت ایرانست)

17- کهنترین کشور دنیا (تاسیس شده در 3200 سال قبل از میلاد مسیح)

18- میزبان بزرگترین جمیعت مهاجر جهان (اکثرا عراقی و افغانی)


19- بزرگترین تولید کننده فیروزه

20- بزرگترین منابع روی در جهان

21- بزرگترین تولید کننده و صادر کننده فرش های دست بافت (75% کل تولید جهانی)

22- بیشترین شتاب پیشرفت تولید علم و تکنولوژی در جهان (340000% رشد در طول 37 سال 1349-1387، شتاب رشدی یازده برابر متوسط جهان در سال 1388, رشد سالانه کنونی 25.7%)


23- بزرگترین سیستم بانکی اسلامی (کل سرمایه 236 میلیارد دلار)

24- بالاترین میزان وابستگی به انرژی (بیشترین اتلاف انرژی در جهان)


25- بزرگترین منابع انرژی هیدروکربن (گاز و نفت با هم، با ارزش 14000 میلیارد دلار بر حسب قیمت جهانی 75 دلار هر بشکه نفت)

26- بالاترین تناسب ذخایر به تولید برای نفت در جهان(با میزان تولید کنونی ایران معادل 89 سال ذخایر نفتی دارد)

27- ارزانترین پایتخت جهان (طبق تحقیق شبکه خبری سی ان ان تهران ارزانترین پایتخت جهانست)


28- بزرگترین فوران چاه نفت در تاریخ (نشت چاه نفتی قم در سال 1335 سه ماه ادمه داشت با فوران روزی 125000 بشکه نفت، ارتفاع فوران 52 متر، مقایسه با نشت نفتی خلیج مکسیکو با خروج سه ماه 53000 بشکه در روز)

29- بالاترین آلودگی دیوکسید گوگرد در هوای شهری


30- قدیمیترین منبع مصنوعی یا ساختگی آبی جهان با قدمت 2700 سال (قنات گناد آباد هنوز هم آب 40000 نفر را فراهم میکند)

31- بزرگترین مجموعه جواهرات در جهان (جوهرات شاهی ایران در موزه بانک مرکزی ایران بزرگترین گنجینه جوهرات جهانست)

32- کهنترین امپراتوری جهان (هخامنشیان اولین ابرقدرت تاریخ بودند و در اوج قدرت بر 44% کل جمیعت جهان حکومت میکردند که این بالاترین درصد جمیعت تحت یک دولت در تاریخ هم هست)


33- بیشترین تعداد تلفات در جنگ شیمیایی (100000 کشته و 100000 زخمی در جنگ با صدام، ایران همچنین دومین رتبه تلفات تاریخ را بر اثر سلاح های کشتار دست جمعی بعد از ژاپن دارد)

34- بیشترین تعداد و تناسب شیعیان در جهان (89% جمیعت ایران)


35- بالاترین رشد مصرف گاز طبیعی

36- بیشترین رشد تعداد خودروهای گازسوز

 




نوع مطلب : علمی، سیاسی، 
برچسب ها :
سه شنبه 29 فروردین 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
درس انسانیت از حیوانات؟
 
گروه ایران عشق
در یك پارك محلی در بنگال هنگامیكه دو نفر نابینا نتوانستند شیر آب را پیدا كنند. یك میمون مادر شیر آب را برای آنها باز كرد و تا زمانیكه آنها آب نوشیده و صورت خود را شستند . میمون همانجا ایستاد ، سپس شیر آب را بست و از آنجا دور شد.





نوع مطلب : انسان، 
برچسب ها :
سلام

بستنی چوبی

اختراع بستنی
چوبی به سال ۱۹۰۵ بر می گردد. ماجرا از این قرار بود که روزی پسر ۱۱ ساله
ای به نام فرانک اپرسون آبمیوه خود را که از پودر میوه و آب درست شده بود،
به همراه قاشقی که برای هم زدن آن به کار برده بود در بیرون از خانه جا
گذاشت. صبح فردا آبمیوه یخ زده بود و به قاشق چسبیده بود. به این ترتیب
اولین بستنی چوبی اختراع شد و فرانک بیست سال بعد این اختراع خود را به ثبت
رساند.

Rogaine (دارویی برای رویش مجدد مو) :

مشاهدات
دانشمندان نشان می داد که بیماران مبتلا به فشارخون اگر از داروی لونیتن
استفاده کنند موهای ضخیم تر و پرپشت تری خواهند داشت و بدین ترتیب این دارو
برای درمان ریزش مو و رشد مجدد آن مورد استفاده قرار گرفت.

شیرینی خشک (کوکی) با تکه های شکلات:

این
خوراکی خوشمزه اولین بار در مهمانخانه ای در ماساچوست ساخته شد. ویکفیلد
صاحب این مهمانخانه با آرد و تکه های شکلات دسری برای مهمان ها درست کرده
بود اما شکلات ها کاملاً حل نشده بودند و چیزی شبیه کوکی هایی که امروز می
شناسیم به وجود آورده بودند. البته ناگفته نماند مهمان ها این دسر جدید را
پسندیده بودند و از آن تعریف می کردند (حق با آنها بود، نه؟)

مایکرویو:

در سال ۱۹۴۵ یکی از مهندسان کارخانه ریتون، پرسی اسپنسر، هنگام کار با لامپ
های مگنترون (که در سیستم های رادار نظامی به کار می رود) متوجه شد که
شکلات داخل جیبش ذوب شده است. اسپنسرکه پرتوهای لامپ مگنترون را عامل ذوب
شدن شکلات می دانست تصمیم به اختراع دستگاهی جدید به نام مایکرویو گرفت و
بدین ترتیب اولین مایکرویو که ۵ فوت ارتفاع داشت (!) به وجود آمد.

آتش بازی:

می گویند حدود۲۰۰۰ سال پیش یک آشپز چینی اشتباهاً زغال چوب، سولفور و نیترات
پتاسیم را با هم ترکیب کرد و در نتیجه چیزی شبیه آنچه امروز به عنوان آتش
بازی می شناسیم اتفاق افتاد. ناگفته نماند که همه این مواد امروزه در
آشپزخانه ها ی ما پیدا می شود.

صابون عاج (Soap lvory) :

ماجرا
از این قرار بود که یکی از کارکنان کارخانه صابون سازی که محل کار خود را
برای صرف نهار ترک می کرد دستگاه صابون سازی را به اشتباه روشن گذاشت غافل
از اینکه این اشتباه به یک اختراع جالب منجر خواهد شد. مرد کارگر به
کارخانه بازگشت و ترس از توبیخ باعث شد که قضیه را از دیگران پنهان کند و
صابون های به ظاهر خراب را مخفیانه به فروش برساند. اما به زودی مشخص شد که
مشتری ها از مصرف این صابون راضی بوده اند و می خواهند دوباره از این
صابون ها استفاده کنند. بدین ترتیب کارخانه ساخت صابون های جدید را شروع
کرد و ظرف مدت کوتاهی به شهرت جهانی رسید.

خمیر بازی (Doh Play):

این ترکیب غیرسمی به دست نمی چسبد و می تواند چندین بار مورد استفاده قرار
گیرد. این وسیله بازی در ابتدا ماده ای انعطاف پذیر وبتونه مانند بود و
برای پاک کردن آثار زغال سنگ از کاغذدیواری به کار می رفت. پس از جنگ جهانی
که گاز طبیعی جای زغال سنگ را گرفته بود و کاغذدیواری های قابل شستشو به
بازار آمده بود، کمپانی تولید کننده این ماده که خود را در معرض خطر
ورشکستگی می دید به فکر راه چاره افتاد و محصولات خود را به صورت خمیر بازی
روانه بازار کرد.

 

چیپس سیب زمینی:

این محصول پرطرفدار اولین بار توسط آشپزی به نام جورج کروم ساخته شد. یکی از
مشتری های رستوران که از سیب زمینی سرخ شده رستوران راضی نبود مرتباً آنها
را به آشپزخانه پس می داد و از تردنبودن آنها شکایت می کرد . آشپز رستوران
که عصبانی شده بود و دیگرحوصله شنیدن شکایت مشتری را نداشت سیب زمینی ها را
به صورت لایه های بسیار نازک خرد کرد، به آنها نمک اضافه کرد و در روغن
فرو برد. این چیپس های ترد و خوشمزه به زودی در سراسر آمریکا معروف شدند و
طرفداران زیادی پیدا کردند.

قهوه :

می گویند چوپانی از اهالی اتیوپی یا حبشه متوجه شده بود که وقتی گوسفندانش از
گیاهان قرمز رنگی که در اطرافشان روییده بود تغذیه می کنند، شادتر و سرحال
تر از همیشه به نظر می رسند. چوپان بعد از بررسی و امتحان این گیاه آن را
به یک پیشوای دینی نشان داد و در نهایت این گیاهان پس از سرخ شدن و جوشیدن
به عنوان یک نوشیدنی مورد استفاده قرار گرفتند.

 





نوع مطلب : عكس، تاریخ و تاریخی، 
برچسب ها :
پنجشنبه 24 فروردین 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
سلام.

از قبل برنامه‌های زیادی برای عید وبلاگ نوشته بودم اما همه چی دست به دست هم دادند تا من شرمنده‌ی شما شوم.
و در ادامه به فكر ایده ای بودم كه نیازمند نظرات شما عزیزان است.در تعطیلات نوروزی تصمیم گرفتم در سال جدید بخشی از مطالب همه چیز دونی را شما خواندگان محترم بنویسید.به این صورت كه همه بتوانند از طریق یك اكانت مشترك وارد میهن بلاگ شوند و مطالب خود را بنویسند.اما هنوز در حد یك ایده است و نواقص زیادی دارد و نیازمند نظرات شما است همچنین شما میتوانید رضایت یا نارضایتی خود را در نظر سنجی همه چیز دونی! اعلام نمایید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 24 فروردین 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

این غذاهایی كه در دنیا وجود دارد!؟

اگر از گرسنگی در حال مرگ بودید کدام یکی از این غذاها را انتخاب می کردید؟! + عکس


این کنسرو ها از پر طرفدار ترین غذاهایی هستند که در برخی کشور های خارجی تولید می شوند.
تنها شنیدن نام این محصولات غذایی کافیست تا حالمان خراب شود و اشتهایمان را از دست بدهیم.اما این غذاها در برخی کشورهای خارجی به شدت پر طرفدار هستند. البته نا گفته نماند که در فهرست غذاهای چندش آور دنیا، کله پاچه که غذای محبوب ما ایرانی هاست در مقام چهارم قرار دارد. -
 
تخم مورچه در آب شور  
2 -جیرجیرک سرخ شده با تخم
3 - کنسرو گورکن
 
4 - موش کور جیر جیرکی با سس تند کاری
5 - کرکدیل با سس کاری
 
6 - کنسرو عقرب سیاه در آب نمک
7 - مار زنگوله دار دودی
8 - حشرات غول پیکر با سس تند
 
9 - کنسرو پستاندارهایی که ناقص بدنیا آمده اند
 
10- عقرب سرخ شده
 




نوع مطلب : سرگرمی، انسان، عكس، 
برچسب ها :
پنجشنبه 24 فروردین 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!


*
*وقتی که تفاوت در رنگ و نژاد برتری می آورد!*
*
یک زن تقریباً پنجاه ساله ی سفید پوست به صندلی اش رسید و دید مسافر کنارش یک مرد ساهپوست است

با لحن عصبانی مهماندار پرواز را صدا کرد

مهماندار از او پرسید "مشکل چیه خانوم؟"

زن سفید پوست گفت: "نمی توانی ببینی؟ به من صندلی ای داده شده که کنار یک مرد سیاهپوست است، من نمی توانم کنارش بنشینم، شما باید صندلی مرا عوض کنید!"

مهماندار گفت: "خانوم لطفاً آروم باشید، متاسفانه تمامی صندلی ها پر هستند، اما من دوباره چک می کنم ببینم صندلی خالی پیدا می شود یا نه"

مهماندار رفت و چند دقیقه بعد برگشت و گفت: "خانوم، همانطور که گفتم تمامی صندلی ها در این قسمت اقتصادی پر هستند، من با کاپیتان هم صحبت کردم و او تایید کرد که تمامی صندلی ها در دسته اقتصادی پر هستند، ما تنها صندلی خالی در قسمت درجه یک داریم"

و قبل از اینکه زن سفید پوست چیزی بگویید مهماندار ادامه داد: "ببینید، خیلی معمول نیست که یک شرکت هواپیمایی به مسافر قسمت اقتصادی اجازه بدهد در صندلی قسمت درجه یک بنشیند، با اینحال، با توجه به شرایط، کاپیتان فکر می کند اینکه یک مسافر کنار یک مسافر افتضاح بنشیند ناخوشایند هست."

و سپس مهماندار رو به مرد سیاهپوست کرد و گفت: 





نوع مطلب : مذهبی، داستان، سیاسی، 
برچسب ها :
یکشنبه 20 فروردین 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

elevator02
--

دکمه‌ های آسانسور 40 برابر آلوده‌تر از دست‌ شویی ‌های عمومی

دکمه‌های آسانسور تا 40 برابر از دست‌شویی‌های عمومی آلوده‌ترند و میکروب‌های بیش‌تری در خود دارند.
محققان با انجام مطالعاتی در آسانسورهای هتل‌ها، رستوران‌ها، بانک‌ها، ادارات و فرودگاه‌ها متوجه شدند در هر سانتی‌متر مربع از مساحت یک دکمه آسانسور در این مکان‌ها 313 واحد تشکیل‌دهنده کلونی وجود دارد. این در حالی است که در همین مقیاس در دست‌شویی‌های عمومی فقط 8 واحد وجود دارد.
دانشمندان متوجه شدند دکمه‌های آسانسور ممکن است شامل باکتری‌های معده مانند ای.کولی هم باشند که می‌تواند مشکلات زیادی برای فرد مبتلا به آن‌ها ایجاد کند.
دکتر نیکولاس مون که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: در یک ساختمان شلوغ، دکمه‌های آسانسور ممکن است توسط ده‌ها نفر در یک ساعت لمس شود و هر شخصی به نوبه خود می‌تواند باکتری‌های خاصی را به این دکمه‌ها اضافه کند. حتی اگر مرتبا این دکمه‌ها پاکیزه شوند، خطر شکل‌گیری دوباره آن‌ها بسیار بالاست.
مطالعات قبلی هم نشان داده بود یک میز کار در یک اداره یا شرکت 400 برابر بیش‌تر از دست‌شویی‌های عمومی دارای باکتری است. هم‌چنین کیبورد کامپیوتر 4 برابر بیش‌ از دست‌شویی دارای باکتری است.
البته پروفسور هاگ پنینگتون یکی از میکروب‌شناسان بریتانیا در این باره گفت: فقط به این دلیل که دکمه‌های آسانسور پر از باکتری هستند، به این معنی نیست که همه آن‌ها برای سلامت ما مضر هستند. به هر حال بهترین کار برای پیشگیری از بیمار شدن این است که قبل از غذا خوردن دست‌های خود را به خوبی بشویید.




نوع مطلب : علمی، پزشكی، 
برچسب ها :
یکشنبه 20 فروردین 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
  دقــت کـــردیــن لذتی که تو سواری بر خر شیطون هست تو سواری لامبورگینی
نیست؟؟؟


 دقت کردین بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن همیشه هستن اما هیچ
وقت به کارت نمیان.


 دقــــــــــــــــت کردین:
 یک سری از کارهای اداری هست که هیچ وقت لازم نیست خود آدم انجامشان بدهد.
اطرافیان زحمت اش را می کشند. یکی از آن کارها گرفتن شناسنامه آدم است، دیگری
هم باطل کردن اش.


 تـــا حـــالا دقــــت کـــردیــــن !؟
 شـــانـــــس یــــه بـــار در خــونــه آدمـــو میــــزنـــه ،
 بَـــدشــــانـــســـی دســـتـــش رو از روی زنـــگـــــــ بـــر
نـــمیـــداره ،
 بـــدبــَـخـــتـــی هَـــم کـــه کـــلاً کـــلیــد داره . . . . . .


 دقت کردین تو فیلمای خارجی پلیس شش تیغ کرده و مرتبه و کلت دستشه و مجرم ریشو
نامرتبه و کلاشینکف دستشه اما تو فیلمای ایرانی این موضوع کاملا برعکسه ...


 دقت کردین وقتی دعواتون با یکی تمام شد تازه جواب های خوب به ذهنتون میرسه.


 دقت کردین هر معلمی که میومد میگفت شما بدترین کلاسی بودین که تاحالا داشتم؟


 دقت کردین که زندگی با ”مای بی بی” شروع و به ”ایزی لایف” ختم میشه؟؟!!
 پس قدر لحظه هایی که با شورت هستیم رو بدونیم!


 تا حالا دقت کردین ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻥ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪﯼ  ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻻﺭﻡ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻪ !!


دقت كردین بزرگترین دروغ پشت تلفن چیه .......سلام رسوندن بچه ها.....


 دقت کردین یکی از سخت ترین کارهای دنیا اینه کـه بخوای برای یکی دیگه توضیح
بدی دقیقاً چــه مــــــــرگـته؟؟!!


 دقت کردین همیشه خنده دار ترین موضوعات زمانی به مغزت میرسه که وسط مراسم ختم
هستی؟


 دقت کردین الان تو تهران بایه نفس عمیق میتونید کل جدول مندلیف رو بکشید تو
حلقتون



دقت کردین؟ وقتی موبایلت زنگ میخوره همه گوشاشون تیز تیز میشه ؛ وقتی تلفن
خونه زنگ بخوره همه خودشونو میزنن به کر بودن.









نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
دوشنبه 14 فروردین 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

درسی بیاد ماندنی از دونده ای که آخر شد
 
در سال 1968 مسابقات المپیک در شهر مکزیکوسیتی برگزار شد. در آن سال مسابقه دوی ماراتن یکی از شگفت انگیز ترین مسابقات دو در جهان بود. دوی ماراتن در تمام المپیک ها مورد توجه همگان است و مدال طلایش گل سرسبد مدال های المپیک. این مسابقه به طور مستقیم در هر 5 قاره جهان پخش می شود.
http://img2.dalahooo.ir/rozanehgroup/bahman89/runner/02.jpg
کیلومتر آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزدیکی با هم داشتند، نفس های آنها به شماره افتاده بود، زیرا آنها 42 کیلومتر و 195 متر مسافت را دویده بودند. دوندگان همچنان با گامهای بلند و منظم پیش میرفتند. چقدر این استقامت زیبا بود. هر بیننده ای دلش میخواست که این اندازه استقامت وتوان داشته باشد. دوندگان، قسمت آخر جاده را طی کردند و یکی پس از دیگری وارد استادیوم شدند.استادیوم مملو از تماشاچی بود و جمعیت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشویق کردند.
 
http://img2.dalahooo.ir/rozanehgroup/bahman89/runner/05.jpg
رقابت نفس گیر شده بود و دونده شماره ... چند قدمی جلوتر از بقیه بود. دونده ها تلاش میکردند تا زودتر به خط پایان برسند و بالاخره دونده شماره ... نوار خط پایان را پاره کرد. استادیوم سراپا تشویق شد. فلاش دوربین های خبرنگاران لحظه ای امان نمی داد و دونده های بعدی یکی یکی از خط پایان گذشتند و بعضی هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پایان چند قدم جلوتر از شدت خستگی روی زمین ولو شدند. اسامی و زمان های به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد. نفر اول با زمان دو ساعت و ... در همین حال دوندگان دیگر از راه رسیدند و از خط پایان گذشتند. در طول مسابقه دوربین ها بارها نفراتی را نشان داد که دویدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسیر مسابقه بیرون آمدند. به نظر میرسید که آخرین نفر هم از خط پایان رد شده است. داوران و مسوولین برگزاری میروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پایان را جمع آوری کنند جمعیت هم آرام آرام استادیوم را ترک میکنند. اما...

بلند گوی استادیوم به داوران اعلام میکند که خط پایان را ترک نکنند گزارش رسیده که هنوز
یک دونده دیگر باقی مانده. همه سر جای خود برمیگردند و انتظار رسیدن نفر آخر را میکشند. دوربین های مستقر در طول جاده تصویر او را به استادیوم مخابره میکنند. از روی شماره پیراهن او اسم او را می یابند "جان استفن آکواری" است دونده سیاه پوست اهل تانزانیا، که ظاهرا برایش مشکلی پیش آمده، لنگ میزد و پایش بانداژ شده بود
http://img2.dalahooo.ir/rozanehgroup/bahman89/runner/04.jpg
 
20 کیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این که از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود. نفس نفس میزد احساس درد در چهره اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می آمد ولی دست بردار نبود. چند لحظه مکث کرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را می گیرند تا از ادامه مسابقه منصرفش کنند ولی او با دست آنها را کنار می زند و به راه خود ادامه میدهد. داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترک کنند. جمعیت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتایج ترک نمی کند. جان هنوز مسیر مسابقه را ترک نکرده و با جدیت مسیر را ادامه میدهد. خبرنگاران بخش های مختلف وارد استادیوم شده اند و جمعیت هم به جای اینکه کم شود زیادتر میشود! جان استفن با دست های گره کرده و دندان های به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار، همچنان به حرکت خود به سوی خط پایان ادامه میدهد او هنوز چند کیلومتری با خط پایان فاصله دارد آیا او میتواند مسیر را به پایان برساند؟ خورشید در مکزیکوسیتی غروب میکند و هوا رو به تاریکی میرود.

بعد از گذشت مدتی طولانی، آخرین شرکت کننده دوی ماراتن به استادیوم نزدیک میشود، با ورود او به استادیوم جمعیت از جا برمیخیزد چند نفر در گوشه ای از استادیوم شروع به تشویق میکنند و بعد انگار از آن نقطه موجی از کف زدن حرکت میکند و تمام استادیوم را فرا میگیرد نمیدانید چه غوغایی برپا میشود.
 
http://img2.dalahooo.ir/rozanehgroup/bahman89/runner/03.jpg
40 یا 50 متر بیشتر تا خط پایان نمانده او نفس زنان می ایستد و خم میشود و دستش را روی ساق پاهایش میگذارد، پلک هایش را فشار می دهد نفس میگیرد و دوباره با سرعت بیشتری شروع به حرکت میکند. شدت کف زدن جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشود خبرنگاران در خط پایان تجمع کرده اند وقتی نفرات اول از خط پایان گذشتند استادیوم اینقدر شور و هیجان نداشت. نزدیک و نزدیکتر میشود و از خط پایان میگذرد. خبرنگاران، به سوی او هجوم میبرند نور پی در پی فلاش ها استادیوم را روشن کرده است انگار نه انگار که دیگر شب شده بود. مربیان حوله ای بر دوشش می اندازند او که دیگر توان ایستادن ندارد، می افتد.

آن شب مکزیکوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح نخوابید. جهانیان از او
درس بزرگی آموختند و آن اصالت حرکت، مستقل از نتیجه بود. او یک لحظه به این فکر نکرد که نفر آخر است. به این فکر نکرد که برای پیشگیری از تحمل نگاه تحقیرآمیز دیگران به خاطر آخر بودن میدان را خالی کند. او تصمیم گرفته بود که این مسیر را طی کند، اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش باعث شد تا جهانیان به ارزش جدیدی توجه کنند ارزشی که احترامی تحسین برانگیز به دنبال داشت. فردای مسابقه مشخص شد که جان ازهمان شروع مسابقه به زمین خورده و به شدت آسیب دیده است.

او در پاسخگویی به سوال خبرنگاری که پرسیده بود، چرا با آن وضع و در حالی که نفر آخر بودید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت: برای شما قابل درک نیست! و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد:
مردم کشورم مرا 5000 مایل تا مکزیکوسیتی نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم، مرا فرستاده اند که آن را به پایان برسانم.
http://img2.dalahooo.ir/rozanehgroup/bahman89/runner/01.jpg
 
داستان "جان استفن آکواری" از آن پس در میان تمام ورزشکاران سینه به سینه نقل شد.
حالا "آیا یادتان هست که نفر اول برنده مدال طلای همان مسابقه چه کسی بود؟"
یک اراده قوی بر همه چیز حتی بر زمان غالب می آید.




نوع مطلب : انسان، زندگینامه، 
برچسب ها :
دوشنبه 14 فروردین 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

برخی از حوادث جالب و آشکار از زندگی آلبرت انیشتین که اخیرا توسط مجله تایم به عنوان مرد قرن مفتخر شده بود

یک روز در هنگام تور سخنرانی ، راننده آلبرت انیشتین ، که اغلب در طول سخنرانی او در انتهای سالن می نشست ، بیان کرد که او احتمالا میتواند سخنرانی انشتین را ارائه دهد زیرا چندین مرتبه آنرا شنیده است. برای اطمینان بیشتر ، در توقف بعدی در این سفر ، انیشتین و راننده جای خود را عوض کردند و انشتین با لباس راننده در انتهای سالن نشست.

پس از ارائه سخنرانی بی عیب و نقص ، توسط یک عضو از شنوندگان از راننده سوال دشواری خواسته شده بود. راننده انشتین خیلی معمولی جواب داد: "خب ، پاسخ به این سوال کاملا ساده است. من شرط می بندم راننده من ، (اشاره به انشتین) که در انتهای سالن وجود دارد ، می تواند پاسخ این سوال را بدهد."

 

همسر آلبرت انیشتین غالبا اصرار داشت که او در هنگام کار باید لباسهای مناسبتری استفاده کند. انشتین همواره میگفت: "چرا باید اینکار را بکنم هر کسی اینجا می داند من که هستم." هنگامی که انیشتین برای شرکت در اولین کنفرانس بزرگ خود شرکت کرد نیز همسرش از او خواست که لباس مناسبتری بپوشد، انشتین گفت: "چرا باید اینکار را بکنم هیچ کسی اینجا مرا نمی شناسد."

 

 

از آلبرت اینشتین معمولا برای توضیح نظریه عمومی نسبیت سوال میشد و او یکبار اینگونه پاسخ داده بود: " دست خود را بر روی اجاق گاز داغ برای یک دقیقه قرار دهید ، و این عمل مانند یک ساعت یک به نظر می رسد ، حال با یک دختر خوشگل یک ساعت بنشینید ، و این عمل مانند یک دقیقه به نظر می رسد. این نسبیت است.!"

 

هنگامی که آلبرت انیشتین شاغل در دانشگاه پرینستون بود ، یک روز قرار بود به خانه برود ولی او آدرس خانه اش را فراموش کرده بود. راننده تاکسی او را نمی شناخت. انیشتین از راننده پرسید آیا او می داند خانه اینشتین کجاست. راننده گفت : "چه کسی آدرس اینشتین را نمی داند؟ هر کسی در پرینستون ادرس خانه انشتین را میداند. آیا می خواهید به ملاقات او بروید؟" . اینشتین پاسخ داد :" من اینشتین هستم . من آدرس منزل خود را فراموش کرده ام ، می توانید شما مرا به آنجا ببرید؟ " . راننده او را به خانه اش رساند و از او هیچ کرایه ای نیز نگرفت.

 

 

یکبار اینشتین از پرینستون با قطار در سفر بود که مسئول کنترل بلیط به کوپه او آمد. وقتی او به اینشتین رسید ، انیشتین بدنبال بلیط جیب جلیقه اشرا جستجو کرد ولی نتوانست آنرا پیدا کند. سپس در جیب شلوار خود جستجو کرد ولی باز هم بلیط را پیدا نکرد. سپس در کیف خود را نگاه کرد ولی بازهم نتوانست آنرا پیدا کند.بعد از آن او صندلی کنار خودش را جستجو کرد ولی بازهم بلیطش را پیدا نکرد
مسئول بلیط گفت : دکتر اینشتین ، من می دانم که شما که هستید . همه ما به خوبی شما را میشناسیم و من مطمئن هستم که شما بلیط خریده اید، نگران نباشید. و سپس رفت. در حال خارج شدن متوجه شد که فیزیکدان بزرگ دست خود را به پایین صندلی برده و هنوز در حال جستجوست
مسئول قطار با عجله برگشت و گفت : " دکتر انیشتین ، دکتر انشتین ، نگران نباش ، من می دانم که شما بلیط داشته اید، مسئله ای نیست. شما بلیط نیاز ندارید. من مطمئن هستم که شما یک بلیط خریده اید." 
اینشتین به او نگاه کرد و گفت : مرد جوان ، من هم می دانم که چه کسی هستم. چیزی که من نمی دانم این است که من کجا می روم.





نوع مطلب : زندگینامه، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :