همه چیز دونی!
سه شنبه 24 دی 1392 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!


هر جایی که هوس می کردی می خوابیدی. چون خوابیدن اصالت نداشت...

خانه های قدیمی را که می بینم این نکته را درک نمی کنم که آن زمان که امکانات در حد بسیار پایین تری از حالا بوده و قدرت و توان اقتصادی مردم نیز با امروز قابل مقایسه نبوده چگونه پدران ما اینقدر برای زیبایی و آراستگی محل زندگیشان تلاش و هزینه می کردند. آنها به تک تک عناصر یک خانه به شکلی هوشمندانه شخصیت می دادند و به همه ابعاد فرهنگی و کارکرد یک منزل مسکونی به طرزی دقیق همت می گماردند و به خانه تنها به عنوان محل خواب و استراحت نگاه نمی کردند.
عناصر زیباشناختی به طرزی هنرمندانه آرامشی را به روح ساکنان این منازل تزریق می کردند که هم اکنون نیز این آرامش را با اندکی درنگ در این خانه ها عمیقا احساس می کنیم.
اما اکنون خانه های ما تنها زندان هایی هستند فاقد هیچ روح و معنایی. آپارتمان های قفس مانندی که تنها کارآیی شان دادن مجالی است برای خوابیدن و خستگی در کردن که آن هم با دغدغه ها و استرس های روزمره مان به سادگی قابل حصول نیست. اگر قرار باشد ساعاتی مداوم در یک آپارتمان بمانیم دلمان میگیرد و هر لحظه قصد فرار می کنیم. خانه های قدیم اما محل زندگی بودند. روزها هم که در آن سپری می کردی خسته و آزرده نمی شدی.
حوض و باغچه، اندرونی و بیرونی، زمستانی و تابستانی، مطبخ و مصلی، پذیرایی و هشتی و... همه را داشت اما جایی به نام اتاق خواب نداشت. هر جایی که هوس می کردی می خوابیدی و رختخوابی پهن می کردی و دلت را صفا می دادی. گاهی در حیات و روی تخت روی حوض، گاهی ایوان و گاهی پشت بام اتاق خوابت می شد. با اینکه فضای زیادی در خانه ها وجود داشت جایی را اختصاص به خواب نمی دادند. چون خوابیدن اصالت نداشت.اصل بر زندگی و جلای روح در فضای گرم منزل بود. اما آپارتمان های امروزی ما حتی اگر 40- 50 متر هم زیربنا داشته باشد اتاق خواب دارد. اتاقی برای خوابیدن که تختخوابی بزرگ و بی تناسب دائما در آن ما را به خوابیدن فرامی خواند. تنها کار مفیدی که می شود در آپارتمان کرد.
مبل ها و تخت خواب و وسایل و تلویزیون هر کدام جایگاه مشخصی دارند در زندگی آپارتمانی. برای همه اینها جایگاهی باید درنظر گرفت اما جای خودمان معلوم نیست. جای تنفس روحمان تعیین نشده. قبله آپارتمان های ما هم تلویزیون است. همه وسایل خانه با تناسب با محل تلویزیون چیده می شوند و مهمانی های ما جای تلویزیون دیدن است و در پایان فیلم و سریال همگی از هم خداحافظی می کنیم و به قفس خودمان می رویم. زن و شوهرها با تلویزیون، کامپیوتر، تبلت و موبایلشان بیش از همسرشان تعامل و مصاحبت دارند. هیچ حرفی برای گفتن برای یک زوج وجود ندارد و هر کدام سر در تنهایی خویش، سر در لاک تکنولوژیک خود منتظر فرارسیدن ساعت خوابشان هستند.
دیگر خبری از گفتگو های صمیمانه نیست. خبری از شعرخوانی و ضرب المثل نیست. بازی های بچه گانه هم دیگر جای خود را به کامپیوتر و پلی استیشن داده اند و خانه ها مجموعه جزایری هستند که هر کسی در جزیره تنهایی خویش آرام گرفته و به دیگری کاری ندارد.


دلم می گیرد وقتی می بینم که چقدر در این آپارتمان های قفس مانند بی روح چیزهای ارزشمندی را از دست داده ایم.

چقدر تنها شده ایم و چقدر زندگی هایمان بی کیفیت شده. این آپارتمان ها که خانه نیستند. خانه هم خانه های قدیم!
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!


جهان رسما وارد سال ۲۰۱۴ میلادی شد. این درحالیست که سال ۲۰۱۴ در بخش های از استرالیا، نیوزیلند و آمریکا همراه با برگزاری آیین های جشن و نورافشانی آغاز شد. بنا به گزارش خبرگزاری ها، ده ها هزار نفر در شهرهای بزرگ این مناطق گردآمدند تا آغاز سال نو میلادی را جشن بگیرند.
شهر اوکلند نیوزیلند یکی از نخستین نقاطی بود که به استقبال سال نو میلادی رفت و هزاران نفر در مراسم آتش بازی در این شهر گردهم آمدند. در شهر سیدنی استرالیا نیز با آغاز سال نو میلادی، مراسم آتش بازی بی نظیری برگزار شد و آسمان این شهر با نورهای مختلف روشن شد. حدود یک و نیم میلیون نفر در بندر سیدنی و در خانه اپرا جمع شدند و به تماشای بزرگترین آتش بازی این کشور پرداختند. این نخستین بار در بیش از یک دهه گذشته است که خانه اپرای سیدنی به عنوان یکی از متمایزترین بناهای قرن بیستم از لحاظ هنر معماری نقش مهمی در برگزاری باشکوه آتش بازی سال نو میلادی ایفا می کند. در ملبورن استرالیا نیز حدود ۵۰۰ هزار نفر برای برگزاری جشن های سال نو و دیدن آتش بازی ها حضور یافتند و ۵۰ هزار نفر در یک منطقه کانبرا تجمع کردند.
مردم مانیل و دیگر شهرهای فیلیپین نیز برای استقبال از سال ۲۰۱۴ برنامه های آتش بازی مختلفی تدارک دیدند، اما جشن های این کشور همانند سالهای گذشته نیست، زیرا گروه انبوهی بی خانمان از طوفان اخیر هنوز در اندوه از دست دادن زندگی و سرپناه هستند. مردم فیلیپین پس از این طوفان که حدود دو ماه پیش یک شهر را ویران و بیش از شش هزار کشته برجای گذاشت، در سال نو میلادی براساس تفکرات خود آتش بازی کردند تا ارواح شیطانی را طرد و رونق برای کشور خود به ارمغان بیاورند.
مردم ژاپن نیز با حضور در معابد با به صدا در آوردن ۱۰۸ بار زنگ این معابد برای کاهش ۱۰۸ رنج و بلا در جهان دعا کردند و به استقبال سال نو میلادی رفتند و آغاز این سال را جشن گرفتند. کشور چین نیز برای سال جدید نورافشانی در دو مکان دیدنی و تاریخی یعنی بخشی از دیوار بزرگ در نزدیکی پکن و اسکله شانگهای را تدارک دیده بود. جاکارتا و برخی دیگر از استان های اندونزی نیز شاهد یک جشنواره و آتش بازی و استقبال از سال نو بود. گروهی از مردم کوالالامپور نیز با تجمع در مناطق مختلف برای آتش بازی در کنار برج های دوقلو و مراکز گردشگری دیگر تجمع کرده بودند.


بیست

بیست

بیست
بیست بیست


بیست




نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
Inline image 1

Inline image 2

Inline image 4

Inline image 5

Inline image 6

Inline image 7

Inline image 1

Inline image 4

Inline image 3

Inline image 5

Inline image 6

Inline image 9

Inline image 7

Inline image 10

Inline image 11

Inline image 12




نوع مطلب :
برچسب ها :


زنان موتور سوار

بیست

عمل جراحی عقاب


بیست
عروسی

بیست

سال نو

بیست

طب سنتی

بیست

جشنواره اسب اصیل ترکمن

بیست

محل شارژ موبایل

بیست

عطش و آتش

بیست
کمانگیری روی اسب

بیست

پیاده روی خانوادگی


بیست

مشتمال ویژه

بیست

عید قربان

بیست

ورزش صبح‌گاهی

بیست
سانسور فرش

بیست

گوسفند چهارشاخ


بیست

آب تنی در دریاچه یخ زده شورابیل

بیست

رعد و برق کم سابقه در آسمان تهران

بیست

“مانور رفاقت”

بیست

گله در مه

بیست

پلنگ خاموش

بیست

آبگرم گاومیش گلی سرعین اردبیل


بیست




نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 17 دی 1392 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

در مجمع التواریخ  آمده:





روزی میرزاجواد آقاسبزواری از شاگردان علامه بحرالعلوم به سفارش حاج شیخ عبدالوهاب مشیر خراسانی به همراه حاج آقا میرزامحمد تقی تربتی فیض آبادی معروف به آخوند خراسانی و حاج سید علینقی نراقی معروف به ملک المتکلمین ، خدمت استاد حاج میرزاآقا ابوالحسن نجفی معروف به مرشدالمتکلمین شرف حضوریافتند، ایشان تشریف نداشتند، همگی برگشتند!!!




نوع مطلب :
برچسب ها :
شنبه 7 دی 1392 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
گزارش جالبیست به خواندنش می ارزد
 
به گزارش رادیو بین‌المللی چین (CRI)، این متن انتقادی که نویسنده آن ناشناس است، اشاره داشته که مردم ایران مانند زامبی‌ها هیچ هدف و آرزویی ندارند و تنها صبح و شب‌های خود را به هم پیوند می‌زنند.
یادداشت «مردم ایران زامبی شده‌اند»، تاکنون هزاران مرتبه در ایمیل و شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده و بسیاری از کاربران آن را مورد توجه قرار داده‌اند. نگارنده همچنین ابعاد مختلف زندگی امروز گروه بزرگی از ایرانیان را هدف انتقاد تند خود قرار داده است.
متن کامل این یادداشت بدین شرح است:
یک چراغ جادو را مقابل مردم دنیا بگیرید و به آنها بگویید که غول داخل آن یک آرزویشان را برآورده می‌کند. هر فردی از هر کشوری آرزوی متفاوت خواهد داشت. یکی بوگاتی می‌خواهد و دیگری کشتی تفریحی دوست دارد، یکی می‌گوید هواپیمای شخصی و یکی کاخی بزرگ را طلب می‌کند و یکی هم می‌خواهد صاحب یک سایت مانند فیس‌بوک باشد و شاید کسی هم می‌خواهد نخستین فضانوردی باشد که قدم روی مریخ گذاشته است.
حالا همان چراغ جادو را مقابل مردم ایران بگیر. نفر نخست پول زیاد می‌خواهد، آن یکی پول فراوان می‌خواهد، یکی دیگر پول هنگفت می‌خواهد، آن یکی 3000 میلیارد طلب می‌کند و یکی دیگر می‌گوید می‌خواهد بین فامیل پولدارترین باشد و هرگز ثروت کسی از او بالاتر نرود.
بیشتر مردم ایران، آرزویی ندارند. آنها می‌خواهند هر مشکلی را با پول حل کنند و هر چیزی را با سرمایه‌گذاری مستقیم مالی به دست بیاورند. آنها حتی اگر سلامتی یکی از اعضای خانواده‌شان را می‌خواهند، با خدا و بزرگان معامله مالی می‌کنند: «اگر شفا پیدا کند، 500 تومن می‌گذارم کنار…». تعریف خیلی از آنها از «نذر کردن»، ارائه پیشنهاد مالی به آسمان است. کسی نذر نمی‌کند که اگر مشکلش حل شد، بعد از آن تا جایی که می‌تواند دروغ‌گویی یا غیبت کردن را کنار بگذارد.
 آنها برای ادای نذر خود گوسفند می‌کشند و گوشت آن را میان چند خانواده پولدارتر از خودشان تقسیم می‌کنند و کله‌پاچه‌اش را هم صبح نخستین روز تعطیل با خوشحالی و سنگک تازه میل می‌کنند

.
اگر می‌خواهند بقیه دوست‌شان داشته باشند، خودشان را پولدار جلوه می‌دهند واتومبیل‌های مدل بالا سوار می‌شوند تا دیگران عاشق‌شان شوند. آنها می‌دانند اگر دوست و فامیل احساس کنند که وضع‌شان مناسب نیست، طردشان می‌کنند؛ پس وانمود می‌کنند که دغدغه مالی ندارند. وقتی توی میهمانی می‌نشینند، درباره قیمت جدید خودروها می‌پرسند و می‌گویند که قصد دارند یکی بخرند، اما این در حالی است که هرگز پولی برای این کار ندارند.آنها چنان در پی چشم‌وهم‌چشمی هستند که یک کارگر ساده کارخانه خانه پدری خود را می‌فروشد و به اجاره‌نشینی روی می‌آورد تا همسرش بتواند به فامیل خود بگوید که سانتافه سوار می‌شوند
.
بیشتر مردم ایران تاجران خانگی هستند. آنها طلای اندوخته دارند، دلار و یورو خریده‌اند یا در پی افزایش سود حساب بانکی خود هستند، پس هر روز در سه نوبت صبح، ظهر و عصر، قیمت ارز و سکه را پیگیری می‌کنند و با شنیدن آن سوت می‌کشند و نچ‌نچ می‌کنند، چون نگران سرمایه خود هستند
.
مردم ایران آرامش ندارند. آنها به این اعتقاد ندارند که هر کسی باید هماهنگ با درآمد خود زندگی کند. آنها ابتدا یخچال سایدبای ساید را نمادی از ثروت می‌دانستند و سپس به تلویزیون‌های تخت روی آوردند
.
بسیاری از مردم ایران ماهانه قسط خانه و اتومبیل و وسایل الکترونیکی را می‌پردازند که به آن نیازی ندارند. آنها پارکینگ ندارند، اما اتومبیل گران‌قیمت می‌خرند و نیمه‌شب با شنیدن صدای آژیر دزدگیر از خواب می‌پرند و با عجله خودشان را به پشت پنجره می‌رسانند و پایین را نگاه می‌کنند
.
مردم ایران، ثروتمندترین ملت جهان هستند، اما همیشه ناله می‌کنند که پول ندارند. آن‌ها خودروهای مدرن را به دو برابر قیمت آن در جهان می‌خرند و جدیدترین گوشی‌های موبایل و تبلت‌ها را به دست می‌گیرند. در عسلویه، گوشی‌های کارگران از موبایل مهندسان جدیدتر و گران‌تر است
.
مردم ایران مانند زامبی‌ها زندگی می‌کنند. زامبی، انسانی است که هدف و آرزو ندارد و فقط صبح را به شب می‌رساند و شب خود را به صبح روز بعد پیوند می‌زند. زامبی، معنای عشق و دوست داشتن را نمی‌فهمد. همان زامبی‌ها پشت میز می‌نشینند تا برای دیگران تصمیم بگیرند
.
چیزی که مردم ایران آن را «زندگی» معنی کرده‌اند، زندگی نیست. آنها یکدیگر را دوست ندارد. بیشتر آنها زامبی هستند. زامبی‌ها، پول‌پرست‌هایی هستند که روی هر چیزی قیمت می‌گذارند و زندگی را فقط از زیر گلو تا سر زانوهایشان می‌بینند.
فقط زامبی‌ها هستند که در استادیوم و پارک به تماشای اعدام می‌نشینند. زامبی‌ها هستند که وقتی پشت فرمان اتومبیل می‌نشینند وحشی می‌شوند و با خوی حیوانی خود رانندگی می‌کنند. تنها زامبی‌ها هستند که کارخانه تاسیس می‌کنند و آب کاه را داخل بطری شیشه‌ای می‌ریزند و به جای آبلیمو روانه بازار می‌کنند. زامبی‌ها هستند که پراید را تولید می‌کنند و می‌خرند و سوار می‌شوند و خودشان و دیگران را می‌کشند.
زامبی‌ها، کودکان را نمی‌بینند و نمی‌خواهند به این اهمیت بدهند که فکر و شعور و استعداد فرزندان‌شان چطور رشد خواهد کرد.






نوع مطلب :
برچسب ها :


درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :