تبلیغات
همه چیز دونی! - مطالب تاریخ و تاریخی
 
همه چیز دونی!
چهارشنبه 25 مرداد 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
 
402198_PZwfP4O9.jpg
 
 
مجسمه بابك خرمدین در باكو آذربایجان ساخته شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حتما درباره ی بابک خرمدین تا کنون شنیده اید!
سردار بزرگ ایرانی که از آذربایجان کنونی بر علیه حکومت اعراب که پس از
حمله شان به ایران به پاکرده بودن به پا خاست...
ولی ماجرا به همینجا ختم نمی شود!
بابک خرمدین نماد وفاداری به ایران است!
او به همراه مازیار بر علیه حکومت اعراب قیام کرد و سر انجام به دست
ناپاک ترین و دجال ترین حاکم بنی عباس پس از تحمل زجر بسیار کشته شد.
کشته شدن بابک همواره یکی از رویداد هاییست که در آن اوج وفاداری و
پایبندی به میهن پاکمان ایران دیده می شود.
بابک بدون شک یکی از اسطوره های تاریخ ایران زمین است.
و اعدامش بدون شک یکی از تلخ ترین رویدادهاست
روز قبل از اعدام،خلیفه با بزرگان دربارش مشورت کرد که چگونه بابک را
درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند وی را ببینند.
بنا بر نظر یکی از درباریان قرار برآن شد که وی را سوار بر پیلی کرده در
شهر بگردانند.
پس ازآن مراسم اعدام بابک با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه
برفراز سکوی مخصوصی که برای این کار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار
شد.
برای آنکه همه‌ی مردم بشنوند ....
که اکنون دژخیم به بابک نزدیک میشود و دقایقی دیگر بابک اعدام خواهد شد،
چندین جارچی در اطراف و اکناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این
اسمِ دژخیم بود و همه او را میشناختند.
ابن الجوزی می نویسد که وقتی بابک را برای اعدام بردند خلیفه درکنارش
نشست و به او گفت: تو که این همه استواری نشان میدادی اکنون خواهیم دید
که طاقتت دربرابر مرگ چند است.
بابک گفت: خواهید دید.
چون یک دست بابک را به شمشیر زدند، بابک با خونی که از بازویش فوران
میکرد صورتش را رنگین کرد. خلیفه از او پرسید: چرا چنین کردی؟ بابک گفت:
وقتی دست هایم را قطع کنند خون های بدنم خارج می شود و چهره‌ام زرد می
شود، و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است
چهره‌ام را خونین کردم تا زردیش دیده نشود.
به این ترتیب دستها و پاهای بابک را بریدند . چون بابک بر زمین درغلتید،
خلیفه دستور داد شکمش را پاره کنند.
پس از ساعاتی که این حالت بربابک گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا کند..
آخرین گفتار بابک چنین بوده است:
تو ای معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را
خاموش خواهی کرد من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود
آن را سرنگون خواهد نمود.
تو اکنون که مرا تکه تکه می کنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران
ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر
خواهد داشت.
این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه
بیگانگان را تحمل نخواهد کرد من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز
آنرا فراموش نخواهند کرد.
من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد
تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون
بجوش آمده آماده طغیان هستند.
مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه
برخیزند و میهن خویش را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب
برهانند.
اما تو ای افشین . . . در انتظار و بدین سان نخست دست چپ بابک بریده شد و
سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو
رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود:
پاینده ایران...
روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ 2 صفر سال 223 هجری
قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای
ایرانیان بسیار مهم دانسته است اعدام بابک چنان واقعه‌ی مهمی تلقی شد که
محل اعدامش تا چند قرن دیگر بنام خشبه‌ی بابک یعنی چوبه‌ی دار بابک در
شهرِ سامرا که در زمان اعدام بابک پایتخت دولت عباسی بود شهرت همگانی
داشت و یکی از نقاط مهم و دیدنی شهر تلقی می شد.
برادر بابک یعنی آذین را نیز خلیفه به بغداد فرستاد و به نایبش در بغداد
دستور نوشت که اورا مثل بابک اعدام کند.
طبری می نویسد که وقتی دژخیم دستها و پاهای برادر بابک را می‌بُرید، او
نه واکنشی از خودش بروز میداد و نه فریادی برمی‌آورد. جسد این مرد را نیز
در بغداد بردار کردند.(تولدی دیگر-شجاع الدین شفا)
باز هم خواهشمندم برای آگاه شدن پارسیان از سرگذشت این سردار راستین
ایران هم اکنون این را به اشتراک بگذارید




نوع مطلب : علمی، تاریخ و تاریخی، زندگینامه، 
برچسب ها :
دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!


غار دستها آرژانتین.
قدمت نقاشی های غار : بین
۹۵۰۰ تا ۱۳ هزار سال 


روی دیواره های غار اشکال دست با رنگ و خاک رس با فشار دادن تمام یا بخشی از دست بر روی دیواره غار نقاشی شده اند. بر روی دیواره های دیگر غار تصاویر متعددی از حیوانات و زندگی روزمره به طرز شگفت آوری حفظ شده اند.
Cueva de las Manos در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. 

پیام این دست ها به آیندگان چه بوده است ؟!

Inline image 1







نوع مطلب : زیست‌شناسی، تاریخ و تاریخی، 
برچسب ها :
سلام

بستنی چوبی

اختراع بستنی
چوبی به سال ۱۹۰۵ بر می گردد. ماجرا از این قرار بود که روزی پسر ۱۱ ساله
ای به نام فرانک اپرسون آبمیوه خود را که از پودر میوه و آب درست شده بود،
به همراه قاشقی که برای هم زدن آن به کار برده بود در بیرون از خانه جا
گذاشت. صبح فردا آبمیوه یخ زده بود و به قاشق چسبیده بود. به این ترتیب
اولین بستنی چوبی اختراع شد و فرانک بیست سال بعد این اختراع خود را به ثبت
رساند.

Rogaine (دارویی برای رویش مجدد مو) :

مشاهدات
دانشمندان نشان می داد که بیماران مبتلا به فشارخون اگر از داروی لونیتن
استفاده کنند موهای ضخیم تر و پرپشت تری خواهند داشت و بدین ترتیب این دارو
برای درمان ریزش مو و رشد مجدد آن مورد استفاده قرار گرفت.

شیرینی خشک (کوکی) با تکه های شکلات:

این
خوراکی خوشمزه اولین بار در مهمانخانه ای در ماساچوست ساخته شد. ویکفیلد
صاحب این مهمانخانه با آرد و تکه های شکلات دسری برای مهمان ها درست کرده
بود اما شکلات ها کاملاً حل نشده بودند و چیزی شبیه کوکی هایی که امروز می
شناسیم به وجود آورده بودند. البته ناگفته نماند مهمان ها این دسر جدید را
پسندیده بودند و از آن تعریف می کردند (حق با آنها بود، نه؟)

مایکرویو:

در سال ۱۹۴۵ یکی از مهندسان کارخانه ریتون، پرسی اسپنسر، هنگام کار با لامپ
های مگنترون (که در سیستم های رادار نظامی به کار می رود) متوجه شد که
شکلات داخل جیبش ذوب شده است. اسپنسرکه پرتوهای لامپ مگنترون را عامل ذوب
شدن شکلات می دانست تصمیم به اختراع دستگاهی جدید به نام مایکرویو گرفت و
بدین ترتیب اولین مایکرویو که ۵ فوت ارتفاع داشت (!) به وجود آمد.

آتش بازی:

می گویند حدود۲۰۰۰ سال پیش یک آشپز چینی اشتباهاً زغال چوب، سولفور و نیترات
پتاسیم را با هم ترکیب کرد و در نتیجه چیزی شبیه آنچه امروز به عنوان آتش
بازی می شناسیم اتفاق افتاد. ناگفته نماند که همه این مواد امروزه در
آشپزخانه ها ی ما پیدا می شود.

صابون عاج (Soap lvory) :

ماجرا
از این قرار بود که یکی از کارکنان کارخانه صابون سازی که محل کار خود را
برای صرف نهار ترک می کرد دستگاه صابون سازی را به اشتباه روشن گذاشت غافل
از اینکه این اشتباه به یک اختراع جالب منجر خواهد شد. مرد کارگر به
کارخانه بازگشت و ترس از توبیخ باعث شد که قضیه را از دیگران پنهان کند و
صابون های به ظاهر خراب را مخفیانه به فروش برساند. اما به زودی مشخص شد که
مشتری ها از مصرف این صابون راضی بوده اند و می خواهند دوباره از این
صابون ها استفاده کنند. بدین ترتیب کارخانه ساخت صابون های جدید را شروع
کرد و ظرف مدت کوتاهی به شهرت جهانی رسید.

خمیر بازی (Doh Play):

این ترکیب غیرسمی به دست نمی چسبد و می تواند چندین بار مورد استفاده قرار
گیرد. این وسیله بازی در ابتدا ماده ای انعطاف پذیر وبتونه مانند بود و
برای پاک کردن آثار زغال سنگ از کاغذدیواری به کار می رفت. پس از جنگ جهانی
که گاز طبیعی جای زغال سنگ را گرفته بود و کاغذدیواری های قابل شستشو به
بازار آمده بود، کمپانی تولید کننده این ماده که خود را در معرض خطر
ورشکستگی می دید به فکر راه چاره افتاد و محصولات خود را به صورت خمیر بازی
روانه بازار کرد.

 

چیپس سیب زمینی:

این محصول پرطرفدار اولین بار توسط آشپزی به نام جورج کروم ساخته شد. یکی از
مشتری های رستوران که از سیب زمینی سرخ شده رستوران راضی نبود مرتباً آنها
را به آشپزخانه پس می داد و از تردنبودن آنها شکایت می کرد . آشپز رستوران
که عصبانی شده بود و دیگرحوصله شنیدن شکایت مشتری را نداشت سیب زمینی ها را
به صورت لایه های بسیار نازک خرد کرد، به آنها نمک اضافه کرد و در روغن
فرو برد. این چیپس های ترد و خوشمزه به زودی در سراسر آمریکا معروف شدند و
طرفداران زیادی پیدا کردند.

قهوه :

می گویند چوپانی از اهالی اتیوپی یا حبشه متوجه شده بود که وقتی گوسفندانش از
گیاهان قرمز رنگی که در اطرافشان روییده بود تغذیه می کنند، شادتر و سرحال
تر از همیشه به نظر می رسند. چوپان بعد از بررسی و امتحان این گیاه آن را
به یک پیشوای دینی نشان داد و در نهایت این گیاهان پس از سرخ شدن و جوشیدن
به عنوان یک نوشیدنی مورد استفاده قرار گرفتند.

 





نوع مطلب : عكس، تاریخ و تاریخی، 
برچسب ها :
چهارشنبه 26 بهمن 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
وقتی کارگزاران انوشیروان ساسانی در حال بنا کردن کاخ کسرا بودند به او اطلاع دادند که برای پیشبرد کار ناچارند برخی از خانه هایی که در نقشه بارگاه ساسانی قرار گرفته اند را نیز به قیمتی مناسب خریداری و سپس ویران کنند تا دیوار کاخ از آنجا بگذرد، اما در این میان پیرزنی هست که در خانه ای گلی و محقر زندگی می کند و علیرغم آنکه حاضر شده ایم منزلش را به صد برابر قیمت واقعی اش از او خریداری کنیم باز راضی نمی شود . چه باید کرد؟ انوشیروان گفت " از من نپرسید که چه باید کرد . خودتان بروید و بنا به رسم عدالت و روح جوانمردی که همهء ما ایرانیان داریم با او رفتار کنید " . کسانی که از ویرانه های کاخ کسرا (ایوان مداین) بر لب دجلهء عراق دیدن کرده اند حتما دیوار اصلی کاخ را هم دیده اند که در نقطه ای خاص به شکل عجیبی کج شده و پس از طی کردن مسیری اندک باز در خطی راست به جلو رفته است . این نقطه از دیوار همان جاییست که خانهء پیرزن تنها بود و بنای کاخ را به احترام حقی که داشت کج ساختند تا خانه اش ویران نشود و تا روزی هم که زنده بود همسایهء دیوار به دیوار پادشاه ماند . از آن زمان هزاران سال گذشته است اما دیوار کج کاخ کسرا باقی مانده است تا نشانهء روح جوانمردی مردم ایران و عدل پادشاهانشان در عهد ساسانی باشد

دیوار کج کاخ کسرا بر جای مانده است تا یادآور آن پیرزن تنها و نماد روح جوانمردی مردم ساسانی و نشانهء عدل و عدالت انوشیروان باشد




نوع مطلب : داستان، تاریخ و تاریخی، 
برچسب ها :
سه شنبه 25 مرداد 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
 
معنی واژه های دختر و پسر برگرفته از ایران باستان
 
مرد از مُردن است . زیرا زایندگی ندارد .مرگ نیز با مرد هم ریشه است.

زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است .
 


دُختر از ریشه « دوغ » است که در میان مردمان آریایی به معنی« شیر « بوده و ریشه واژه‌ی دختر « دوغ دَر » بوده به معنی « شیر دوش » زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بود .
 

 
به daughter در انگلیسی توجه کنید. واژه daughter نیز همین دختر است gh در انگلیس کهن تلفظی مانند تلفظ آلمانی آن داشته و « خ » گفته می شده. در اوستا این واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar و در پهلوی دوخت آمده است.

دوغ‌در در اثر فرسایش کلمه به دختر تبدیل شد.
 


اما پسر ، « پوسْتْ دَر » بوده . کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنین نامیده شدند.

پوست در، به پسر تبدیل شده است .در پارسی باستان
puthar پوثرَ و در پهلوی پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ است
 


در بسیاری از گویشهای کردی از جمله کردی فهلوی ( فَیلی ) هنوز پسوند « دَر » به کار می رود . مانند « نان دَر » که به معنی « کسی است که وظیفه‌ی غذا دادن به خانواده و اطرافیانش را بر عهده دارد .»
 


حرف « پـِ » در « پدر » از پاییدن است . پدر یعنی پاینده کسی که می‌پاید . کسی که مراقب خانواده‌اش است و آنان را می‌پاید .پدر در اصل پایدر یا پادر بوده است. جالب است که تلفظ « فادر » در انگلیسی بیشتر به « پادَر » شبیه است تا تلفظ «پدر» !

خواهر ( خواهَر ) از ریشه «خواه » است یعنی آنکه خواهان خانواده و آسایش آن است. خواه + ــَر یا ــار . در اوستا خواهر به صورت خْـوَنگْهَر آمده است .
 

بَرادر نیز در اصل بَرا + در است . یعنی کسی که برای ما کار انجام می‌دهد. یعنی کار انجام‌دهنده برای ما و برای آسایش ما .

« مادر » یعنی « پدید آورنده‌ی ما » .




 





نوع مطلب : علمی، تاریخ و تاریخی، ادبیات، 
برچسب ها :
جمعه 30 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!


آیا می دانستید چرا پشت سر مسافر آب بر زمین می ریزند؟

 

هرمزان در سمت فرمانداری خوزستان انجام وظیفه می‌كرد. هرمزان كه یكی از فرمانداران جنگ قادسیّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زمانی كه هرمزان در نتیجه خیانت یك نفر با وضعی ناامید كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌ای پناه گرفت و به ابوموسی اشعری، فرمانده تازیها آگاهی داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسلیم وی خواهد كرد. ابوموسی اشعری نیز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و ویرا به مدینه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خلیفه درباره او تصمیم بگیرد. با این وجود، ابوموسی اشعری دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسیر شده بودند، گردن بزنند. (البلاذری، فتوح البُلدان، به تصحیح دكتر صلاح‌الدیّن المُنَجَّذ (قاهره: 1956)، صفحه 468)
پس از اینكه تازیها هرمزان را وارد مدینه كردند، ... لباس رسمی هرمزان را كه ردائی از دیبای زربفت بود كه تازیها تا آن زمان به چشم ندیده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را كه «آذین» نام داشت بر سرش گذاشتند و ویرا به مسجدی كه عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تكلیف هرمزان را تعیین سازد. عمر در گوشه‌ای از مسجد خفته و تازیانه‌ای زیر سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهی به اطراف انداخت و پرسش كرد: «پس امیرالمؤمنین كجاست؟» تازیهای نگهبان به عمر اشاره‌ای كردند و پاسخ دادند: «مگر نمی‌بینی، آن امیرالمؤمنین است.»
... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست كمی با هرمزان گفتگو كرد و سپس فرمان داد، او را بكشند.
هرمزان درخواست كرد، پیش از كشته شدن به او كمی آب آشامیدنی بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت كرد و هنگامی كه ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشامیدن آب درنگ كرد. عمر سبب این كار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بیم دارد، در هنگام نوشیدن آب، او را بكشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، كشته نخواهد شد. پس از اینكه هرمزان از عمر این قول را گرفت، آب را بر زمین ریخت. عمر نیز ناچار به قول خود وفا كرد و از كشتن او درگذشت. این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند





نوع مطلب : علمی، تاریخ و تاریخی، 
برچسب ها :
دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

طلبه جوان و دختر فراری

شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به
ناگاه دختری وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره
کرد که سكوت كند و هیچ نگوید. دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را
که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر كه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با
زنان حرمسرا  خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید.

صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را
همراه طلبه جوان نزد شاه بردند. شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع
ندادی و ....

محمد باقر گفت : شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست
جلاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده
یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست
مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام
انگشتانش سوخته و ... علت را پرسید. طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس
اماره مرا وسوسه می نمود. هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را
بر روی شعله سوزان شمع می‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از
سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان
نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند.

شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را
به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام
علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می
دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود .





نوع مطلب : تاریخ و تاریخی، مذهبی، انسان، 
برچسب ها :
دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
آنچه از پرسپولیس نمی دانستید (شاید هم می دانستید!!)





فیلسوف آلمانی فردریک هگل می گوید :

"اساس توسعه جوامع انسانی با تاریخ ایران آغاز می شود، و این نقطه ی سرآغاز تاریخ جهان است."

تخت جمشید (Takht -e- Jamshid) نام محلی است که پایتخت داریوش بزرگ است؛ که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مهمترین مجموعه باستانی هخامنشی در ایران است. این مجموعه بی نظیر در دامنه کوه رحمت (کوه مهر)، در مقابل جلگه مرودشت و 55 کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد. یونانیان و به تبع آنها اروپائیان، گاهی آنرا "پرسه پلیس"، "پرسَپُلیس" (با کسر "پ" اول، فتح "سین" اول و ضم "پ" دوم) یا "پرسپولیس" (persepolis) می خوانند؛ اما نام تاریخی آن که در کتیبه های کاخ ها ثبت شده پارسَه (parsa) به معنای شهر مردمان پارسی است.
02.jpg
مجموعه تخت جمشید یا پرسپولیس که روزگاری به ثروتمند ترین شهر روی زمین مشهور بود، مظهر نبوغ هنرمندان ‏عصر هخامنشی و پایتخت تشریفاتی بزرگترین امپراطوری باستان است. داریوش این شهر را در سال 519 قبل از میلاد تاسیس کرد تا این شهر باشکوه ترین پایتخت هخامنشی در میان چهار پایتخت شوش، اکباتان، بابل و پرسپولیس باشد که به طور حساب شده در مناطق مختلف برپا شده بودند تا در اداره این امپراطوری گسترده به پادشاهان هخامنشی کمک کنند.

پرسپولیس(شهر پارسی) واقع در 70 کیلومتری شمال شرقی شیراز امروز در جنوب استان فارس، توسط داریوش اول و جانشینانش طی 50 سال ساخته شد. این مجموعه به وسعتی به مساحت 125.000 مترمربع به خاطر داشتن کتیبه های حیرت انگیز سنگی، معماری بی همتا و ستون های چوبی ساخته شده از سروهای لبنانی و درختان ساج هندی در نوع خود بی نظیر است. در میان سنگها از هیچ گونه ملاتی استفاده نشده اما در بعضی نقاط، سنگها را با بست های آهنی به نام دم چلچله ای به هم اتصال داده اند و از چفت هایی سربی استفاده کرده اند. آثار تاریخی به جای مانده در آن، از باشكوه ترین مجموعه های تاریخ ایران و جهان است. این بنا در زمان داریوش اول از پادشاهان هخامنشی در سال 518 قبل از میلاد به قصد ایجاد پایتختی آئینی در جلگه مرودشت، بر دامنه كوه مقدس رحمت (كوه مهر) بنیان نهاده شد و ساخت آن جمعا حدود 120 سال به طول انجامید.



 

در آن زمان هر سال در تاریخ 21 مارس(اول فروردین) نمایندگان قلمروهای مختلف تحت کنترل داریوش به پرسپولیس می آمدند تا نوروز را جشن بگیرند و بهترین هدایا را برای پادشاه می آوردند. حکاکی های پرسپولیس بیانگر حضور باختری ها، بابلی ها، فینیقیه ای ها، اتیوپیوئی ها و افغانی ها با هدایای گرانبهایی مانند طلا و عاج است.

هیئت نمایندگان به رهبری یکی از رجال ایرانی یا مادی از پله های دو طرفه ای بالا می رفتند که انتهایش در مقابل دروازه ملل قرار می گرفت. پس از عبور از این پله ها آنها به یک مجموعه تشریفاتی باشکوه می رسیدند. در دو سوی دروازه ملل پیکره دو گاونر سنگی که نماد نگهبانی هستند، وجود داشت. دروازه ملل یک تالار بزرگ با 4ستون دارد. در ورودی های شرقی و غربی پیکره های شیر با سر انسان وجود دارد که نام خشایارشاه به سه زبان روی آنها حک شده است.

رجال حکومتی پس از ورود به تالار بزرگ روی نیمکتهای مرمری سیاه می نشستند تا به نوبت به پادشاه ادای احترام کنند. پس از عبور مقامات نظامی از در شرقی به سمت کاخ صدستون، ماموران هدیه به دست، به سمت قصر آپادانا هدایت می شدند. آپادانا، ساخته شده توسط داریوش کبیر، مجلل ترین کاخ پرسپولیس می باشد. این قصر دارای یک تالار مدور است با 72ستون 20متری که 13امین ستون هنوز هم پابرجاست.





تالار حضار با فرشهای چندرنگی پوشیده و دیوارهای آن با کاشی های زیبا و دیگر تزئینات آراسته شده بوده است. در سه سوی قصر ایوان مثلث شکل با دو ردیف ستون شش ایی ساخته شده است.

تالار تاج گذاری یا قصر صدستون توسط خشایار شاه پایه گذاری و توسط اردشیر اول به اتمام رسید. ستونهای این قصر از مرمر سیاه با سرستونهای شکل گاو نر ساخته شده است. این بنا هشت راهروی سنگی با تصاویر تاج و پادشاه دارد. این قصر با مساحت 4600 مترمربع بزرگترین بنا در این مجموعه بوده و صدها نظامی را در خود جای می داده است.





 
قصر تریپلون یا تالار مشورت توسط پادشاهان هخامنشی برای تشکیل جلسات مشورتی بین رجال عالی رتبه ایرانی و مادی و دیگر مقامات مورد استفاده قرار می گرفته است. نقوش بر جای مانده روی دیوارها حاکی از اجرای مراسم نوروز است؛ مردانی دیده میشوند که دست در دست یکدیگر در حال صحبتند و دیگران در حال حمل گل و شکوفه و چیزهای گرد به شکل سیب یا تخم مرغ رنگی هستند.
 
گنجینه امپراطوری از اولین بناهای ساخته شده در پرسپولیس است که تاریخ دانان از آن به عنوان شهر جواهرات یاد می کنند. بخش اعظم بنا در حمله اسکندر در سال330 قبل از میلاد تخریب و جواهرات آن چپاول شد و آثار دو قرن تمدن و شکوه از بین رفت.


در میان اشیای کشف شده تعدادی لوح وجود دارد که اطلاعات ارزشمندی درباره کارگران پرسپولیس می دهد. این کتیبه های ایلامی بیانگر آن است که کارگران پرسپولیس برده نبوده و در مقابل کار حقوق دریافت می کرده اند. آنها همچنین نشان می دهند که کارگران پرسپولیس ناظران زن داشته اند و گاهی حقوق آنها دوبرابر مردان بوده و مرخصی های زایمان داشته اند. با کشف الواح گلی تخت جمشید شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگاری گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت. زیرا این اسناد حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرها، اعم از عمله، بنا، نجار، سنگتراش، معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح، سند هزینه یک یا چند نفر است. کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند؛ از ملتهای مختلف، چون ایرانی، بابلی، مصری، یونانی، عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همه آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران به شمار می رفتند. گذشته از مردان، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند. مزدی که به کارگران می دادند غالبا جنسی بود نه نقدی، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام "شکــل" سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند. اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شد عبارت بود از: گندم و گوشت.



داریوش، تاچارا یا تالار آیینه را به عنوان قصر خصوصی خود ساخت. این تالار با سنگهای صیقلی پوشیده شده بوده که در اثر تابش نور از پنجره ها تصویری منعکس می شده است. هدیش قصر اختصاصی خشایار شاه بوده است. این کاخ با مساحت 2،250 مترمربع اولین مکانی بود که اسکندر به آتش کشید. در قسمت جنوبی هدیش، کاخ ملکه بوده که زنان سلطنتی آنجا مستقر بودند.







مجموعه تخت جمشید شامل هفت كاخ (تالار)، نقوش برجسته، پلكانها،‌ ستونها، ‌و دو آرامگاه سنگی است و جمعا بیش از سه هزار نقش برجسته در ساختمان ها و مقبره های تخت جمشید وجود دارد كه به طرز خارق العاده ای هماهنگ می باشند. از آنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده؛ تنها می توان تصویر مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره گیری از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد. نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که بخش هایی از این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در حدود 70 سال قبل کشف شد که همین آثار ارزشمند ویژگی های کلی ایرانیان خردمند و اصیل را بازگو می کنند.
 


در تصاویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست

هیچکس سوار بر اسب نیست

هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید

و در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد


این ادب اصیل ما ایرانیان است:

نجابت

قدرت

احترام

ایمان

مهربانی

خوشرویی


هموطن ایرانی، ایرانی اصیل بمان و برقرار باش





نوع مطلب : تاریخ و تاریخی، زندگینامه، تکنولوژِی، 
برچسب ها :
چهارشنبه 17 فروردین 1390 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک
                                       محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیر الدین طوسی در  تاریخ ۱۵ جمادی الاول سال ۵۹۸ هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حكمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یکی از سرشناس ترین و با نفوذترین چهره های تاریخ اسلامی است

علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حكمت را نزد خالویش بابا افضل ایوبی كاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. خواجه نصیر الدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر (یازدهم) نام نهاده اند. برخی از آثار مهم اخلاقی، منطقی، فلسفی و ریاضی خود از جمله مشهورترین كتابش «اخلاق ناصری» را به رشته تحریر درآورد. وقتی كه هولاكو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال ۶۳۵ پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد كه رصدخانه بزرگی در مراغه احداث كند كه شروع آن از سال ۶۳۸ بود. برای كمك به رصد خانه علاوه كمكهای مالی دولت اوقاف سراسر كشور نیز در اختیار خواجه گذارده شده بود درنزدیكی رصد خانه كتابخانه بزرگی ساخته شده بود كه در حدود چهارصد هزار جلد كتب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرار داده بود كه از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند در جوار رصدخانه یك سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجویان

سرانجام در تاریخ ۱۸ ذی الحجه سال ۶۷۲ هجری قمری در كاظمین نزدیك بغداد دار فانی را وداع گفت. نصیر الدین طوسی ستاره درخشانی بود كه در افق تاریك مغول درخشید و در هر شهری كه پاگذارد آنجا را به نور حكمت و دانش و اخلاق روشن ساخت و در آن دوره تاریك وجود چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز بود     





نوع مطلب : زندگینامه، تاریخ و تاریخی، نجوم، 
برچسب ها :
شنبه 13 فروردین 1390 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک
این پست در پاسخ به سوال کاربری به نام محمودی می آید.

تاریخچه فراماسونری

فراماسون یا فراماسونری: (واژه فرانسوی فراماسون به معنای بنّای آزاد ) آموزش ها و آداب فرقه پنهانی برادران « بنایان آزاد » كه بر اساس همیاری گرد آمده اند. كار فراماسونی نهانی است و اعضای انجمنهای فراماسونی نباید آیین و رسوم آن را بازگو كنند، ولی مانعی ندارد كه عضویت خود را در انجمن اشكار كنند. فراماسونری گسترده ترین و جهانگیرترین انجمن پنهان است و با پیشرفت امپراتوری بریتانیا در جهان گسترش یافت و به همین جهت در جزایر بریتانیا و كشورهای وابسته به امپراتوری و کشور ها زیر نفوذ آن از همه جا گسترده تر است. شمار فراماسون ها حدود 6 ملیون نفر تخمین زده می شود كه از این عده چهار میلیون در ایالات متحده آمریكا و یك میلیون در جزایر بریتانیا هستند و بقیه در دیگر كشورها. گفته می شود در فراماسونری رسم و سنت بر هر قاعده و قانونی غلبه دارد .


آیین فراماسونری شامل مقرراتی است كه انجمن های محلی موسوم به لژ ( به انگلیسی “لاج “ )با آنها  با یكدیگر در ارتباطند. عضویت در فراماسونری در كشورهای كمونیست و همچنین در اسپانیا و پرتغال و اندونزی و مصر ممنوع است. در آلمان هیتلری و ایتالیای فاشیست دستگاه فراماسونری از این دو كشور برچیده شد. پیروان كلیسای كاتولیك نیز از عضویت در این دستگاه منع شده اند . ریشه فراماسون از سده های میانه اروپاست . در آن دوران بناهای روزمزدِ دورگرد اتحادیه ای داشتند كه امور صنفی را در میان می گذاشتند و در هر شهر با هم گرد می آمدند و مسائل خود را مطرح می كردند و تصمیم های برای پیشرفت كار خود می گرفتند و برای پرهیز از گرفتاری ها، انجمن ها و بحث های آنان پنهانی بود. در سده های شانزدهم و هفدهم سازمان این بناهای آزاد رونق بسیار داشت و تنها بنایان می توانستند در آن عضو شوند. فراماسونری با آداب و نمادهای صنف های قرون وسطایی آغاز كرد، اما سرانجام بویژه در سده های هفدهم و هجدهم آیین ها و دم و دستگاه فرقه های دینی و برادریی شهسواران را برای خود برگزید. در 1717 م. نخستین لژ بزرگ كه اتحادیه ای از لژها بود، در انگلستان پایگذاری شد. سپس در كشورهای دیگر لژهای بزرگ برپا شد. در قرن هجدهم گروهی از كسانی كه هیچگونه وابستگی با صنف بنا نداشتند ولی سازمان پنهانی آنها را پسندیده بود، به دستگاه فراماسونری وارد شده و رسوم و آیین های آنرا پذیرفتند و چندی نگذشت كه دستگاه جمعیت بناها به دستگاه فراماسونری امروز بدل شد و كمی بعد شاخه های آن در اغلب كشورهای اروپا برپا شد. اعضای این دستگاه بیشتر اعیان و اشراف و بازرگانان و ثروتمندان بودند، كه هر یك به منظور خاصی عضو دستگاه می شدند تا با یاری همدیگر به مقصود خود برسند. پنهانی بودن سازمان و همچنین شعارهای اخلاقی و خیرخواهانه آن و اصل همیاری در سازمان نیز گروهی را جذب می كرد. اعضا یكدیگر را با نشانه های ویژه می شناختند و می بایست یكدیگر را یاری كنند . در سده هجدهم و نوزدهم دستگاه فراماسونی رونق فراوان یافت وبین اعضای آن پادشاهان و سیاستمداران وصاحبان نفوذ یافت می شدند، ازجمله جورج واشنگتن (نخستین رئیس جمهور آمریكا) گوته (شاعر آلمانی) ، ادوارد هفتم (پادشاه انگلستان) وعده ی دیگری از افراد سرشناس دیگر كشورها عضویت این دستگاه را داشتند.

اگرچه فراماسونری را اغلب یك نهاد مسیحی انگاشته اند، اما چنین نیست ولی بسیاری از عناصر دینی را در اصول عقاید خود دارد. آموزه های آن اخلاق، و نیكوكاری و پیروی از قانونِ سرزمین را با هم جمع می كند. درخواست كننده ی عضویت می یابد بالغ و «مؤمن» به «وجود باری تعالی» و جاودانگی روح باشد. برخی از لژها به داشتن پیشداوریهای ضد یهود، ضد كاتولیك و ضد سیاه متهم شده اند. اكثر لژها در اكثر كشورها به سه درجه عمده تقسیم شده اند: شاگرد‏‏‏، یار (رفیق)حرفه ای ، استاد . در بسیاری از لژها درجه ها بسیار است، یعنی هر یك از سه درجه ی اصلی به چندین درجه تقسیم می شود.

در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شعبه های دستگاه فراماسونری در كشورهای خاورمیانه (مانند تركیه ومصر و ایران ) هم برپا شد، ولی لژها و انجمنهای فراماسونی در این كشورها بزودی وسیله ای برای پیشرفت سیاستهای استعمار اروپائی، بویژه استعمار بریتایا واقع شد. در زمان ناصرالدین شاه میرزا ملكُم خان دستگاه فراماسونری را در ایران بر پا كرد و قصد او این  بود كه عده ای از مخالفان رژیم استبداد را گرد آورد و استفاده سیاسی از آن جمعیت بكند. مردم این انجمن پنهانی را «فراموشخانه» نامیدند، زیرا كسانی كه عضو آن می شدند پیمان بسته بودند كه هر چه می بینند و می شنوند فراموش كنند و باز نگویند. دستگاه فراماسونری میرزا ملكم خان به دلیل مخالفت حكومت وقت چندان دوام نیافت و ناصرالدین شاه دستور سركوبی آن را داد؛ ولی پس از آن شعبه ای از فراماسونری انگلیسی و فرانسوی در ایران تشكیل شد و بعدها با گرد آمدن گروه بزرگی از صاحبان قدرت و نفوذ در تشكیلات فراماسونری ، این دستگاه در گرداندن كارها و برآوردن مقاصد سیاستهای استعماری نقش بزرگی یافت. 



ادامه مطلب


نوع مطلب : سوالات شما، تاریخ و تاریخی، 
برچسب ها : فراماسونری،


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :