همه چیز دونی!
چهارشنبه 24 فروردین 1390 :: نویسنده : علیرضا همه چیز دون!

قربون دل غریب پرستت

دنبالم نیا اسیر میشی

همه از مرگ میترسند من از رفیق نامرد

عاقبت در رفتن از مدرسه

از عشق تو لیلی خوردم به تریلی

بوق نزن ژیان، میخورمت

ای ماشین با مرام، نشو نامرد با ما

محبت از درخت آموز، كه سایه از سر هیزم شكن هم برنمیدارد

دختری از امت عیسی، گرفتارش شدم
یا محمد همتی كن تا مسلمانش كنم

در بیابانها اگر صدسال سرگردان شوی
به كه اندر خانه ات محتاج نامردان شوی

اینجور نگاه نكن پنچر میشی

گرپادشاه عالمی ، بازهم گدای مادری

دلخورتم یزید!

اره تو محشری ..........از ولوو سری

حالا که دنیا خر تو خره منم ماکسیمام.

به مد پرستان بگویید آخرین مد كفن است


سر بشکند
دست بشکند
پا بشکند
دل نشکند


یا ضامن آهو

امان ازاین هیاهو

احتیاط كن، التماس نکن!

الهی هر کی بخیله ، چشاش بابا قوری بشه

كچل بشه ، قوزی بشه ، خمارو وا فوری بشه

بالای در باك یک مینی بوس نوشته بود: بخور به حساب من!

هلاكتم چلو كباب

 

رفیق بی‌كلك مادر...

ایحجتخدا = ای حجت خدا

فلفل نبین چه ریزه، درشتاش را سوا كن...

خنده تلخ من از گریه غم‌انگیزتر است------كارم از گریه گذشته است بدان میخندم....

مواظب باش ای دلاور نمالی به بنز خاور .

سلطان جاده، عروس کویر، بیمه ابوالفضل، بسیار سفر باید، برچشم بد لعنت، هذا من فضل ربی .
یواش برو که دلم زیر پای توست

اغنیا بنز سوارند / من مسکین بر تو/ جان به قربان تو ماشین که بنز فقرایی.

در چاله چوله های عشقت شافنرم شکست.

من از عقرب نمیترسم ولی از سوسک میترسم/ من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم

 





نوع مطلب : فرهنگی، انسان، 
برچسب ها :

 بازی جذاب بولینگ با کمترین امکانات

 





نوع مطلب : عكس، فرهنگی، 
برچسب ها : بولینگ،
پنجشنبه 18 فروردین 1390 :: نویسنده : علیرضا همه چیز دون!

 

Am I right = می نه؟

 

Yes = ها والوو

 

No = نه كاكو

 

Really!! = نه آمو؟؟

 

Why?  = بری چی چی؟

 

bye = كاری باری؟

 

maybe = گاسم

 

leave me alone = آم برو او ورو بیزو باد بیاد

 

u made me confused = آم کله پرک گرفتم

 

wow = ووی آمووو

 

come here = بی اینجو

 

Take it easy = عامو ولش كن،حوصله داری شمو هم ماشاللو

 

so cute = جونم مرگ نشی!

 

that's true = همی‌ نه‌

 

I took my shoes and scapped = ارسیو زدم زیر چلم گوروختم

 

Gas Square = فلکه ی گازو

 

Hard = قایم

 

Tape = نیوار

 

Slow down! = حالو چه خبره؟

 

You are disgusting = جیگری بشی

 

Sunshine = آفتوو

 

Great = باریكلوو

 

Excuse = بونه

 

Dear = گمپ گلم

 

when sb eats too much = عام بپوكی

 

wait = صبرم بده،امونم بده

 

good quality = خوبوو

 

lizard = كلپوك

 

washing yourself before praying = دست نماز

 

a square shape device that you can pray on it = جنماز

 

How are you = باكیت نی؟ !!





نوع مطلب : فرهنگی، طنز، 
برچسب ها :
شنبه 13 فروردین 1390 :: نویسنده : علیرضا همه چیز دون!

تاریخچه ی سیزده بدر

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که :
«... جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند ...»
اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد.
همانطور که پیش از این گفته آمد، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است.

همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

شیوه های برگزاری و مراسم سیزده بدر

همانگونه که اشاره شد شیوه های برگزاری این جشن و همچنین مراسم و آداب این روز بسیار متفاوت و گسترده می باشد که در اینجا به تفصیل نمی توان به آنها پرداخت، اما همانطور که می دانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند.
بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است.
برای نمونه فال گوش ایستادن، فال گیری (به ویژه فال کوزه)، گره زدن سبزی و گشودن آن، بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است)
و نمونه های پرشمار دیگر ...

سیزده بدر در یکی از میدان های تهران - عکس از خبرگزاری فارس

علاوه بر این ها آیین های سیزده بدر مانند چهارشنبه سوری و نوروز، پر شمار، زیبا و دوست داشتنی است، بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.

سیزده بدر در ارومیه - عکس از بهزاد فرهانیه

علف گره زدن

افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی «کیومرث» دارای اهمیت زیادی است، در «اوستا» چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است.

گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :
«مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.
این رسم از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.
در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است : «... اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را «گل شاه» نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مُردند، جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند.»

به آب دادن سبزه های نوروزی در روز جشن سیزده بدر

همانگونه که شباهتی بین چارشنبه سوری و نوروز امروزی متداول در تهران و شهرهای بزرگ، با شیوه های اصیل و کهن آن وجود ندارد، سیزده بدر امروزی نیز تنها نامی از یک جشن کهن را برخود داشته و هیچ شباهتی به آیین کهن و یادگار نیاکان ما ندارد. نحوه ی اجرای این جشن، مانند بسیاری از دیگر آیین های ایرانی، عمیقا از شیوه ی اصیل و باستانی خود دور شده است و به شکل فعلی آن، دارای سابقه ی تاریخی در ایران نیست.
اگر در گذشته مادران و پدران ما، سبزه های نوروزی خود را در این روز به صحرا می برده و برای احترام به زمین و گیاه، آن را در آغوش زمین می کاشته اند، امروزه ما آن را به سوی یکدیگر پرتاب می کنیم و تکه تکه اش می کنیم.
سیزده بدرِ پیشینیان ما، روزی برای ستایش تیشتر، برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست بوم مقدس آنان بوده است. در حالیکه امروزه روز ویرانی و تباهی طبیعت است.

امیدوارم که سیزده بدر خوبی داشته باشید

 





نوع مطلب : فرهنگی، تاریخ و تاریخی، 
برچسب ها :
سه شنبه 9 فروردین 1390 :: نویسنده : علیرضا همه چیز دون!

 

میخواهم  بگویم ......

 

فقر  همه جا سر میكشد .......

 

فقر ، گرسنگی نیست .....   

 

فقر ، عریانی  هم  نیست ......

 

فقر ،  گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میكند .........

 

فقر ، چیزی را  " نداشتن " است ، ولی  ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست  .......

 

فقر ، ذهن ها را مبتلا میكند .....

 

فقر ، بشكه های نفت را در عربستان ، تا  ته  سر میكشد .....

 

فقر  ،  همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفتهء یك كتابفروشی می نشیند ......

 

فقر ،  تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ......

 

فقر ، كتیبهء سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....

 

فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

 

فقر ،  همه جا سر میكشد ........

 

فقر ، شب را " بی غذا  " سر كردن نیست ...

 

فقر ، روز را  " بی اندیشه"   سر كردن است ...

 





نوع مطلب : فرهنگی، انسان، 
برچسب ها :
دوشنبه 8 فروردین 1390 :: نویسنده : علیرضا همه چیز دون!

 

پایه ستون تخت جمشید با قدمت 2500 سال، به نماز خانه خواهران در کنار تخت جمشید انتقال یافته تا نماز گزاران در پوشیدن و در آوردن کفش دچار مشکل نشوند.

واقعا کمی فکر کنیم...

 





نوع مطلب : عكس، فرهنگی، تاریخ و تاریخی، 
برچسب ها :
یکشنبه 7 فروردین 1390 :: نویسنده : علیرضا همه چیز دون!

اگر شما ذاتا” انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : “موقع تکان دادن پیانوی بابام پام مونده زیرش”
اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : “از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم”
اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : “با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم”
اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : “دیشب با قهوه جوش اینجوری شد”
اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : “به سیم گیتارم گیر گیر کرده”
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : “چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد”
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: “که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است”
اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : “الکی می گویند زانتیا ایربگ داره ”
اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:”حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد”
اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:”بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!

ببینم شما اینقدر بیکلاس بودی که همه اینو خوندی ؟





نوع مطلب : فرهنگی، طنز، 
برچسب ها :
پنجشنبه 4 فروردین 1390 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگی، تاریخ و تاریخی، آموزشی، 
برچسب ها :
پنجشنبه 26 اسفند 1389 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

در یك  شهربازی پسركی سیاهپوست به مرد بادكنك فروشی نگاه می كرد كه از قرار معلوم فروشنده مهربانی بود. بادكنك  فروش یك بادكنك قرمز را رها كرد تا در آسمان اوج بگیرد و بدینوسیله جمعیتی از مشتریان جوان را جذب خود كرد . سپس بادكنك آبی و همینطور یك بادكنك زرد و بعد ازآن یك بادكنك سفید را رها كرد . بادكنك ها سبكبال به آسمان رفتند و اوج گرفتند و ناپدید شدند. پسرك سیاهپوست هنوز به تماشا ایستاده بود و به یك بادكنك سیاه خیره شده بود

تا این كه پس از لحظاتی پرسید :

 

آقا! اگر بادكنك سیاه را رها می كردید بالاتر می رفت ؟

 

مرد بادكنك فروش لبخندی به روی پسرك زد و با دندان نخی را كه بادكنك سیاه را نگه داشته بود برید و بادكنك به طرف بالا اوج گرفت و گفت : " آن چیزی كه سبب اوج گرفتن بادكنك می شود رنگ آن نیست بلكه چیزی است كه در درون خود بادكنك قرار دارد . 

  

رنگ ها ... تفاوت ها ... مهم نیستند...  مهم درون آدمه ، چیزی كه در درون آدم ها است

تعیین كننده مرتبه و جایگاهشونه و هرچقدر ذهنیات ارزشمندتر باشه ، جایگاه والاتر و

شایسته تری نصیب آدم ها میشه.





نوع مطلب : داستان، انسان، فرهنگی، سیاسی، 
برچسب ها :

  ایران بیشترین تعطیلات را در جهان دارد   

به کشور خود افتخار کنیم!!!

نظر شما در این باره چیه ؟ خوبه یا بد





نوع مطلب : عكس، فرهنگی، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic