همه چیز دونی!
یکشنبه 1 اسفند 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک
- کیمیای نویسندگی
درس هایی درباره داستان نویسی(6)

هر چه می نویسید مفهومی ندارد، نه؟ عمق شخصیتهایتان به عمق کاغذ سلوفان است. داستان مثل سیاه مست هایی که تشنج دارند تلوتلو می خورد. خط طرح فاقد منطق است و دلیلی برای ادامه ی داستان وجود ندارد و نویسنده ی حرفه ای شدن به رؤیایی واهی می ماند.

بسیار خوب. حالا دیگر شما واقعاً به نویسندگی علاقه دارید و به زودی به مهارتی که قبلاً نداشتید دست خواهید یافت. منتها اینک در بخش تاریک و اسرارآمیز مراحل نویسندگی – که توضیح دادنی نیست – هستید. اما قبل از اینکه نویسنده شوید باید حتماً این بخش وصف ناپذیر را حس کنید.

شخصیت نویسنده هم در همین مرحله آزموده می شود.

و باز کیمیای نویسندگی در همین مرحله اتفاق می افتد. همان گونه که کیمیاگران قدیم رنجی برخود هموار می کردند تا سرب را تبدیل به طلا کنند و نمی توانستند، نویسنده نیز سعی می کن با رنج و زحمت چیزهای بی ارزش را تبدیل به گنج کند.

کیمیاگران ناکام می ماندند اما نویسنده موفق می شود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،
یکشنبه 1 اسفند 1389 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

قات زدن می‌دونستید از كجا اومده؟

 

قات گیاه گلداری است که بومی بخش گرمسیری شرق افریقا و شبه جزیره عربستان می‌باشد.

قات از سال ۱۹۷۳ توسط سازمان جهانی بهداشت نوعی ماده مخدر محسوب شده و در منطقه صعده کشور یمن بطور وسیع کشت می‌شود. این مخدر بسیار گران قیمت بوده و قیمت یک بسته برگ قات در سال ۱۳۸۸ در حدود ۱۷ هزار تومان بود. این بسته تنها برای مصرف یک وعده استفاده می‌شود. برگ گیاه قات تا یک هفته در یخچال قابل نگهداری است و معمولاً بصورت تازه مصرف می‌شود.

قات زدن به عمل مکیدن تدریجی شیره برگ گیاه قات که نوعی مخدر است گفته می‌شود.

 

تاثیر

قات زدن موجب می‌شود تا مصرف کننده برای چند ساعت با نشاط، سرزنده و هیجانی شده و شروع به صحبت بی ربط کند، در ساعات بعدی دچار سکون شده و در نهایت دچار خمودگی و تنبلی جسمی و فکری شود

گستره مصرف

در کشور یمن دو سوم مردان و یک سوم زنان قات می‌زنند. بسیاری از مردم عربستان سعودی نیز از این ماده مخدر استفاده می‌کنند

 






نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها :

21 - رمان پر ماجرا و رمان غم انگیز

درس هایی درباره داستان نویسی(5)

بهتر است گاهی شکلی ادبی را از جو و زیان و روشنفکرانه اش خارج کنیم و به آن به عنوان امکانی برای خلق رمان بنگریم. به عنوان مثال می توان تفاوت بین رمان غم انگیز (تراژدی) و رمان پرماجرا را از این دید بررسی و برای درک این شکلها آنها را با هم مقایسه کرد.

رمان پرماجرا و رمان غم انگیز هر دو، شخصیتهایی اصلی دارند که در تقلای بین مرگ  زندگی هستند. شخصیت اصلی رمان پرماجرا مصیبت زده نیست. چون به طور ارادی درگیر با ماجراهایی بیرونی شده است. او آگاهانه با پلیدیهای جهان پیرامون خود ستیز می کند. ممکن است زندگی و مرگش برای خودش مصیبت بار باشد، اما خواننده فقط در ماجراهای او شریک می شود. باز احتمال دارد بمیرد، اما پس از نابودی پلیدی، خواهد مرد. اگر پلیدی را شکست داد و زنده ماند، از او قدردانی می کنند. به علاوه چون می خواهد پلیدی پیرامون خود را شکست دهد، قهرمان است نه مصیبت زده.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،

ده قانون نویسندگی مارگارت اتوود

ده قانون نویسندگی مارگارت اتوود

1- یک مداد همراه داشته باشید تا هنگامی که سوار هواپیما هستید با آن بنویسید. خودکار جوهر پس می‌دهد. اما اگر نوک مداد بشکند، نمی‌توانید آن را تیز کنید. چون نمی‌توانید چاقو همراه خود داشته باشید بنابراین دو عدد مداد ببرید.

 

2- اگر نوک هر دو مداد شکست، می‌توانید با سوهان ناخن فلزی یا شیشه‌ای کمی آن را تیز کنید.

 

3- چیزی با خود داشته باشید که بتوانید روی آن بنویسید. کاغذ خوب است. برای نوشتن می‌توانید کاغذ را حتی روی یک تکه چوب یا روی دست‌تان بگذارید.

 

4- اگر از کامپیوتر استفاده می‌کنید، همیشه برای نگهداری از نوشته‌های جدیدتان یک حافظه جانبی داشته باشید.

 

5- نرمش‌های مربوط به کمر را فراموش نکنید. درد آن مزاحم کارتان می‌شود.

 

6- همیشه توجه خواننده را معطوف به خود نگه دارید. (هنگامی که بتوانید توجه خود را معطوف به کار نگه دارید، این کار بهتر انجام می‌شود.) با این حال هیچ گاه نمی‌دانید خواننده کیست، به همین دلیل نوشتن مانند رها کردن تیری در تاریکی است. ممکن است یک نفر را مجذوب خود کند و حوصله یک نفر دیگر را سر ببرد.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،

نویسنده‌های بزرگ فوت و فن و رازهایشان را در ده قانون برایتان افشا می‌کنند

بخش اول: قانون های المور لنارد

ده قانون نویسندگی المور لنارد

1- هیچ گاه کتابی را با توصیف آب و هوا آغاز نکنید. اگر هدف‌تان تنها خلق شرایط جوی و نه واکنش یک شخصیت به آب و هواست لازم نیست خیلی طولانی بنویسید. خواننده به احتمال زیاد سریع می‌خواند تا به افراد برسد. استثنا هم وجود دارد. اگر احیاناً بری لوپز هستید، کسی که در کتابش Arctic Dreams بیشتر از اسکیموها راه برای توصیف برف و یخ ارائه کرده است، هر چقدر که بخواهید می‌توانید گزارش آب و هوا بنویسید.

 

2- از نوشتن دیباچه بپرهیزید، ممکن است خواننده را آزار دهد، مخصوصاً دیباچه‌ای که بعد از یک مقدمه بیاید و قبل از آن هم یک پیشگفتار آمده باشد. اما معمولاً در کتاب‌های غیرداستانی این بخش‌ها دیده می‌شوند. دیباچه یک رمان پیش‌زمینه داستان آن است و می‌توانید هر کجا که مایلید آن را بیاورید. کتاب Sweet Thursday جان اشتاین‌بک دارای دیباچه بجایی است، زیرا شخصیتی در کتاب است که نکته اصلی ده قانون من را بازگو می‌کند. او می‌گوید: «من دوست دارم کتاب پر از گفت‌وگو باشد، نمی‌خواهم یک نفر برایم توضیح بدهد که کسی که دارد حرف می‌زند چگونه فردی است، دوست دارم خودم از طریقه حرف زدنش حدس بزنم.»

 

3- برای پیشبرد گفت‌وگوها از فعلی جز «گفت» استفاده نکنید. جملات گفت‌وگوها از آن شخصیت است. فعل یعنی نویسنده در این میان مداخله می‌کند. اما فعل «گفت» کمتر از «با گلایه گفت»، «نفس‌زنان گفت»، «با هشدار گفت» و «به دروغ گفت» مخل است. یک بار دیدم مری مکارتی یک جمله از گفت‌وگو را با جمله «او با ابرام گفت» به پایان برد و من مجبور شدم دست از خواندن بکشم و به فرهنگ لغت مراجعه کنم.

 

4- هیچ‌گاه برای توصیف فعل «گفت» از قید استفاده نکنید... او با جدیت اخطار کرد. استفاده از قید به این شکل (و تقریباً هر شکل دیگر) خطایی مهلک است. در اینجا نویسنده خود را بیش از پیش به رخ می‌کشد و از کلماتی استفاده می‌کند که حواس خواننده را پرت می‌کند و ممکن است ریتم تبادل را مختل کند. از قول یکی از شخصیت‌ها در یک کتابم نوشته‌ام که چگونه تا قبل از آن، رمانس‌های تاریخی را «با قیدهای بسیار نابود می‌کرد».

 

5- در استفاده از علامت تعجب خویشتنداری کنید. در هر 100 هزار کلمه نثر، بیشتر از دو یا سه علامت تعجب مجاز نیست. اگر مثل تام وولف مهارت بازی با عبارات احساسی و هیجانی را دارید، می‌توانید خروار خروار علامت تعجب به کار ببرید.

 

6- هیچ‌گاه از کلمات «ناگهان» و «جنجالی برپا شد» استفاده نکنید. این قانون نیازی به توضیح ندارد. متوجه شده‌ام که نویسندگانی که از «ناگهان» استفاده می‌کنند، معمولاً در کاربرد علامت تعجب خویشتنداری کمتری به خرج می‌دهند.

 

7- در استفاده از گویش‌ها و لهجه‌های محلی اعتدال داشته باشید. وقتی شروع می‌کنید کلمات را در گفت‌وگو‌ها آوانگاری کنید و صفحه را پر کنید از علائم خاص، دیگر نمی‌توانید جلوی خود را بگیرید. دقت کنید که انی پرو چگونه لهجه ایالت وایومینگ را در مجموعه داستان‌های کوتاه Close Range به تصویر کشیده است.

 

8- از توصیف شخصیت‌ها با جزییات زیاد پرهیز کنید؛ کاری که اشتاین‌بک می‌کرد. در داستان تپه‌هایی همچون فیل‌های سفید ارنست همینگوی ظاهر آن «مرد امریکایی و دختری که همراه او بود» چگونه است؟ «دختر کلاهش را برداشته و روی میز گذاشته بود.» این جمله تنها توصیف فیزیکی در داستان است.

 

9- در توصیف اشیا و مکان‌ها به جزییات زیاد نپردازید، مگر آنکه مارگارت اتوود باشید و بتوانید صحنه را با زبان نقاشی کنید. نیازی به توصیفاتی که شروع داستان، روند داستان و توقف آن را نشان می‌دهد، نیست.

 

10- قسمت‌هایی را که معمولاً خواننده نمی‌خواند، رها کنید. به بخش‌هایی فکر کنید که هنگام خواندن رمان از آنها رد می‌شوید: پاراگراف‌های انبوه که در نظر اول پر از لغت هستند.

 

و این هم مهم‌ترین قانون من که حاصل جمع قوانین ده‌گانه است: اگر چیزی نوشتنی باشد، آن را می‌نویسم. «ده قانون نویسندگی» المور لنارد ماه آینده توسط انتشارات وایدنفلد و نیکلسون منتشر می‌شود.





نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها :

بازی/ داستانی از ایتالو کالوینو

الک دولک

شهری بود که در آن، همه چیز ممنوع بود. و چون تنها چیزی که ممنوع نبود بازی الک دولک بود، اهالی ‌شهر هر روز به صحراهای اطراف می‌رفتند و اوقات خود را با باری الک دولک می‌گذراندند.

و چون قوانین ممنوعیت نه یکباره بلکه به تدریج و همیشه با دلایل کافی وضع شده بودند، کسی دلیلی برای گلایه و شکایت نداشت و اهالی مشکلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند.

سال ها گذشت. یک روز بزرگان شهر دیدند که ضرورتی وجود ندارد که همه چیز ممنوع باشد و جارچی‌ها را روانه کوچه و بازار کردند تا به مردم اطلاع بدهند که می‌توانند هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند.

جارچی ها برای رساندن این خبر به مردم، به مراکز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند:” آهای مردم! آهای ... ! بدانید و آگاه باشید که از حالا به بعد هیچ کاری ممنوع نیست.”

مردم که دور جارچی ها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراکنده شدند و بازی الک دولک شان را از سر گرفتند.

جارچی ها دوباره اعلام کردند: “می‌فهمید! شما حالا آزاد هستید که هر کاری دلتان می‌خواهد، بکنید.”

اهالی جواب دادند: “خب! ما داریم الک دولک بازی می‌کنیم.”

جارچی ها کارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند که آنها قبلاً انجام می‌دادند و حالا دوباره می‌توانستند به آن بپردازند.

ولی اهالی گوش نکردند و همچنان به بازی الک دولک شان ادامه داند؛ بدون لحظه‌ای درنگ.

جارچی ها که دیدند تلاش شان بی‌نتیجه است، رفتند که به اُمرا اطلاع دهند.

اُمرا گفتند: ”کاری ندارد! الک دولک را ممنوع می‌کنیم.”

آن وقت بود که مردم دست به شورش زدند و همه امرای شهر را کشتند و بی‌درنگ برگشتند و بازی الک دولک را از سر گرفتند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، داستان، 
برچسب ها :
سه شنبه 26 بهمن 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک

16- تحقیق

درس هایی درباره داستان نویسی (4)

نویسندگان معمولاً ساعتها دباره ی لباسها، مصنوعات، غذاها، سلاحها و امکانات ثابت خانه های رمان تاریخیشان تحقیق می کنند. اما استفاده از همه ی این تحقیقها صرفاً به این دلیل که اطلاعات لازم در اختیارشان است، کار درستی نیست. نویسندگان ماهر باید ایثار کردن را بیاموزند.

مثال (استفاده ی بد از تحقیقات): سر گالاوانت با شمشیر ایرانی اش: غدار ضربتی محکم به اسکافه ی سرتولوی زد. معمولاً وقتی ورقه ی فلزی اضافی بالای کلاهخود کج می شد، قر هم می شد. سرتولوی که با شمشیر چارگوش بلند و باریکش: استاک می جنگید جا خالی داد ولی اسپالی یرها: محافظ شانه هایش افتاد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها :
دوشنبه 25 بهمن 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک
نگاهی به داستان مروارید ( 1947 ) اثر جان اشتاین بک
مروارید شوم

"کسی که به کاری بیاید ، نباید فرصت زیستن یا مردن را به حساب آورد. باید تنها آن را به حساب آورَد که آن چه انجام می دهد ،درست است یا نادرست ." جان اشتاین بِک(نویسنده امریکایی قرن بیستم ) 

کینو و همسرش خوآنا و نوزادشان در کلبه ای کنار ساحل دریا زندگی می کردند .آن ها فقیر و به موسیقی علاقه مند بودند و از صدای امواج دریا لذّت می بردند .

روزی عقرب فرزندشان را گزید . همه گفتند که کودک خواهد مرد چون آن ها پولی برای مداوای کودک نداشتند و از سویی پزشک شهر را بی سواد می دانستند .پزشک هم پیش از این که بچّه را ببیند از کینو پرسید که پول دارد یا نه؟ کینو خشمگینانه به در کوبید . مردم پراکنده شدند و آن خانواده با اندوه نداری خود ، تنها ماند .



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،

11 – رمان کشف و توقف

ادبیات

در اواسط دهه ی 1960 میلادی، ساختاری پرزرق و برق و فانتزی به نام کشف و توقف در رمان نویسی باب شد و شهرت زیادی در میان مردم کسب کرد. قوای محرکه این گونه رمانها نیرویی پیش برنده است که هیچگاه سرعتش کند نمی شود، اما خواننده به ندرت با شخصیتها عجین می شود. رمان به نحوی طراحی شده تا خواننده سریعاً آن را بخواند و فراموش کند. ساختار رمان عمدتاً تکه تکه (اپیزودوار) است. لازم است نویسندگان با ساختار این رمانها آشنا شوند، چرا که نوشتن آنها نیاز به مهارت دارد.

داستان: رهبر متعصب گروهی میهن پرستِ غیور ولی منحرف، تصمیم می گیرد رئیس جمهور یا پاپ را ترور کند و یا جهان را نابود کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها :
- لطیفه به عنوان الگویی برای داستان کوتاه
ادبیات

اگر داستان کوتاه‏نویس ساختمان لطیفه‏ای را که خوب تعریف کرده‏اند تجزیه و تحلیل کند، شکل داستان کوتاه سنتی را به وضوح درک خواهد کرد. لطیفه ی  نمونه، همه ی  شگردهای داستان کوتاه نسبتاً خوب و فنی را دارد. لطیفه اندیشه‏ای است که از طریق بسط خط طرحی، بدل به داستان شده است و در آن عناصر روایت، آماده سازی، گفتگو، انگیزه‏، شخصیت‏پردازی، توصیف، شک و انتظار، بحران و پایانی قانع کننده نیز وجود دارد.

مثال (لطیفه): مرد مستی در حال رانندگی در جاده‏ای کوهستانی و در میان باد و بوران است. ناگهان به شدت به نرده می‏زند و از ماشین به بیرون پرت می‏شود. در این حال به شاخه سست درختی کوهی چنگ می‏زند و در هوا معلق می‏شود. دعا کنان می‏گوید: «خدایا مرا نجات بده.» فرشته‏ای ظاهر می‏شود و می‏گوید: «خدا به تو کمک خواهد کرد.» فرشته‏ای ظاهر می‏شود و می‏گوید: « خدا به تو کمک خواهد کرد.» مرد هراسان می‏گوید: «هر کاری بگویید می‏کنم، فقط به خدا بگویید مرا نجات بدهد.»

«خدا می‏‏خواهد بداند آیا به او اعتماد داری؟»

مرد می‏گوید: «بله، اعتماد دارم. و برای اثباتش هر کاری بگویید می‏کنم. دیگر هیچ‏وقت لب به مشروب نمی‏زنم.»



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic