همه چیز دونی!
چهارشنبه 25 مرداد 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
 
402198_PZwfP4O9.jpg
 
 
مجسمه بابك خرمدین در باكو آذربایجان ساخته شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حتما درباره ی بابک خرمدین تا کنون شنیده اید!
سردار بزرگ ایرانی که از آذربایجان کنونی بر علیه حکومت اعراب که پس از
حمله شان به ایران به پاکرده بودن به پا خاست...
ولی ماجرا به همینجا ختم نمی شود!
بابک خرمدین نماد وفاداری به ایران است!
او به همراه مازیار بر علیه حکومت اعراب قیام کرد و سر انجام به دست
ناپاک ترین و دجال ترین حاکم بنی عباس پس از تحمل زجر بسیار کشته شد.
کشته شدن بابک همواره یکی از رویداد هاییست که در آن اوج وفاداری و
پایبندی به میهن پاکمان ایران دیده می شود.
بابک بدون شک یکی از اسطوره های تاریخ ایران زمین است.
و اعدامش بدون شک یکی از تلخ ترین رویدادهاست
روز قبل از اعدام،خلیفه با بزرگان دربارش مشورت کرد که چگونه بابک را
درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند وی را ببینند.
بنا بر نظر یکی از درباریان قرار برآن شد که وی را سوار بر پیلی کرده در
شهر بگردانند.
پس ازآن مراسم اعدام بابک با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه
برفراز سکوی مخصوصی که برای این کار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار
شد.
برای آنکه همه‌ی مردم بشنوند ....
که اکنون دژخیم به بابک نزدیک میشود و دقایقی دیگر بابک اعدام خواهد شد،
چندین جارچی در اطراف و اکناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این
اسمِ دژخیم بود و همه او را میشناختند.
ابن الجوزی می نویسد که وقتی بابک را برای اعدام بردند خلیفه درکنارش
نشست و به او گفت: تو که این همه استواری نشان میدادی اکنون خواهیم دید
که طاقتت دربرابر مرگ چند است.
بابک گفت: خواهید دید.
چون یک دست بابک را به شمشیر زدند، بابک با خونی که از بازویش فوران
میکرد صورتش را رنگین کرد. خلیفه از او پرسید: چرا چنین کردی؟ بابک گفت:
وقتی دست هایم را قطع کنند خون های بدنم خارج می شود و چهره‌ام زرد می
شود، و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است
چهره‌ام را خونین کردم تا زردیش دیده نشود.
به این ترتیب دستها و پاهای بابک را بریدند . چون بابک بر زمین درغلتید،
خلیفه دستور داد شکمش را پاره کنند.
پس از ساعاتی که این حالت بربابک گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا کند..
آخرین گفتار بابک چنین بوده است:
تو ای معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را
خاموش خواهی کرد من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود
آن را سرنگون خواهد نمود.
تو اکنون که مرا تکه تکه می کنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران
ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر
خواهد داشت.
این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه
بیگانگان را تحمل نخواهد کرد من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز
آنرا فراموش نخواهند کرد.
من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد
تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون
بجوش آمده آماده طغیان هستند.
مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه
برخیزند و میهن خویش را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب
برهانند.
اما تو ای افشین . . . در انتظار و بدین سان نخست دست چپ بابک بریده شد و
سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو
رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود:
پاینده ایران...
روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ 2 صفر سال 223 هجری
قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای
ایرانیان بسیار مهم دانسته است اعدام بابک چنان واقعه‌ی مهمی تلقی شد که
محل اعدامش تا چند قرن دیگر بنام خشبه‌ی بابک یعنی چوبه‌ی دار بابک در
شهرِ سامرا که در زمان اعدام بابک پایتخت دولت عباسی بود شهرت همگانی
داشت و یکی از نقاط مهم و دیدنی شهر تلقی می شد.
برادر بابک یعنی آذین را نیز خلیفه به بغداد فرستاد و به نایبش در بغداد
دستور نوشت که اورا مثل بابک اعدام کند.
طبری می نویسد که وقتی دژخیم دستها و پاهای برادر بابک را می‌بُرید، او
نه واکنشی از خودش بروز میداد و نه فریادی برمی‌آورد. جسد این مرد را نیز
در بغداد بردار کردند.(تولدی دیگر-شجاع الدین شفا)
باز هم خواهشمندم برای آگاه شدن پارسیان از سرگذشت این سردار راستین
ایران هم اکنون این را به اشتراک بگذارید




نوع مطلب : علمی، تاریخ و تاریخی، زندگینامه، 
برچسب ها :
دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

یک نوع حلزون دریایی و فرزندش
Black heart (cards)
Glaucus atlanticus

این حلزون آبی رنگ هنگامی که کاپیتان کوک در سال
۱۷۷۷ میلادی از اقیانوس آرام عبور میکرد توسط دانشمندان همسفرش کشف شد.
 

Inline image 1


 
 
حدس بزنید این چیست ؟!!!
...
...

...

اینجا قطب شمال هست و اینها درختان زیر برف هستند :
 
Inline image 2

 

گل ارکیده میمون 
 
Inline image 3


حفره خروجی آب سد مونتیسللو

سد مونتیسللو در ایالت كالیفرنیای آمریكا واقع شده است.
این سد به خروجی آب جالبش معروف می باشد كه 48,400 متر مكعب آب را در هر ثانیه از سد خارج می كند. قطر این حفره 27 متر می باشد.
 
Inline image 4






نوع مطلب : زیست‌شناسی، علمی، عكس، 
برچسب ها :
جمعه 5 خرداد 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
غار قوری قلعه، به دلیل ویژگیهای منحصر بفردی که دارد از شگفتیهای آفرینش محسوب می شود.

غار قوری قلعه در ۲۵ کیلومتری شهر روانسر، در دامنه کوه شاهو و مشرف بر جاده روانسر به پاوه و در جوار روستایی به همین نام جای گرفته است.

غار قوری قلعه، بزرگترین غار آبی خاورمیانه با پیشینه
۶۵ میلیون سال است.

طول این غار
۱۲ کیلومتر و عمق آن ۳۱۴۰ متر است و به عنوان یکی از هفت اثر طبیعی ملی ایران، به ثبت رسیده‌است.

در سال
۱۳۵۵ یک گروه از غارشناسان انگلیسی و در سال ۱۳۵۶ گروه دیگری از غارنوردان فرانسوی بخشهایی از غار را به طول 550 متر بررسی و اکتشاف کردند.
 
 
در دهه 1360 نیز گروهی از غارنوردان کرمانشاهی بخشهای جدیدی از غار را تا عمق بیش از 3 کیلومتر اکتشاف و شناسایی کردند.
 
 
 
عمق حوضچه‌های غار قوری قلعه به ۱۴ متر می‌رسد.

دمای درون غار
۷ تا ۱۱ درجه ‌است و در همگی فصلهای سال ثابت است.

این اثر طبیعی دارای تالارهای زیبا در
۱۴۰۰ متری و ۵۰۰ متری به نام‌های تالار "مریم"، تالار "کوهان شتر"، تالار "مسیر برزخ"، تالار "بلور" و تالار "عروس" است.

از لحاظ زیست شناسی، غار قوری قلعه مسکن گونه کمیابی از خفاش بنام خفاش "موش گوشی" است.
 
 
در جریان تسطیح دهانه غار آثاری از اواخر دوره ساسانی در کف غار کشف شد که شامل هشت عدد ظرف نقره ای با نقش کبک و پرندگان شکاری و درنا، تکه های سفال و پانزده سکه ساسانی مربوط به یزدگرد سوم است.

براساس این گزارش، غارهای اطراف قوری قلعه بر اساس مطالعات باستان شناسی از حدود 50 هزار سال پیش تا حدود 12 هزار سال پیش مسکن شکارچیان عصر سنگ بوده است.
 
 
 



نوع مطلب : زیست‌شناسی، علمی، عكس، جغرافیا، 
برچسب ها :
شنبه 2 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!



----


همه محصولات این لیست یا بر اثر یک اشتباه کشف شده اند و یا هدف از ساختن آنها چیزی دیگری بوده است، و حالا که مدت ها از زمان ساختنشان می گذرد تصور زندگی بدون آنها ممکن نیست!
 
بستنی چوب :
اختراع بستنی چوبی به سال 1905 بر می گردد. ماجرا از این قرار بود که روزی پسر 11 ساله ای به نام فرانک اپرسون آبمیوه خود را که از پودر میوه و آب درست شده بود، به همراه قاشقی که برای هم زدن آن به کار برده بود در بیرون از خانه جا گذاشت. صبح فردا آبمیوه یخ زده بود و به قاشق چسبیده بود. به این ترتیب اولین بستنی چوبی اختراع شد و فرانک بیست سال بعد این اختراع خود را به ثبت رساند.
 
Rogaine دارویی برای رویش مجدد مو :

 
مشاهدات دانشمندان نشان می داد که بیماران مبتلا به فشارخون اگر از داروی لونیتن استفاده کنند موهای ضخیم تر و پرپشت تری خواهند داشت و بدین ترتیب این دارو برای درمان ریزش مو و رشد مجدد آن مورد استفاده قرار گرفت.
 
شیرینی خشک (کوکی) با تکه های شکلات:
 
 
این خوراکی خوشمزه اولین بار در مهمانخانه ای در ماساچوست ساخته شد. ویکفیلد صاحب این مهمانخانه با آرد و تکه های شکلات دسری برای مهمان ها درست کرده بود اما شکلات ها کاملاً حل نشده بودند و چیزی شبیه کوکی هایی که امروز می شناسیم به وجود آورده بودند. البته ناگفته نماند مهمان ها این دسر جدید را پسندیده بودند و از آن تعریف می کردند (حق با آنها بود، نه؟(
 
مایکرویو :

 
در سال 1945 یکی از مهندسان کارخانه ریتون، پرسی اسپنسر، هنگام کار با لامپ های مگنترون (که در سیستم های رادار نظامی به کار می رود) متوجه شد که شکلات داخل جیبش ذوب شده است. اسپنسرکه پرتوهای لامپ مگنترون را عامل ذوب شدن شکلات می دانست تصمیم به اختراع دستگاهی جدید به نام مایکرویو گرفت و بدین ترتیب اولین مایکرویو که 5 فوت ارتفاع داشت (!) به وجود آمد.
 
آتش بازی :
 
 
می گویند حدود2000 سال پیش یک آشپز چینی اشتباهاً زغال چوب، سولفور و نیترات پتاسیم را با هم ترکیب کرد و در نتیجه چیزی شبیه آنچه امروز به عنوان آتش بازی می شناسیم اتفاق افتاد. ناگفته نماند که همه این مواد امروزه در آشپزخانه ها ی ما پیدا می شود.
 
صابون عاج (Soap lvory) :
 
ماجرا از این قرار بود که یکی از کارکنان کارخانه صابون سازی که محل کار خود را برای صرف نهار ترک می کرد دستگاه صابون سازی را به اشتباه روشن گذاشت غافل از اینکه این اشتباه به یک اختراع جالب منجر خواهد شد. مرد کارگر به کارخانه بازگشت و ترس از توبیخ باعث شد که قضیه را از دیگران پنهان کند و صابون های به ظاهر خراب را مخفیانه به فروش برساند. اما به زودی مشخص شد که مشتری ها از مصرف این صابون راضی بوده اند و می خواهند دوباره از این صابون ها استفاده کنند. بدین ترتیب کارخانه ساخت صابون های جدید را شروع کرد و ظرف مدت کوتاهی به شهرت جهانی رسید.
 
خمیر بازی(Doh Play)  :

 این ترکیب غیرسمی به دست نمی چسبد و می تواند چندین بار مورد استفاده قرار گیرد. این وسیله بازی در ابتدا ماده ای انعطاف پذیر وبتونه مانند بود و برای پاک کردن آثار زغال سنگ از کاغذدیواری به کار می رفت. پس از جنگ جهانی که گاز طبیعی جای زغال سنگ را گرفته بود و کاغذدیواری های قابل شستشو به بازار آمده بود، کمپانی تولید کننده این ماده که خود را در معرض خطر ورشکستگی می دید به فکر راه چاره افتاد و محصولات خود را به صورت خمیر بازی روانه بازار کرد.
 
چیپس سیب زمینی:
ا
 
ین محصول پرطرفدار اولین بار توسط آشپزی به نام جورج کروم ساخته شد. یکی از مشتری های رستوران که از سیب زمینی سرخ شده رستوران راضی نبود مرتباً آنها را به آشپزخانه پس می داد و از تردنبودن آنها شکایت می کرد . آشپز رستوران که عصبانی شده بود و دیگرحوصله شنیدن شکایت مشتری را نداشت سیب زمینی ها را به صورت لایه های بسیار نازک خرد کرد، به آنها نمک اضافه کرد و در روغن فرو برد. این چیپس های ترد و خوشمزه به زودی در سراسر آمریکا معروف شدند و طرفداران زیادی پیدا کردند.
 
قهوه :
 

 
می گویند چوپانی از اهالی اتیوپی یا حبشه متوجه شده بود که وقتی گوسفندانش از گیاهان قرمز رنگی که در اطرافشان روییده بود تغذیه می کنند، شادتر و سرحال تر از همیشه به نظر می رسند. چوپان بعد از بررسی و امتحان این گیاه آن را به یک پیشوای دینی نشان داد و در نهایت این گیاهان پس از سرخ شدن و جوشیدن به عنوان یک نوشیدنی مورد استفاده قرار گرفتند.




نوع مطلب : علمی، تکنولوژِی، 
برچسب ها :
پنجشنبه 31 فروردین 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
رتبه های اول کشور ایران در کتاب گینس
در چه زمینه هائی ایران در جهان مقام اول را دارد؟
رتبه های اول ایران در دنیا
___________

1- بیشترین تولید پسته

...2- بیشترین تولید خاویار

3- بیشترین تولید خانواده توت


4- بیشترین تولید زعفران (80% کل تولید جهانی)

5- بیشترین تولید زرشک

6- بیشترین تولیدمیوه آلویی (از قبیل شفت وگیلاس وغیره )

7- بالاترین دمای ثبت شده روی سطح زمین (70.7 درجه سانتیگرد در کویر لوت)

8- بیشترین تلفات انسانی در سرما و کولاک برفی (4000 نفر در کولاک سال 1350 کشته شدند، میزان بارش برف 8 متر در 5 روز)


9- بزرگترین واردکننده گندم

10- بیشترین فرار مغز ها

11- بیشترین نسبت زن به مرد در مدارس و دانشگاه ها (1.23 زن در مقابل هر مرد)

12- بالاترین میزان تشعشات زمینی، با شدت سالانه 260 میلی سیورت در رامسر (مقایسه= یک عکس رادیوگرام سینه 0.05 میلی سیورت، میدانهای اطراف چرنوبیل 25 میلی سیورت)


13- بیشترین تعداد زمینلرزه های بزرگ (بالای 5.5 ریشتر)

14- دقیقترین تقویم دنیا (تقویم جلالی)


15- بیشترین مصرف تریاک و هرویین (امریکا بیشترین مصرف كوكایین را دارد)

16- بیشترین تعداد تغییر پایتخت در طول تاریخ (تهران سی و دومین پایتخت ایرانست)

17- کهنترین کشور دنیا (تاسیس شده در 3200 سال قبل از میلاد مسیح)

18- میزبان بزرگترین جمیعت مهاجر جهان (اکثرا عراقی و افغانی)


19- بزرگترین تولید کننده فیروزه

20- بزرگترین منابع روی در جهان

21- بزرگترین تولید کننده و صادر کننده فرش های دست بافت (75% کل تولید جهانی)

22- بیشترین شتاب پیشرفت تولید علم و تکنولوژی در جهان (340000% رشد در طول 37 سال 1349-1387، شتاب رشدی یازده برابر متوسط جهان در سال 1388, رشد سالانه کنونی 25.7%)


23- بزرگترین سیستم بانکی اسلامی (کل سرمایه 236 میلیارد دلار)

24- بالاترین میزان وابستگی به انرژی (بیشترین اتلاف انرژی در جهان)


25- بزرگترین منابع انرژی هیدروکربن (گاز و نفت با هم، با ارزش 14000 میلیارد دلار بر حسب قیمت جهانی 75 دلار هر بشکه نفت)

26- بالاترین تناسب ذخایر به تولید برای نفت در جهان(با میزان تولید کنونی ایران معادل 89 سال ذخایر نفتی دارد)

27- ارزانترین پایتخت جهان (طبق تحقیق شبکه خبری سی ان ان تهران ارزانترین پایتخت جهانست)


28- بزرگترین فوران چاه نفت در تاریخ (نشت چاه نفتی قم در سال 1335 سه ماه ادمه داشت با فوران روزی 125000 بشکه نفت، ارتفاع فوران 52 متر، مقایسه با نشت نفتی خلیج مکسیکو با خروج سه ماه 53000 بشکه در روز)

29- بالاترین آلودگی دیوکسید گوگرد در هوای شهری


30- قدیمیترین منبع مصنوعی یا ساختگی آبی جهان با قدمت 2700 سال (قنات گناد آباد هنوز هم آب 40000 نفر را فراهم میکند)

31- بزرگترین مجموعه جواهرات در جهان (جوهرات شاهی ایران در موزه بانک مرکزی ایران بزرگترین گنجینه جوهرات جهانست)

32- کهنترین امپراتوری جهان (هخامنشیان اولین ابرقدرت تاریخ بودند و در اوج قدرت بر 44% کل جمیعت جهان حکومت میکردند که این بالاترین درصد جمیعت تحت یک دولت در تاریخ هم هست)


33- بیشترین تعداد تلفات در جنگ شیمیایی (100000 کشته و 100000 زخمی در جنگ با صدام، ایران همچنین دومین رتبه تلفات تاریخ را بر اثر سلاح های کشتار دست جمعی بعد از ژاپن دارد)

34- بیشترین تعداد و تناسب شیعیان در جهان (89% جمیعت ایران)


35- بالاترین رشد مصرف گاز طبیعی

36- بیشترین رشد تعداد خودروهای گازسوز

 




نوع مطلب : علمی، سیاسی، 
برچسب ها :
یکشنبه 20 فروردین 1391 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!

elevator02
--

دکمه‌ های آسانسور 40 برابر آلوده‌تر از دست‌ شویی ‌های عمومی

دکمه‌های آسانسور تا 40 برابر از دست‌شویی‌های عمومی آلوده‌ترند و میکروب‌های بیش‌تری در خود دارند.
محققان با انجام مطالعاتی در آسانسورهای هتل‌ها، رستوران‌ها، بانک‌ها، ادارات و فرودگاه‌ها متوجه شدند در هر سانتی‌متر مربع از مساحت یک دکمه آسانسور در این مکان‌ها 313 واحد تشکیل‌دهنده کلونی وجود دارد. این در حالی است که در همین مقیاس در دست‌شویی‌های عمومی فقط 8 واحد وجود دارد.
دانشمندان متوجه شدند دکمه‌های آسانسور ممکن است شامل باکتری‌های معده مانند ای.کولی هم باشند که می‌تواند مشکلات زیادی برای فرد مبتلا به آن‌ها ایجاد کند.
دکتر نیکولاس مون که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: در یک ساختمان شلوغ، دکمه‌های آسانسور ممکن است توسط ده‌ها نفر در یک ساعت لمس شود و هر شخصی به نوبه خود می‌تواند باکتری‌های خاصی را به این دکمه‌ها اضافه کند. حتی اگر مرتبا این دکمه‌ها پاکیزه شوند، خطر شکل‌گیری دوباره آن‌ها بسیار بالاست.
مطالعات قبلی هم نشان داده بود یک میز کار در یک اداره یا شرکت 400 برابر بیش‌تر از دست‌شویی‌های عمومی دارای باکتری است. هم‌چنین کیبورد کامپیوتر 4 برابر بیش‌ از دست‌شویی دارای باکتری است.
البته پروفسور هاگ پنینگتون یکی از میکروب‌شناسان بریتانیا در این باره گفت: فقط به این دلیل که دکمه‌های آسانسور پر از باکتری هستند، به این معنی نیست که همه آن‌ها برای سلامت ما مضر هستند. به هر حال بهترین کار برای پیشگیری از بیمار شدن این است که قبل از غذا خوردن دست‌های خود را به خوبی بشویید.




نوع مطلب : علمی، پزشكی، 
برچسب ها :
یکشنبه 21 اسفند 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
اختراع‌هایی که مخترعین خود را کشتند

تاریخ انتشار : شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۳۷

تغییرات بسیار وسیع و گسترده ای که ما امروزه در جهان شاهد آن هستیم مدیون تلاش های دانشمندانی است که برای پیشرفت علم و دانش تلاش کرده اند. در این میان تعدادی از این دانشمندان حتی جان خود را در این راه از دست دادند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، در طول تاریخ بشر اختراع های بسیاری صورت گرفته است. اختراعاتی در زمینه های مختلف مثل هوانوردی، علوم پزشکی ، مهندسی و یا اتومبیل ها و بسیاری موارد دیگر که زندگی بشر را برای همیشه تغییر داد. اما در بسیاری موارد و در زمان آزمایش های اولیه این وسایل آنچنان که باید امن نبودند و به مرگ سازندگان خود منجر شدند. در این مطلب قصد داریم تا شما را با مخترعینی آشنا کنیم که با اختراع خود کشته شدند.

فرانز ریشلت
این مرد فرانسوی که در اتریش به دنیا آمده بود مخترع و پیشتاز در زمینه فنون و طراح چتر و چتربازی بود. او در توانست یک چتر خاص را طراحی کند که توسط شخص چترباز پوشیده می شد و پس از پرش چتر آن باز می شد. وی چندین بار به وسیله آدمک این چتر را از طبقه پنجم آپارتمان محل زندگی خود با موفقیت آزمایش کرد ولی میل داشت تا یک تست با انسان نیز انجام دهد. نهایتا در ۴ فوریه ۱۹۱۲ او خود با پرش از برج ایفل سعی در آزمایش اختراع خود را داشت که به دلیل باز نشدن چتر وی به زمین برخورد کرد و کشته شد.

اوتو لیلنتال
این مرد آلمانی یکی از اولین انسانهایی بود که به رویای انسان برای پرواز کردن جامع عمل پوشاند. او اولین انسانی بود که به صورت موفقیت آمیز چندین گلایدر را طراحی کرده و ساخت و همچنین چندین پرواز موفق و ثبت شده را با گلایدر را انجام داد و لقب " پادشاه گلایدر " به او داده شد. تصاویر او در بسیاری از نشریات و مجلات جهان چاپ می شد. در ۹ آگوست ۱۸۹۶ او در یک پرواز با گلایدر دچار حادثه شد و از ارتفاع ۱۷ متری سقوط کرد. او روز بعد به دلیل شکستگی ستون فقرات از دنیا رفت.

ویلیام بالوک
این طراح و مخترع آمریکایی در سال ۱۸۶۳ یک ماشین چاپ جدید با سرعت بیشتر را طراحی کرده و ساخت. این ماشین که از قطعات متحرک بسیار زیادی تشکیل شده بود یک انقلاب واقعی در صنعت چاپ به حساب می آمد. او در ۳ آوریل ۱۸۶۷ و درجریان کار با یکی از ماشین های خود دچار مشکل شده و پای او شدیدا آسیب دید. او چند روز بعد به قانقاریا مبتلا شد و در حین عمل جراحی درگذشت.

جی – پاری توماس
این مهندس و راننده اهل ولز همیشه رویایی شکاندن رکورد سرعت با اتومبیل را داشت. او در این راه و به منظور رسیدن به این هدف اتومبیلی به نام " Babs " را طراحی کرده و ساخت. او در این زمان با رسیدن به سرعت ۲۷۳ کیلومتر بر ساعت توانست رکورد سرعت را برای خود بدست بیاورد. در سال ۱۹۲۷ رکورد او توسط راننده دیگری شکسته شد و وی به تاریخ ۳ مارس ۱۹۲۷ و در حالی که سعی می کرد رکورد جدیدی را با خودروی خود به جا بگذارد دچار حادثه شده و کشته شد.

توماس میدگلی
این شیمیدان آمریکایی مخترع گازهای CFC و بنزین سرب دار بوده است . بسیاری وی را مخربترین موجود زنده بر روی زمین برای اتموسفر زمین می دانند زیرا این دو اختراع او به مرگ بسیاری از انسان ها و مشکلات زیادی برای محیط زیست منجر شد. او در میان سالی به ویروس فلج اطفال آلوده شد که به فلج شدن وی منجر شد. او برای حرکت کردن وتعویض ملافه هادر تخت دستگاهی را طراحی کرد که همین دستگاه باعث خفه کردن و مرگ او شد.

ماری کوری
شاید بتوان لقب معروفترین دانشمند و مخترعی را که با اختراع خود کشته شده است را به ماری کوری داد.این فیزیک دان فرانسوی کاشف رادیواکتیو بود و آزمایشات فراوانی را برای پی بردن به خواص و قابلیتهای این ماده صرف کرد. او در سال ۱۹۰۳ میلادی به دریافت جایزه فیزیک نوبل مفتخر شد. او در ۴ جولای ۱۹۳۴ به دلیل ابتلاء به سرطان ناشی از قرار گرفتن در معرض تشعشعات هسته ای از دنیا رفت

پی‌نوشت:البته دكتر گیوتین فرانسوی هم در این لیست قرار میگیرد كه توسط اختراع خودش(گیوتین!)گردن زده شد.




نوع مطلب : علمی، انسان، زندگینامه، 
برچسب ها :
چهارشنبه 10 اسفند 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
نوزاد بی کس دیروز ، استاد امروز دانشگاه اسلو سوئد
 
یک معلم مدرسه در سال ۱۳۵۱ بر در خانه‌ای در خیابان مولوی ِ تهران، نوزادی را می‌یابد که والدینش به سادگی ر‌هایش کرده بودند، نوزادی که سر از پرورشگاه نارمک تهران درآورد. ۷ ماه بعد زن و شوهری سوئدی او را که به دلیل گریه زیاد در پرورشگاه اشک» نام گرفته بود به فرزندی پذیرفته و با خود به سوئد بردند
 
 اشک، سال‌های بسیار، خود را سوئدی می‌دانست تا اتفافاً دریافت که ریشه ایرانی دارد و بازهم اتفاقاً چنان به فرهنگ و زبان ایرانی دل بست که همه مدارج ممکن را در بزرگسالی در رشته‌ای مربوط به ریشه خود طی کرد
 
گفت‌وگوی الهه روانشاد با پروفسور اشک دالن: نوزاد خیابان مولوی آن روز، اشک ِ پرورشگاه نارمک، امروزه پروفسور اشک دالِن نام دارد و استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه اسلوی نروژ است. کتاب دستور زبان فارسی او کتاب مرجع در این رشته در اسکاندیناوی است. ترجمه اشعار مولانا و حافظ، چهارمقاله نظامی عروضی و فخرالدین عراقی از جمله دیگر آثار اوست. رادیوفردا با  پروفسوراشک دالن درباره زندگی او و همچنین جایگاه زبان فارسی در اسکاندیناوی گفت‌و‌گو کرده است
 
اشک دالن: من اشک دالن هستم و در سال ۱۳۵۱ در ایران به دنیا آمدم و الان ۳۷ سال است که در کشور سوئد زندگی می‌کنم.
-زندگی شما در کشور سوئد داستان خودش را دارد
 
 
-گویا شما هرگز در ایران بزرگ نشدید و زبان فارسی را هم در ایران نیاموخته‌اید؟
-درست است. من هفت ماه اول زندگیم در یک پرورشگاه در تهران زندگی کردم و در هفت ماهگی پدر و مادر فعلی من از سوئد به ایران آمدند و مرا به فرزندی قبول کردند و من در سوئد بزرگ شدم و هیچ ارتباطی با ایران و فرهنگ ایرانی نداشتم تا زمانی که به
۲۰ سالگی رسیدم
 
-اگر امکان دارد در مورد این که چرا در پرورشگاه بودید، توضیح دهید؟
-تا آنجایی که من اطلاع دارم فردی مرا جلو منزل شخصی در خیابان مولوی در سال
۵۱‌‌ رها کرده بود. آقایی که معلم مدرسه‌ای در نزدیک‌‌ همان خیابان بود مرا پیدا کرده و چند ساعت از من نگهداری کرد و بعد مرا به پرورشگاه نارمک تهران سپرده بود
 
-شما به طور کامل سوئدی بزرگ شده‌اید و همیشه خود را سوئدی می‌دانستید. چه شد که ناگهان به فرهنگ ایران و زبان فارسی علاقه‌مند شدید؟
- من خودم را سوئدی می‌دانستم، اما شاید در سن
۱۲ یا ۱۳ سالگی متوجه شدم که ریشه‌ام در یک جای دیگر است، یعنی کشور ایران و خیلی مشتاق بودم و علاقه‌مند شدم بیشتر در مورد ایران و فرهنگ آن بدانم. چند سال طول کشید، کتاب‌هایی در مورد ایران خواندم و اتفاقا دو دوست ایرانی پیدا کردم که خیلی در مورد کشور ایران از آنها یاد گرفتم و بالاخره کنجکاو شدم که زبان فارسی را هم یاد بگیرم
 
-چگونه زبان فارسی یاد گرفتید؟
-وقتی می‌خواستم دانشگاه بروم رشته خبرنگاری را انتخاب کردم، ولی چون به نظام وظیفه رفته بودم شش ماه وقت آزاد داشتم، بنابراین در رشته زبان فارسی ثبت نام کردم و چند کلاس زبان فارسی رفتم و شیفته این زبان شدم و خیلی دوست داشتم آن را ادامه دهم، یعنی‌‌ همان رشته ایران‌شناسی را چون چند معلم و استاد خیلی خوب و باسواد داشتم که چشم‌های مرا به فرهنگ و تاریخ ایران باز کرده بودند و شیفته یاد گرفتن بیشتر در مورد این زبان و فرهنگ بودم
 
-آقای دالن، اسم شما «اشک» است. این اسم مخفف نام دیگری است یا از ابتدا همین بوده است؟ -اسم من داستانی دارد. این اسم به ظاهر مخفف نام اشکان، پادشاه اول و دوم سلسله اشکانیان است که اسم‌شان اشک اول و اشک دوم بود. ولی من اسمم را در‌‌ همان پرورشگاه نارمک تهران گرفته بودم، چون کارمندان آنجا اسم‌هایی برای بچه‌ها انتخاب می‌کردند و من چون بیشتر از بچه‌های دیگر گریه می‌کردم اسم «اشک» را روی من گذاشتند. وقتی قرار بود به سوئد بیایم برای من گذرنامه صادر کردند و‌‌ همان اسم اشک در گذرنامه هم ثبت شده و در گذرنامه سوئدی هم همین طور
 
-آقای دالن، شما به عنوان یک سوئدی تمام‌عیار و هم‌زمان به عنوان یک ایرانی‌تبار که در بزرگسالی به فرهنگ ایرانی علاقه‌مند شده و خودش استاد زبان و ادبیات فارسی است و می‌تواند نگاهی عمیق به هر دو فرهنگ داشته باشد، تصور می‌کنید فرهنگ سوئدی چه بینشی نسبت به فرهنگ ایرانی دارد و اختلاط این دو فرهنگ را چگونه می‌بینید؟
- اگر این رابطه را محدود کنم به مسائل فرهنگی، فکر می‌کنم ارتباط ایران و سوئد تقریبا به
۱۵۰ سال پیش برمی‌گردد البته ریشه‌های عمیق‌تری هم دارد، ولی می‌شود گفت سوئدی‌ها یک دیدگاه رمانتیک یا [دچار] شرق‌زدگی نسبت به ایران داشتند که در ۲۰ سال اخیر بیشتر به واقعیت نزدیک شده و اکنون یک ارتباط عمیق‌تر فرهنگی بین دو کشور وجود دارد از نظر ترجمه کتاب یا فیلم و برنامه‌های تلویزیونی. اگر بخواهیم به اختلافات بپردازیم، بیشتر این اختلافات در شکل و فرم است، یعنی می‌بینیم اشتراکات زیادی در ویژگی‌های مختلف وجود دارد از رسم و رسومات روزمره مانند غذاخوردن گرفته تا دیدگاه‌های فلسفی و تعبیرات ادبی. من فکر می‌کنم کسانی که می‌توانند پلی باشند بین دو فرهنگ می‌توانند اشتراکات این دو فرهنگ را معرفی کنند تا مردم این دو کشور به هم نزدیک‌تر شوند و احساس همبستگی کرده و در درون خودشان دیگری را منعکس کنند
 
 
-شما استاد رشته زبان و ادبیات فارسی هستید و سوئدی ایرانی‌تبار. از دیدگاه شما استقبال فرهنگ‌های غربی از ادبیات فارسی چگونه است و تا چه حد داوطلب ادامه چنین رشته‌ای هستند؟
- طی
۲۰ سال اخیر وضعیت زبان فارسی در کشورهای اسکاندیناوی تغییر پیدا کرده است. تا پیش از آن زبان فارسی مثل یک زبان مرده تدریس می‌شد، ولی طی سال‌های اخیر مانند یک زبان زنده بررسی می‌شود در محافل فرهنگی و دانشگاهی. قبلا علاقه به متون خیلی قدیمی یا شناخت دقایق زبانی وجود داشت، ولی امروز خیلی از محققان و دانشجویان به جامعه امروز ایران و ادبیان معاصر این کشور علاقه دارند و این از تعداد بیشتر پذیرش دانشجو مشخص می‌شود. اگر ۲۰ سال پیش فقط دو یا سه نفر دانشجوی زبان فارسی داشتیم امروز بیش از ۵۰ نفر سالانه درخواست شرکت در این کلاس‌ها را دارند که حدود ۳۰ نفر را می‌پذیریم و این برای ما جای خوشحالی است و برای زبان فارسی روند مثبتی است
 
 
-آقای دالن، چیزی حدود ۱۰۰ سال پیش یک سوئدی به نام هرملین رباعیات خیام را ترجمه کرد به زبان سوئدی و از آن تاریخ به بعد مردم اسکاندیناوی بسیار علاقه‌مند شدند به رباعیات خیام. اما در مورد هرملین شایعاتی وجود دارد مبنی بر این که چنان شیفته خیام شده بود که آخر عمر کارش به دیوانگی و تیمارستان کشید. در این باره توضیح دهید. هرملین شخصیت عجیبی بود. او ۱۴۰ سال پیش در جنوب سوئد به دنیا آمد و جوانی‌اش را مدتی در هند گذراند و آنجا یک منشی داشت که به هرملین زبان فارسی یاد داد که در آن دوران زبان رسمی هند بود. هرملین پس از بازگشت به سوئد اعتیاد به الکل پیدا کرد و در یک بیمارستان بستری شد. پس از آن به ترجمه آثار فارسی به سوئدی مشغول شد و حدود ۱۰ هزار صفحه شعر فارسی را به سوئدی برگرداند. به نظر من او هیچ بیماری و جنونی نداشت، بلکه یک روش زندگی برای خود داشت که با محیط خانوادگیش تناسبی نداشت، چون اشراف‌زاده بود. هرملین شیفته ادبیات ایران شد و برجسته‌ترین نماینده ادبیات ایران بود. سفیر ایران در استکهلم در آن زمان از هرملین قدردانی کرد و مدال خورشید به او اهدا کرد. او در واقع یک عارف بود که شیفته ادبیات فارسی شده بود به خاطر جنبه عرفانی این ادبیات. او بیشتر از مولانا الهام گرفته و تلاش می‌کرد پیوندهای مشترک در بین عارفان پیدا کند. او احساس می‌کرد عرفان ایرانی پیامی دارد برای مردم یا برای انسان معاصر و هرملین تلاش می‌کرد این پیام را معرفی کند
 
 
دانستن زبان فارسی و بازگشت به اصل ایرانی بودن، تا چه حد بر زندگی شما موثر بوده و آیا زندگی‌تان را پربار‌تر کرده است؟
-این سوال خوبی است. من فکر می‌کنم با جریانی که در یادگیری زبان فارسی طی کردم قدم به قدم لذت زیادی بردم و از ابعاد مختلف به فرهنگ ایرانی نزدیک شدم و می‌توان گفت آدم پخته‌تری شدم در این سفر یا جریانی که طی کردم. احساس می‌کردم انسانی با دو بعد بودم، یک بعد سوئدی و یک بعد ایرانی، ولی با یادگیری زبان فارسی و مسلط شدن به آن شکاف و فاصله بین این دو بعد را برداشتم و این پلی بود برای من. احساس می‌کنم آدم پربار‌تر و پخته‌تری شده‌ام
 
 
-داستان زندگی شما بیشتر شبیه افسانه و باورنکردنی است. از دم در خانه‌ای در خیابان مولوی تا تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه اسلو، چیزی است که کمتر اتفاق می‌افتد. دیدگاه پدر و مادر سوئدی شما درباره این که شما به فرهنگ و تاریخ ایران چنین علاقه‌مند هستید چیست؟
- پدر و مادر فعلی من همیشه مرا پشتیبانی کردند و خیلی خوشحال هستند که من به ریشه خودم راه پیدا کردم. بزرگ‌ترین هدیه برای یک بچه پشتیبانی پدر و مادر است، یعنی حمایت پدر و مادر و کمک آن‌ها برای این که بچه به انگیزه‌ها و آرزوهایی که دارد برسد
 
 
-هیچ‌گاه فکر کردید به ایران بروید و بگردید تا شاید پدر و مادر بیولوژیکی خود را پیدا کنید؟
- من وقتی متوجه شدم در ایران به دنیا آمده‌ام یعنی
۱۲ یا ۱۳ سالگی، خیلی علاقه داشتم به ایران سفر کنم. چند بار هم به ایران سفر کردم و از طریق همسرم که ایرانی است وارد یک خانواده ایرانی شدم و آنها مرا جزیی از خانواده خود می‌دانند و برای من جای خوشحالی است که در چنین موقعیتی هستم. من اصلا نمی‌توانستم پیش‌بینی کنم یک روز این طور شود



نوع مطلب : زندگینامه، علمی، 
برچسب ها :
سه شنبه 18 بهمن 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
!!!حواستون باشه که آخریش مهندس مکانیکه
---------------------------------------------------------------------------
 
 
دكتر لئونید روگوزوف
نوع جراحی : برداشتن آپاندیس
سال ۱۹۶۴، دكتر روگوزوف، در ۲۷ سالگی مقیم ایستگاهی در قطب جنوب بود. در این زمان او تشحیص داد كه مبتلا به آپاندیسیت حاد شده است. شرایط او داشت بدتر می‌شد و به خاطر شرایط آب و هوایی، هواپیمایی نمی‌توانست فرود بیاید. به همین خاطر او تصمیم گرفت، خودش را عمل كند. او با بیهوشی موضعی عمل را شروع كرد، در حین عمل، هواشناس ایستگاه، ریتراكتور ( وسیله‌ای كه دو سوی برش جراحی را می‌گیرد و برش را باز نگه می دارد ) را برایش نگه داشت، راننده ایستگاه آینه‌ را برای او نگه داشته بود، دانشمندی هم وسایل عمل را به او می‌داد. دكتر روگوزوف در حالت خم‌شده به جلو، عمل را انجام داد و گرچه یك بار طی عمل از حال رفت، توانست عمل را كمتر از دو ساعت انجام دهد. بعد از دو هفته او كاملا بهبود پیدا كرد و به سر كارش در ایستگاه برگشت.
 
دكتر جری نیلسون
نوع جراحی : بیوپسی ( تكه‌برداری )
دكتر «جری لین نیلیسون»، یك پزشك آمریكایی باتجربه است. در سال ۱۹۹۸ او به عنوان پزشك یك ایستگاه در قطب جنوب، موسوم به ایستگاه آموندسن- اسكات، استخدام شد. در طی فصل زمستان، او تنها پزشك مقیم در این ایستگاه بود. در مارس سال ۱۹۹۹، او متوجه شد كه توده‌ای در پستان راستش دارد به همین خاطر از طریق ایمیل و ویدئوكنفرانس مشاوره‌ای با پزشكان آمریكایی انجام داد و از توده، بیوپسی ( تكه‌برداری ) انجام داد. نتیجه بیوپسی، دقیق نبود، چون موادی كه برای بیوپسی لازم هستند و در ایستگاه نگهداری می‌شدند، تاریخ‌گذشته بودند و دقت تشخیصی را پایین می‌آوردند. از آنجا كه در زمستان دسترسی به ایستگاه به هیچ عنوان وجود ندارد و هواپیماها هم جای مناسبی برای فرود ندارند، تصمیم گرفته شد كه با یك هواپیمای نظامی و از طریق چتر نجات، اسباب و مواد لازم برای این پزشك فرستاده شود. خانم نیلسون یك بیوپسی دیگر انجام داد و وقتی تصویر لام‌ها برای پزشكان فرستاده شد، مشخص شد كه سلول‌های توده، سرطانی هستند. نیلسون مجبور شد كه با كمك ساكنان ایستگاه، در همان ایستگاه شیمی‌درمانی را شروع كند تا اینكه در ماه اكتبر هواپیمایی برای بازگرداندن وی فرستاده شد. بعد از رسیدن به آمریكا، چندین جراحی روی خانم نیسلون انجام شد و عمل ماستكتومی ( قطع پستان ) روی وی انجام شد. جالب اینجاست كه بعد از بهبود، خانم نیسلون كتابی در مورد تجربه‌اش با عنوان Ice Bound نوشت. بعدها با استفاده از مطالب این كتاب، یك فیلم تلویزیونی با بازی «سوزان ساراندون» ساخته شد.  
 
دبورا سامپسون

نوع جراحی : خارج كردن گلوله
داستان این زن هم در نوع خود شنیدنی است. در سال ۱۷۸۲، این زن برای اینكه بتواند وارد ارتش شود، خودش را به عنوان مرد جا زد و با نام «رابرت شاتلفت» در هنگ چهارم ارتش نام‌نویسی كرد. از آنجا كه او قوی‌بنیه و بلندقد بود و ظاهر چندان زنانه‌ای نداشت، كسی شك نمی‌كرد كه او در واقع یك زن است. همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینكه او در جریان یك درگیری نزدیك نیویورك، مجروح شد. برای خارج كردن گلوله، ‌او به بیمارستانی برده شد. اما او از بیم اینكه حین عمل جنسیتش مشخص شود، خودش گلوله را از محل اصابتش كه در رانش بود، خارج كرد و بعد زخم را با یك سوزن خیاطی دوخت. وقتی كه زخم‌های او بهبود پیدا كرد، او دوباره به ارتش برگشت. تا سال ۱۷۸۳ كه سامپسون یك جراحت دیگر برداشت، كسی متوجه جنسیت واقعی نشد. وقتی ارتشی‌ها متوجه شدند كه او یك زن است، مرخصش كردند، ولی از آنجا كه در جریان خدمت نظامی زخمی شده بود، مقرری‌ای برایش در نظر گرفتند. در سال ۱۸۳۸، كنگره موافقت كرد كه به ورثه او هم مستمری پرداخت شود.
 
دكتر اوان اونیل كین

نوع جراحی : برداشتن آپاندیس و ترمیم فتق كشاله ران
دكتر اوان اونیل كین، یك جراح پیشرو و پزشك برجسته یكی از بیمارستان‌های نیویورك بود. او تصمیم گرفت كه به همه ثابت كند كه برای جراحی‌های كوچك نیازی به بیهوشی عمومی نیست. برای این كار، او تنها با بیهوشی موضعی، آپاندیس خودش را برداشت! در حالی كه او روی تخت عمل دراز كشیده بود و با استفاده از یك آینه جای عمل را می‌دید، سه پزشك دیگر به او كمك می‌كردند. او خودش برش لازم برای جراحی را روی شكمش ایجاد كرد و آ‍پاندیسش را برداشت و و كار بخیه را به دستیارانش سپرد. دكتر اونیل كین، ‌در سال ۱۹۳۲ و در ۷۰ سالگی دست به ماجراجویی پیچیده‌تری زد، این بار تصمیم گرفت كه فتق كشاله رانش را عمل كند. به خاطر نزدیكی شریان رانی به محل عمل، این عمل، كار ظریفی است. اما دكتر اونیا كین، موفق شد، عمل را در كمتر از دو ساعت با موفقیت به پایان برساند. همان طور كه در تصویر بالا می‌بینید، این پزشك در طی عمل خودش كاملا آرامش داشت و حتی در حالی كه تیغ جراحی چند میلیمتر تا شریان حساس، فاصله داشت با اطرافیان شوخی می‌كرد!
 
آرون رالستون

نوع عمل : قطع كردن دست راست
 
رالستون یك مهندس مكانیك آمریكایی است، او كه عاشق كوهنوری است، كارش را به عشق كوهنوری رها كرده بود و قصد داشت به قلل مرتفع صعود كند. در یكی از همین كوهنوردی‌ها در سال ۲۰۰۲، تخته‌سنگی روی دست راست او افتاد. ۵ روز تمام او تلاش كرد كه تخته‌سنگ را جابجا كند، اما موفق نشد. گرسنگی و تشنگی توان را از او گرفت و سرانجام او تصمیم گرفت با چاقویی، دستش را قطع كند. او چاقوی كندی در اختیار داشت و با زجر بسیار بافت نرم دستش را برید، كار قطع كردن تاندون‌ها دشوارتر بود و او مجبور شد با آنها را پاره كند. اما قطع كردن دست، هم پایان كار نبود، او با وسیله نقلیه‌اش ۸ مایل فاصله داشت و مجبور بود با خونریزی و درد ۸ مایل را هم راه برود. سرانجام او به كوهنوردان دیگری برخورد كه نجاتش دادند. اما این واقعه تلخ، باعث نشد او دست از كوهنوردی بردارد، او با استفاده از یك دست مصنوعی همچنان كوهنوردی می‌كند و از آن لذت می‌برد. او كتابی هم در مورد این حادثه و بازگشتش به كوهنرودی با عنوان Between a Rock and a Hard Place نوشته است. او قصد دارد سال ۲۰۱۰ به كوه اورست صعود كند. هدف او از این صعود، آگاهی دادن به مردمان زمین در مورد خطرات تغییر آب و هوا است. از این حادثه فیلمی در سال 2011 به نام 127 ساعت ساخته شد.




نوع مطلب : پزشكی، علمی، انسان، 
برچسب ها :
یکشنبه 16 بهمن 1390 :: نویسنده : آریا همه چیز دون!
نام روزهای هفته‌ی فرنگی از گاهنامه‌ی کهن ایرانی برگرفته شده است
 
نام روزهای هفته در ایران کهن بدین گونه بوده است:
 
کیوان شید = شنبه
مهرشید = یکشنبه
مه شید = دوشنبه
بهرام شید = سه‌شنبه
تیرشید = چهارشنبه
هرمزشید = پنج‌شنبه
ناهیدشید یا آدینه = جمعه
 
اینک با بررسی ریشه‌های این واژگان به این بر‌آیند ساده می‌رسیم:
 
کیوان شید = شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان
------------------------------------------------------------------------------
مهرشید = یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = خور (خورشید) = مهر
------------------------------------------------------------------------------
مه شید = دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon = ماه
--------------------------------------------------------------------------------
بهرام شید = سه‌شنبه
Tuesday = Tues + day
 * Tues = god of war = Mars = بهرام
*
O.E. Tiwesdæg, from Tiwes, gen. of Tiw "Tiu," from P.Gmc. *Tiwaz "god of the sky," differentiated specifically as Tiu, ancient Germanic god of war, from PIE base *dyeu- "to shine" (see diurnal). Cf. O.N. tysdagr, Swed. tisdag, O.H.G.ziestag. The day name (second element dæg, see day) is a translation of L. dies Martis (cf. It. martedi, Fr. Mardi) "Day of Mars," from the Roman god of war, who was identified with Germanic Tiw (though etymologically Tiw is related to Zeus), itself a loan-translation of Gk. Areos hemera. In cognate Ger. Dienstag and Du. Dinsdag, the first element would appear to be Gmc. ding, þing "public assembly," but it is now thought to be from Thinxus, one of the names of the war-god in Latin inscriptions.
---------------------------------------------------------------------------
تیرشید = چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
* Wednes = day of Mercury  = Mercury = تیر
*
O.E. Wodnesdæg "Woden's day," a Gmc. loan-translation of L. dies Mercurii "day of Mercury" (cf. O.N. Oðinsdagr, Swed.Onsdag, O.Fris. Wonsdei, M.Du. Wudensdach). For Woden, see Odin. Contracted pronunciation is recorded from 15c. The Odin-based name is missing in German (mittwoch, from O.H.G. mittwocha, lit. "mid-week"), probably by influence of Gothic, which seems to have adopted a pure ecclesiastical (i.e. non-astrological) week from Greek missionaries. The Gothic model also seems to be the source of Pol. sroda, Rus. sreda "Wednesday," lit. "middle."
--------------------------------------------------------------------------
هرمزشید = پنج‌شنبه
Thursday = Thurs + day
* Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز
*
O.E. Þurresdæg, perhaps a contraction (influenced by O.N. Þorsdagr) of Þunresdæg, lit. "Thor's day," from Þunre, gen. ofÞunor "Thor" (see Thor); from P.Gmc. *thonaras daga- (cf. O.Fris. thunresdei, M.Du. donresdach, Du. donderdag, O.H.G.Donares tag, Ger. Donnerstag "Thursday"), a loan-translation of L. Jovis dies "day of Jupiter," identified with the Gmc. Thor (cf. It. giovedi, O.Fr. juesdi, Fr. jeudi, Sp. jueves), itself a loan-translation of Gk. dios hemera "the day of Zeus."
-------------------------------------------------------------------------
ناهیدشید یا آدینه = جمعه
Friday = Fri + day
* Fri = Frig = day of Venues = Venues = ناهید
*
O.E. frigedæg "Frigga's day," from Frige, gen. of Frig (see Frigg), Germanic goddess of married love, a West Germanic translation of L. dies Veneris "day of (the planet) Venus," which itself translated Gk. Aphrodites hemera. Cf. O.N. frijadagr, O.Fris. frigendei, M.Du. vridach, Du. vrijdag, Ger. Freitag "Friday," and the Latin-derived cognates O.Fr. vendresdi, Fr.vendredi, Sp. viernes. In the Germanic pantheon, Freya (q.v.) corresponds more closely in character to Venus than Frigg does, and some early Icelandic writers used Freyjudagr for "Friday." Black Friday as the name for the busy shopping day after U.S. Thanksgiving holiday is said to date from 1960s and perhaps was coined by those who had the job of controlling the crowds, not by the merchants; earlier it was used principally of days when financial markets crashed.
 
 
ایدون باد،
سیامک
 
هشدار: پخش و هر گونه بهره برداری از این نوشتار، تنها با آوردن نام و رایانامه‌ی‌ (ایمیل) نویسنده برای همگان روا (مجاز) است!





نوع مطلب : علمی، انگلیسی، ادبیات، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :