همه چیز دونی!
شنبه 20 فروردین 1390 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک

حوادث آنی

درس چهاردهم داستان نویسی

نویسنده همواره باید از نحوه ی پیشروی رمان آگاه باشد و هنگامی که یکی از صحنه های میانی کند پیش می رود از حوادث آنی استفاده کند.

حادثه ی آنی، ورود ناگهانی و غیرمنتظره ی حادثه ای به درون طرح است که به یکباره نیروی تازه ای به رمان می دهد. به نظر می رسد حادثه ی آنی مثل سیل آنی، بی دلیل رخ می دهد اما علت دارد.

داستان: ماجراهای برانی براون در سفرش به شهرهای مرزی برای دستفروشی داروهای مقوی برانی، که هر مرضی را از دردهای مزمن گرفته تا دُمَل مداوا می کندد. سال 1843 است.

حادثه ی آنی باید بیشتر با شغل شخصیت ارتباط داشته باشد تا زندگی شخصی وی. اما این حادثه که از فعالیتهای شغلی او ناشی می شود باید بر زندگی شخصی وی اثر بگذارد.

مثال: برانی روی رکاب کوچک کالسکه اش ایستاد. بطری را بالا نگه داشت و مایع سبز درون آن را جلوی مردم تکان تکان داد و گفت: «همشهری ها! این اکسیر حیاتبخش سرفه، خس خس سینه، آروغ و رماتیسم را معالجه می کند. اگر یک جرعه از این بنوشید نفسی می کشید و اشتیاق شدیدی نسبت به...» ناگهان کسی داد زد: «دروغگوی رذل، چشمانت را در می اورم.» همه برگشتند و به مرد یکدستی که اسلحه ای را تکان می داد نگاه کردند. مرد گفت: «من تابستان آن اکسیر را خوردم و دستم از تنم جدا شد.» برانی از رکاب پرید و به درون کافه گریخت.

نباید برای این حادثه مفصلاً زمینه چینی یا از آماده سازی یا اخطار کسی استفاده کرد (:«برانی، مرد یکدستی دارد می آید سراغت!») بلکه شخصیت شغلی دارد که هر لحظه احتمال دارد حادثه ای برایش رخ دهد. حادثه، که بدون دادن هرگونه علامتی رخ می دهد، از گذشته ی شخصیت ناشی می شود، به این دلیل ساده که شخصیت گذشته ای دارد. حادثه ی آنی کار کاتالیزور (عامل فعل و انفعال شیمیایی) راانجام می دهد تا عامل کند کننده را که در همه ی رمانها وجود دارد، از میان بردارد. حادثه ی آنی نباید علت روشنی داشته باشد، اگر چه باید به نظر منطقی بیاید. به محض اینکه حادثه ی آنی رخ داد، سریعاً محو می شود، چرا که صرفاً برای احیای مجدد داستان روی داده است. و نتیجه ی آن داستان را پیش می برد.

 





ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،
جمعه 12 فروردین 1390 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک

 

50- داستان دو قلو و حذف رجوعهای دائم به گذشته

درس سیزدهم داستان نویسی

اگر نویسنده نمی تواند رویدادهای زیادی را که قبل از صحنه ی فعلی اتفاق افتاده، حذف کند نباید برای بیان این مطالب، دائم از بازگشت به گذشته استفاده کند. چرا که این کار خامدستی است و حواس خواننده را پرت می کند. این مطالب را باید در رمان تبدیل به داستانی جدید کرد و این داستان گذشته را به موازات داستان حال پیش برد. البته باید داستان گذشته را در اواسط رمان تمام کرد.

این ساختار، پیچیده و تا حدودی فریبنده است. فریبنده است چون برداشت خواننده از ابتدا این است که دو داستان کامل، در انتهای رمان به هم می رسند. و پیچیده است چون تمام حوادث و روابط داستان گذشته با داستان زمان حال و شخصیتها ارتباط مستقیم دارند. با این حال تا موقعی که داستان گذشته با داستان زمان حال نیامیخته باید جداگانه پیش برود.

مثال (داستان زمان حال): برادران دوقلو برایان و لیون بر سر فرمانداری کانزاس با یکدیگر مبارزه انتخاباتی می کنند. رقابت آنها بسیار دوستانه و توأم با وقار است. و ظاهراً اختلاف آنها صرفاً سیاسی است.

(داستان گذشته): داستان از زمانی که برادرها 14 سالشان است آغاز می شود. آنها با هم رقابتی کینه توزانه و بدخواهانه دارند و هر یک کلک می زند و دسیسه می چیند تا دیگری را از سر راه بردارد. آنها هر دو عاشقِ مدلین هستند. داستان گذشته تا روزی که احزاب، آنها را برای انتخابات نامزد می کنند، ادامه می یابد. لیون با مدلین ازدواج کرده است.

داستان گذشته در اواسط رمان: هنگامی که برادرها قسم می خوردند همدیگر را نابود کنند، تمام می شود. نویسنده برای اینکه مشخص کند داستانِ حال کاملاً جای داستان گذشته را گرفته است از بحران تکان دهنده ای در زمان حال استفاده می کند. برایان را موقع نطق انتخاباتی ترور می کنند. و چون خواننده داستان گذشته را می داند فکر می کند که لیون کسی را اجیر کرده تا برادرش را بکشد.

داستان گذشته باید خود داستان کاملی باشد. وقتی هر دو داستان جریان دارند، از اهمیتی یکسان برخوردارند. داستان گذشته به دلیل تلاقی اش با داستان زمان حال به پایان می رسد. خواننده باید اشتباهاً فکر کند که لیون برادرش را کشته است؛ چرا که بیشتر مجذوب داستان می شود. اما وقتی می فهمد که قاتل، مدلین است تسکین پیدا می کند.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،
پنجشنبه 12 اسفند 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک

درس دهم داستان نویسی

37- مزیت استفاده از چند زاویه دید:

برتری چند زاویه‏ دید (زاویه دید شخصیت‏های مختلف) بر زاویه دید اول شخص مفرد (من راوی) در این است که نویسنده می‏تواند از کانون توجهی سیار استفاده کند. در زاویه دید اول شخص ما فقط تصورات و اطلاعات راوی را در باره شخصیت‏های دیگر، می‏دانیم. به علاوه راوی فقط می‏تواند اتفاق‏هایی را که می‏بیند بیان کند و آنچه را که نمی‏بیند فقط حدس بزند.

با به کارگیری چند زاویه دید می‏توان شخصیت‏ها را از طریق واکنش‏هایشان بیشتر کاوید. و باز همزمان شاهد اعمال شخصیت‏های مختلف در مکان‏های متفاوت بود و داستان را با استفاده از نمایش شخصیت‏های جامع و متعدد دیگر، با تنوعی بیشتر بسط داد.

راوی اول شخص صرفاً می‏تواند افکار و احساساتش را افشا کند و واکنش دیگران را حدس بزند. اما استفاده از زاویه‏های متعدد امکانی است تا با آن ذهن خود آگاه چند شخصیت را در صحنه‏ای واحد، بکاویم. و چون کانون توجه، سیار است، می‏توانیم به راحتی از شخصیتی به شخصیت دیگر بپردازیم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،
چهارشنبه 11 اسفند 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک
درس نهم داستان نویسی

درس نهم داستان نویسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

34- فصل‏ بندی

فصل در حقیقت جداسازی موکد دو قسمت از رمان از هم است و داستان را از یک مکان و زمان به مکان و زمان دیگری می‏برد.

فاصله‏گذاری (در حد یک سطر، بین دو قسمت از صفحه‏ای واحد) نیز همین‏کار را انجام می‏دهد اما با تاکیدی کمتر؛ چرا که دو قسمت داستان را به نحوی اساسی از هم جدا نمی‏کند.

اگر نویسنده بخواهد پنج سال از رمان را حذف کند، فصل بندی، مقبول‏تر از فاصله‏گذاری است. چه، در این صورت خواننده مجبور می‏شود ورق بزند یا به صفحه بعد نگاه کند و این یعنی تغییر بصری کامل.

امّا فاصله گذاری بین دو صحنه‏ای که پنج‏سال با هم اختلاف زمانی دارند، دو صحنه را کاملاً از یکدیگر جدا نمی‏کند. در این حالت جدا سازی موکد نیست و قدرت نمایشی قسمت اول، از این فاصله عبور می‏کند. بهترین موقع استفاده از فاصله‏گذاری زمانی است که بخواهیم دو صحنه را ضرورتاً و به نحوی از هم جدا کنیم که در مسیر جریان نوشته و استمرار عمل داستانی وقفه نیفتد.

لازم نیست فقط وقتی که می‏خواهیم فاصله زمانی طولانی را حذف کنیم، از فصل‏بندی استفاده کنیم؛ گاهی ممکن است اختلاف زمانی بین دو فصل فقط سه دقیقه باشد. اما این نوع فصل بندی را هنگامی به کار می‏گیریم که بخواهیم بر تغییر مسیر داستان تاکید و وضعیت جدیدی را آغاز کنیم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،
چهارشنبه 4 اسفند 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک

 

27- استفاده از گفتگو برای آماده سازی

درس هایی درباره داستان نویسی(7)

برای آماده سازی اغلب از گفتگو استفاده می کنند. شخصیتها معمولاً برای ایجاد ارتباط، بیان خویشتن و قانع کردن دیگران، حرف می زنند. به علاوه می توانند نهال داستان و روابط احتمالی آینده را در عمل داستانی زمان حال بکارند.

مثال: دو قاتل مشغول صحبت اند: «انگار کولاک ناجوری راه افتاده. فکر می کنی  جیمی بتواند بیاید روی آب؟»

«نه، بیست و پنج کیلویی زنجیر دورش پیچیدم.»

«باید پنجاه کیلویش می کردی. این کولاک ناجور می آوردش بالای آب.»

صحنه ی کامل، دو هدف را بر آورده می کند:الف) داستان را در زمان حال پیش می برد. ب) خواننده را برای حادثه ی مهمترِ بعدی آماده می کند.

مثال: به مکانیک الکلی هواپیما هشدار می دهند که اگریک بار دیگر سرِ کار مست کند، اخراجش می کنند. به او مأموریت می دهند که هواپیمایی باری را که حامل مواد منفجره ی حساس است بازرسی کند. او ضمن انجام کار، با تمایل شدید مشروبخواری اش مبارزه می کند. و بادستانی لرزان مخزنهای اکسیژن اضطراری را پر و پیچ و مهره ها را سفت می کند و به نقاط اصطکاک، روغن می زند. کارش تمام می شود و خوشحال است که بر میل شدیدش غلبه کرده است.

هدف عمده ی صحنه ی بالا این است که نشان دهد مکانیک می تواند با تمایل مشروبخواری اش مبارزه کند. هدف فرعی آن افشای این نکته است که وی موقع مبارزه علیه تمایل مشروبخواری اش بی مبالات است و بعداً هواپیمای باری سقوط می کند.

آماده سازی تأثیری پیوند دهنده نیز دارد و موجب پیوستگی داستان یا رمان می شود. وقتی صحنه ای خبر از وقوع صحنه ی دیگری می دهد، صحنه ی بعد نیز یادآورِ صحنه ی قبل  است. و این، گذشته و حال را در جریانی پیوسته، به هم متصل می کند. و با وجود اینکه صحنه های رمان به طور مستمر و کم کم ظاهر می شود اما تأثیرش این است که گویی همه با هم رخ می دهد و مثل تجربه ای کامل است.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،
یکشنبه 1 اسفند 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک
- کیمیای نویسندگی
درس هایی درباره داستان نویسی(6)

هر چه می نویسید مفهومی ندارد، نه؟ عمق شخصیتهایتان به عمق کاغذ سلوفان است. داستان مثل سیاه مست هایی که تشنج دارند تلوتلو می خورد. خط طرح فاقد منطق است و دلیلی برای ادامه ی داستان وجود ندارد و نویسنده ی حرفه ای شدن به رؤیایی واهی می ماند.

بسیار خوب. حالا دیگر شما واقعاً به نویسندگی علاقه دارید و به زودی به مهارتی که قبلاً نداشتید دست خواهید یافت. منتها اینک در بخش تاریک و اسرارآمیز مراحل نویسندگی – که توضیح دادنی نیست – هستید. اما قبل از اینکه نویسنده شوید باید حتماً این بخش وصف ناپذیر را حس کنید.

شخصیت نویسنده هم در همین مرحله آزموده می شود.

و باز کیمیای نویسندگی در همین مرحله اتفاق می افتد. همان گونه که کیمیاگران قدیم رنجی برخود هموار می کردند تا سرب را تبدیل به طلا کنند و نمی توانستند، نویسنده نیز سعی می کن با رنج و زحمت چیزهای بی ارزش را تبدیل به گنج کند.

کیمیاگران ناکام می ماندند اما نویسنده موفق می شود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،

21 - رمان پر ماجرا و رمان غم انگیز

درس هایی درباره داستان نویسی(5)

بهتر است گاهی شکلی ادبی را از جو و زیان و روشنفکرانه اش خارج کنیم و به آن به عنوان امکانی برای خلق رمان بنگریم. به عنوان مثال می توان تفاوت بین رمان غم انگیز (تراژدی) و رمان پرماجرا را از این دید بررسی و برای درک این شکلها آنها را با هم مقایسه کرد.

رمان پرماجرا و رمان غم انگیز هر دو، شخصیتهایی اصلی دارند که در تقلای بین مرگ  زندگی هستند. شخصیت اصلی رمان پرماجرا مصیبت زده نیست. چون به طور ارادی درگیر با ماجراهایی بیرونی شده است. او آگاهانه با پلیدیهای جهان پیرامون خود ستیز می کند. ممکن است زندگی و مرگش برای خودش مصیبت بار باشد، اما خواننده فقط در ماجراهای او شریک می شود. باز احتمال دارد بمیرد، اما پس از نابودی پلیدی، خواهد مرد. اگر پلیدی را شکست داد و زنده ماند، از او قدردانی می کنند. به علاوه چون می خواهد پلیدی پیرامون خود را شکست دهد، قهرمان است نه مصیبت زده.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،

ده قانون نویسندگی مارگارت اتوود

ده قانون نویسندگی مارگارت اتوود

1- یک مداد همراه داشته باشید تا هنگامی که سوار هواپیما هستید با آن بنویسید. خودکار جوهر پس می‌دهد. اما اگر نوک مداد بشکند، نمی‌توانید آن را تیز کنید. چون نمی‌توانید چاقو همراه خود داشته باشید بنابراین دو عدد مداد ببرید.

 

2- اگر نوک هر دو مداد شکست، می‌توانید با سوهان ناخن فلزی یا شیشه‌ای کمی آن را تیز کنید.

 

3- چیزی با خود داشته باشید که بتوانید روی آن بنویسید. کاغذ خوب است. برای نوشتن می‌توانید کاغذ را حتی روی یک تکه چوب یا روی دست‌تان بگذارید.

 

4- اگر از کامپیوتر استفاده می‌کنید، همیشه برای نگهداری از نوشته‌های جدیدتان یک حافظه جانبی داشته باشید.

 

5- نرمش‌های مربوط به کمر را فراموش نکنید. درد آن مزاحم کارتان می‌شود.

 

6- همیشه توجه خواننده را معطوف به خود نگه دارید. (هنگامی که بتوانید توجه خود را معطوف به کار نگه دارید، این کار بهتر انجام می‌شود.) با این حال هیچ گاه نمی‌دانید خواننده کیست، به همین دلیل نوشتن مانند رها کردن تیری در تاریکی است. ممکن است یک نفر را مجذوب خود کند و حوصله یک نفر دیگر را سر ببرد.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،
دوشنبه 25 بهمن 1389 :: نویسنده : فربد رحیمی نیک
نگاهی به داستان مروارید ( 1947 ) اثر جان اشتاین بک
مروارید شوم

"کسی که به کاری بیاید ، نباید فرصت زیستن یا مردن را به حساب آورد. باید تنها آن را به حساب آورَد که آن چه انجام می دهد ،درست است یا نادرست ." جان اشتاین بِک(نویسنده امریکایی قرن بیستم ) 

کینو و همسرش خوآنا و نوزادشان در کلبه ای کنار ساحل دریا زندگی می کردند .آن ها فقیر و به موسیقی علاقه مند بودند و از صدای امواج دریا لذّت می بردند .

روزی عقرب فرزندشان را گزید . همه گفتند که کودک خواهد مرد چون آن ها پولی برای مداوای کودک نداشتند و از سویی پزشک شهر را بی سواد می دانستند .پزشک هم پیش از این که بچّه را ببیند از کینو پرسید که پول دارد یا نه؟ کینو خشمگینانه به در کوبید . مردم پراکنده شدند و آن خانواده با اندوه نداری خود ، تنها ماند .



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات، 
برچسب ها : داستان نویسی،


درباره وبلاگ


همونی که بود!

مدیر وبلاگ : هومن همه چیز دون!
نظرسنجی
بعد از این همه مدت که از سن همه چیز دونی گذشته کلا چطوری بوده؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic